خبرنگار امرداد-سليمان لطفي‌نيا :

نشست ماهانه انجمن فرهنگي افراز، در دو موضوع و با باشندگي شماري از دوست‌داران ايران، در پسين روز هفتم آذر ۱۳۹۲ خورشيدي در سالن فرهنگ‌سراي بوستان نظامي گنجوي برگزار شد. دربخش نخست كه ويژه‌ي نكوداشت جشن آذرگان بود، «بهرام روشن ضمير» پژوهشگر زمينه‌ي تاريخ، به بررسي جشن آذرگان و ارزش آتش نزد ايرانيان و ديگر مردم جهان پرداخت.
روشن ضميرآتش را يكي از چهار آخشيج(:عنصر) ارزشمند در نزد ايرانيان برشمرد و آن را در جايگاهي بالاتر از ديگر آخشيج‌ها دانست. وي آتش را ارزشمندترين آخشيج در پيوند با شكل‌گيري و ساخته شدن تمدن دانست و آغاز تمدن بشري را همگام با يافت و مهار آتش خواند. بهرام روشن ضمير گفت:«در اساتير يونان، آتش به گونه‌ي شگفت‌انگيزي به دست انسان رسيده است. در نگاه يونانيان انسان هنگامي توانست روي پاي خود بايستد كه آتش يافته شد. در اساتير يونان يكي از پهلوانان آتش را از زيوس مي‌دزد و به انسان مي‌دهد، زيوس خشمگين مي‌شود و او را به بند مي‌كشد و يك عقاب را مي‌گمارد تا جگر آن دزد را هر روز بخورد. اما  در انديشه ايراني، آتش از سوي ايزدان به انسان داده شده است و از بهشت آمده است، ازاين‌رو نگاه ايرانيان به آتش، بيشتر اهورايي است.»
ايران يكي از كهن‌ترين جوامع بشري است كه داراي تاريخ مدون و تمدن چندين هزار ساله است.
در بخش دوم از نشست؛ «سعید ملک زاده» هموند(:عضو) كميسيون حقوقي و قضايي دبير خانه مجمع تشخيص مصلحت نظام ؛ به بررسي موضوع‌هاي پيرامون سه جزيره‌ي ايراني تنب بزرگ؛ تنب كوچك و بوموسا پرداخت و بسياري از زواياي همسو با اين سه جزيره را براي باشندگان به روشني باز گفت.
وي سخنان خود را با اين سروده آغاز كرد:
شعله‌اي از آتش عشق وطن در جان ماست/ مهر ميهن تا ابد در زمره ايمان ماست
با وطن ما از ازل پيمان خونين بسته‌ايم/ خون ما تنها گروگان بر سر پيمان ماست
و در دنباله به فراز و نشيب‌هايي كه ايران در درازناي تاريخ خود بر سر جزيره‌ها با آن دست‌به‌گريبان بوده است پرداخت و گفت:«بر همه‌ي ايرانيان عاشق وطن واجب است كه سر از پاي نشناخته و تا تعيين تكليف و مايوس كردن دشمن از خيال دست‌اندازي و تجاوز به اين آب و خاك سپند(:مقدس) خواب را بر ديدگان خود حرام بدانند و نبايد چنين پنداريم كه حقانيت ما ضامن پيروزي ماست زيرا همان‌گونه كه قدرت هيچگاه حقانيت به‌وجود نمي‌آورد، متاسفانه حقانيت نيز هميشه شوند(:موجب) قدرت نيست.
وي در دنباله به معرفي جزيره‌هاي سه‌گانه، بزرگي، دوري و نزديكي آن‌ها به كرانه‌هاي خليج فارس و شهرهاي ديگر و نيز ريشه و معناي نام آن‌ها براي باشندگان پرداخت و از بيشترين ژرفاي آب دريا در نزديكي اين جزيره‌ها سخن گفت كه شوند گذر كشتي‌ها از كنار آن‌ها مي‌شود.
