اعتراف روزنامه فرهیختگان به حاکمیت بی‌خاصیت

در بلبشوی وضعیت کشور اعم از اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، معیشتی و کلیه مولفه‌‌هایی که یک زندگی معمولی را تامین می‌کنند روزنامه فرهیختگان در مطلبی تحت عنوان «دولت در اضطراب» به ناکارآمدی دولت‌ها و حاکمیت ملایان پرداخته است.

فرهیختگان می‌نویسد در فضای اجتماعی امروز ایران، بسیاری از افراد با دیدگاه‌های انتقادی نسبت به سیاست روبرو شده‌اند. این نگرش‌ها به گونه‌ای هستند که سیاست را به عنوان مانعی برای زندگی بهتر مردم معرفی می‌کنند.

برخی معتقدند که اگر سیاست و سیاستمداران نبودند، شاید زندگی ساده‌تری داشتیم. این دیدگاه‌ها نگرانی‌هایی را درباره آینده سیاست ایجاد کرده‌اند، به طوری که اکثر صاحب‌نظران بر این باورند که ادامه این مسیر به سخت‌تر شدن فرآیند سیاست‌ورزی و حکمرانی در ایران منجر می‌شود.

در ایران، طی سال‌های اخیر، اعتراضات اجتماعی افزایش یافته است و این امر شکاف‌های اجتماعی و فشارهای مختلف را تشدید کرده است.  فرهیختگان  می‌افزاید در چنین شرایطی، دولت‌ها به دلیل این فشارها در وضعیت دشواری قرار دارند. این وضعیت را می‌توان به عنوان دولت در اضطراب تعریف کرد.

در این حالت، دولت‌ها از هرگونه اقدام و تصمیم‌گیری که ممکن است باعث نارضایتی و خشم مردم شود، اجتناب می‌کنند.  به همین دلیل، دولت‌ها اغلب ترجیح می‌دهند که از تصمیم‌گیری‌های حساس خودداری کنند و به یک دولت خنثی تبدیل شوند.

برای مثال، احتیاط شدید در تصمیم‌گیری‌ها و عدم ارائه وعده‌های بزرگ توسط دولت را می‌توان نمونه‌ای از این وضعیت دانست.  دولت‌ها از این هراس دارند که هر نوع دخالتی ممکن است نارضایتی عمومی را تشدید کند. دلایل این وضعیت بسیار گسترده است.

فرهیختگان و اذعان به ناکارآمدی چند دولت اخیر

فرهیختگان در ادامه می‌‌نویسد به عنوان مثال، منتقدان دولت‌های دو دهه گذشته به جای نقد سیاست‌گذاری‌ها، به نهاد دولت حمله کرده‌اند. این حملات باعث شده که نهاد دولت به عنوان یک نهاد تصمیم‌گیری کلیدی، در موقعیتی استثنایی قرار گیرد و توانایی تصمیم‌گیری خود را از دست بدهد.

این شرایط باعث شده که هر تصمیم دولتی که اثر اجتماعی زیادی دارد، می‌تواند به عنوان آخرین تصمیم دولت تلقی شود.  این وضعیت به دلیل تشدید رادیکالیسم از سوی منتقدان ایجاد شده است. ناکارآمدی و بی‌کفایتی، دولت‌ها را در شرایطی قرار داده‌اند که توانایی اداره امور را ندارند.

این امر باعث شده که دولت‌ها از هرگونه اقدام مهم و حساس خودداری کنند و در نقش یک نهاد اجرایی صرفا به انجام وظایف روزمره محدود شوند.

در ادامه فرهیختگان می‌افزاید در چنین شرایطی، شکاف بین نهاد دولت و جامعه افزایش یافته است. دولت‌ها به دلیل هراس از واکنش‌های اجتماعی و اعتراضی، تصمیم گرفته‌اند که نقش خود را به حداقل برسانند و فقط به کارهای روتین بپردازند.

این وضعیت به نوعی منجر به بی‌دولتی شده است. ناکارایی در همه دولت‌های در بیش از ۴.۵ دهه گذشته همواره به کوتاه شدن عمر دولت‌ها، نه در طول زمان، که در عرض کارآمدی منجر شده است.

فرهیختگان به تجربه سه دولت احمدی‌نژاد، روحانی و رئیسی اشاره می‌کند که هر کدام از این دولت‌ها زمان بسیاری برای کار کردن داشتند، اما با گذشت زمان، و عملکردهای غلط، نهاد دولت ضعیف‌تر شده و جامعه بیشتر علیه سیاست‌های دولت و حاکمیت تحریک شده است.

[قلیان شاه عباس و طرح‌های دولتمردان خامنه‌ ای (طنز سیاسی)]

اعتراضات سلسله‌وار سال‌های اخیر مصادیق و نمودهای گویای این ادعاست. فرهیختگان مدعی می‌شود دولت احمدی‌نژاد با مدیریت غلط باعث تحریم‌های شدید و با بحران مواجه شد.

خانه از پای‌بست ویران است

دولت روحانی نیز با دوقطبی که اردوی خامنه‌ای علیه او ایجاد کرده بود عملا اراده‌ای از خود نداشت تا جایی که به روشنی اذعان داشت «اگر اطلاعات، تفنگ، پول، روزنامه، خبرگزاری و دیگر مظاهر قدرت در یک نهاد جمع شود، ابوذر و سلمان هم باشد، فاسد می‌شود». [اشاره به سپاه]

دولت رئیسی پس از ۳ سال و تصمیمات ارزی نابجا، و سیاست‌های دستوری و بی‌کفایتی خود رئیسی و وزرایش عملا دولت گورزاد بود و از ابتدا با بحران مواجه بود. دولتی که حتی به پایان عمر زمانی خود هم نرسید.

این وضعیت نشان‌دهنده این است که هر دولتی که بخواهد تصمیمات سختی بگیرد، با بحران مواجه می‌شود. چون دولتی در سایه یعنی خامنه‌ای و سپاه و… در مقابل اویند. در نهایت، این شرایط نشان می‌دهد که دولت‌‌ فعلی نیز مسیر گذشته را ادامه ‌می‌دهد، پس عمرش ممکن است بسیار کوتاه شود.

فرهیختگان ادامه می‌دهد «نهاد دولت می‌تواند به سرعت به یک سازمان بزرگ اما بدون کارکرد واقعی تبدیل شود که فقط به مسائل روزمره می‌پردازد.» اما دولت‌های خامنه‌ای حتی توانایی پرداختن به مسائل روزمره را نیز نداشتند.

در ادامه فرهیختگان می‌افزاید این وضعیت بسیار خطرناک است و دولت باید تصمیمات دقیق‌تری برای بهبود اوضاع اجتماعی بگیرد و نهاد دولت ضعیف‌تر نشود. این امر مستلزم توجه به زمان‌بندی است تا بتوان از این شرایط بحران‌زا جلوگیری کرد و آینده بهتری را برای کشور رقم زد.

با توجه به تمامی اظهارات فرهیختگان و با توجه به ۴.۵ دهه‌ای که ملایان برای آزمون‌پس‌دادن از هر دو جناح خود داشتند و با ثروت‌های طبیعی و منابع کشور که به تنهایی از کل اروپا بیشتر است، این وضعیت را دیگر نمی‌توان اضطراب دولت نامید. بلکه این وضعیت را باید حاکمیت و دولت بی‌خاصیت نامید که باید عوض شود.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)