وي با يادآوري رويدادهايي كه پس از ۱۹۰۴ ميلادي از سوي ايران و ديگر كشورها، درباره‌ي جزيره‌هاي سه‌گانه رخ داده است پرداخت و افزود: «از تاسيس امارات متحده عربي، ۴۳ سال مي‌گذرد پيش از آن انگلستان وكالت كشورهاي تازي را در برابر ايران بر دوش داشت و امروزه ما بايد با كشوري ۴۳ ساله گفت‌وگو كنيم. كشوري كه از هفت امير نشين ساخته شده است.»
در ميانه‌ي سخن براي آن‌كه يكسويه داوري نكرده باشد به ديدگاه‌هاي انگلستان و امارات پرداخت و به هركدام پاسخ داد.
ملك زاده گفت: «در آن روزگار كه اميرنشين‌ها تشكيل نشده بودند وبريتانيا مسوول روابط خارجي و دفاع از سرزمين آن‌ها بود، برخي از رهبران و شيوخ عرب اسرار داشتند كه امارات به رسميت شناخته شود اما ايران هرگونه كمك به شيوخ عرب را منوط به پذيرش حاكميت ايران بر جزيره‌هاي سه‌گانه مي‌كرد.
سرانجام چنين مقرر شد كه ايران تنب بزرگ و تنب كوچك را بدون ردوبدل كردن هيچگونه توافق‌نامه‌ايي در دست بگيرد و شيخ شارجه بر سر واگذاري بوموسا به ايران واستفاده مشاع از برخي حقوق غير نظامي آن با ايران يك تفاهم‌نامه امضا كند. ايران درباره‌ي تفاهم‌نامه‌ي رسمي و مكتوب با شيخ شارجه اكراه و ترديد داشت اما با پافشاري انگلستان با اين‌كار موافقت كرد.
سرانجام در ۲۴ نوامبر ۱۹۷۱ تفاهم‌نامه‌اي از سوي امير شارجه امضا شد و از راه وزير ارشد امور خارجه ومشترك‌المنافع لندن همراه يك نامه رسمي به ايران ابلاغ شد. يكي از مفاد آن نامه برپايي پرچم ايران بر فراز جزيره و پادگان نظامي بوموسا و برپايي پرچم امارات تنها بر فراز پاسگاه پليس بود. ايران يك روز پس از آن به انگلستان نامه نوشت و ابراز داشت كه اين پيمان نامه هنگامي از سوي ايران پذيرفته مي‌شود كه هيچ يك از مفاد آن ايران را از انجام اقداماتي كه به نظر ايران براي حفظ امنيت اين جزيره  يا نيروهاي ايراني در آن نيازاست محدود نكند. انگلستان و كشورهاي عربي نه‌تنها به اين نامه اعتراض نكردند بلكه در ۲۶ نوامبر ۱۹۷۱ وزارت خارجه‌ي بريتانيا در نامه‌ايي به وزارت خارجه‌ي ايران نوشت كه شرايط ايران به اطلاع شيخ شارجه رسيده است.
در پايان در ساعت شش و۱۶ دقيقه‌ي روز نهم آذرماه سال ۱۳۵۰ برابر با ۳۰ نوامبر ۱۹۷۱ ميلادي و يك روز پس از تاسيس دولت امارات متحده عربي نيروهاي ايراني به گونه‌ي كامل در جزيره‌هاي سه‌گانه جاي گرفتند.هنگام ورود نيروهاي ايراني برادر امير شارجه رسما از سوي حكومتش به استقبال نيروهاي ايراني آمد و به آن‌ها خوشامد گفت.با اينكه نيروهاي ايراني بدون حالت جنگي به‌سوي پاسگاه پليس مي‌رفتند با تيراندازي يك قبضه مسلسل، سه تن از نيروهاي ايراني به نام‌هاي، رضا سوزن‌چي، حبيب الله سلكي كهريزي و آيت الهي شهيد و علي‌قربان روزبهاني زخمي شد.»
ملك زاده در پايان به اثبات حقانيت ايران بر حاكميت بر سه جزيره پرداخت و پس از برشمردن ادعاهاي بريتانيا و امارات به اين ادعاها پاسخ داد. در بخش پرسش و پاسخ يكي از باشندگان داستان گرفتن سه جزيره در برابر بحرين را پيش كشيد كه ملك زاده آن را ساختگي و ناراست دانست.
براي دسترسي به سايت انجمن افراز و آگاهي از برنامه‌هاي آن، مي‌توان به نشاني زير رفت:
www.anjomanafraz.com

روشن‌ضمير در دنباله به بررسي گونه‌هاي آتش در ايران باستان و نزد زرتشتيان پرداخت و همچنين از شكل‌گيري طبقه‌اي به‌نام «آتوربان» يا نگهبان آتش ياد كرد. او در بخش ديگري از گفته‌هايش از نام ماه‌ها و روزها در سالنامه‌هاي ميلادي، تركي و تازي ياد كرد و اينكه نام ماه‌ها در سالنماي ميلادي برگرفته از اعداد است اما در فرهنگ ايراني اين‌گونه نيست و ماه‌ها داراي نام‌هايي هستند كه مي‌توان ساعت‌ها درباره‌ي آن‌ها گفت‌وگو كرد.
روشن ضمير افزود: «آذر نهمين روز و نهمين ماه است و هيچ كس ديگري چنين جايگاهي ندارد.
بهرام روشن ضميرهمچنين از سه آتشكده‌ي بزرگ ايران به نام‌هاي آذرفرنبغ؛ آذر برزين‌مهر و آذرگشنسب نام برد و به برشمردن جشن‌هاي ويژه‌ي آتش و آب و نيز نقش آتش در پشت سكه‌هاي شاهان ايراني پرداخت.

ملك زاده سپس به سوابق تاريخي و تحولات كنوني پرداخت و جزيره‌هاي سه‌گانه را از آغاز تاريخ و بر پايه نوشته‌ها و برجاي مانده‌هاي تاريخي، بخش جدايي ناپذيري از ايران دانست و يادآور شد كه ايرانيان كمينه ۱۳۰۰ سال پيش از ميلاد مسيح بر كرانه‌هاي خليج فارس دست يافته و نام خود را به اين دريا داده‌اند. او همچنين از ساتراپي «ماكان» در روزگار «كورش بزرگ» نام برد كه خويشكاري پاسداري از تنگه هرمز و درياي عمان را بر دوش داشت.
ملك زاده گفت: «براي نخستين‌بار در سال ۱۵۱۵ ميلادي پرتغالي‌ها بر جزيره هرمز دست يافتند كه در روزگار شاه عباس صفوي و با فرمانده‌ي سردار نامدار آن روزگار، امام قلي خان، بندر گمبرون از چنگ پرتغالي‌ها بيرون آمد.»
وي افزود: «نقطه‌ي عطف جزيره‌هاي سه‌گانه در سال ۱۹۰۴ ميلادي است كه دست درازي انگلستان به ياري روسيه و آلمان فراهم شد. در پي آن جزيره‌هاي سه‌گانه از سوي انگليس اشغال مي‌شوند كه تا ۶۵ سال به درازا مي‌كشد. خوشبختانه در درازاي اين سال‌ها ايرانيان نگذاشتند كه اين اشغال تحميلي بدون مزاحمت، تهديد و به گونه‌ي هميشگي و بلاانقطاع سپري شود.
نام تاريخي بوموسا هرگز ابوموسا نبوده است
در بخش ديگري از نشست، «ميرمهرداد ميرسنجري» استاديار دانشگاه و پژوهشگر ژيوپولوتيك به سخنراني درباره‌ي جزاير سه‌گانه كه همراه با نمايش دادن عكس‌هايي از سفر خود به خليج فارس و بوموسا بود پرداخت. ميرسنجري گفت: « نام تاريخي جزيره ي بوموسا هرگز ابوموسا نبوده است. بلكه نام‌هاي ديگري همچون بوموف و سبزوگ يعني مراتع سرسبز داشته است. وي كه يكي از ۲۰۰ تني بود كه از ميان ۸۰۰۰ تن، براي سفر به بوموسا برگزيده شده بود، در اسلايدي كه براي سفرنامه‌ي خود ساخته بود، شمار بسياري از عكس‌ها، نقشه‌ها و اسناد گران‌سنگ افزوده بود.
در پايان نشست، دو كارگروه «كودك و نوجوان» و «شاهنامه» از سازمان مردم نهاد افراز، به شناساندن خود به باشندگان پرداختند.





عکس از مازیار اسدی است.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)