دولت پزشکیان، وفاق ملی یا نفاق ملی؟!
در آستانه تشکیل کابینه پزشکیان، مهرههای ریز و درشت حاکمیت ملایان، به وی توصیههایی اندر باب موضوعات مختلف میکنند. از دولت وفاق ملی تا دولت مردمی و…
وقت تقسیم غنائم در مجریه ملایان رسیده است. پزشکیان روز یکشنبه ۷ مرداد ۴۰۳ توسط خامنهای «تنفیذ» شد. ۹ مرداد نیز در مجلس تحلیف و مراسم سوگند خواهد بود. پس از آن وی ۲ هفته وقت دارد تا کابینه خود برای کسب رای اعتماد به مجلس معرفی کند.
در این بین چرخها به کار افتادهاند. هر کس در هر گوشه تریوبنی دارد، روزنامهای، حسابی در شبکهای اجتماعی و… مشغول دادن دستور دستپخت کابینه به پزشکیان هستند.
روزنامه جمهوری نوشته است که دولت پزشکیان باید صدای مردم باشد. و بسیار قلمفرسایی در این زمینه کرده است.
روزنامه رسالت صحبت از دولت وفاق ملی کرده است. مطلب با همین تیتر توسط محمدکاظم انبارلویی نوشته شده است.
در اولین نگاه به این مطلب به یاد دولت سیدمحمد خاتمی، شیخ اصلاحات قلابی افتادم.
خامنهای بازی اصلاحطلبان را آغاز کرده بود. قصد داشت چهره مدرهای از خاتمی به غرب ارائه دهد و زیر لوای آن سیاستهایش را پیش ببرد.
خاتمی نیز به موازات در شعار و اعمال خودش چنین ویترینی برای خامنهای آماده میکرد.
در آن دوران خاتمی مستمرا بر طبل جامعه مدنی میکوبید. کنفرانسها و مراسم بسیاری جهت بحث پیرامون این موضوع شکل گرفت.
در طول ۸ سال خاتمی همواره بر طبل جامعه مدنی میکوبید. اما نتیجه چیز دیگری شد. ۲ سال بیشتر از دولت اول وی نگذشته بود که حمله به کوی دانشگاه و ضرب و شتم و قتل دانشجویان صورت پذیرفت.
ترکیدن بادکنک جامعه مدنی خاتمی
این تجربه نشان داد که جامعه مدنی مد نظر وی، همان طور که خودش گفته بود «جامعه مدنی همان جامعه مدینه النبی بوده است»!
در زمان روحانی نیز همین بازی با کلیدواژه اعتدال پیش گرفته شد. اعتدالی که دستاوردش ۱۵۰۰ شهید اعتراضات آبان ۹۸ بود.
در دوران رئیسی این گونه اصطلاحات برچیده شد. اما با آمدن پزشکیان دوباره سر و کله این اصطلاحات دوباره پیدا شد.
چنانچه در بالا ذکر شد انبارلویی در روزنامه رسالت صحبت از دولت وفاق ملی به میان آورده است.
استناد انبارلویی نیز به سخنان و اظهارات تبلیغی پزشکیان بود که در مورد «وحدت ملی» و «وفاق ملی» صحبت کرده بود! وی ادامه داده بود که پزشکیان قصد دارد که میخواهد چنین دولتی را تشکیل دهد.
[طرح نور یا سرکوب زنان اولین آزمون برای پزشکیان مدعی وفاق]
سپس کلیدواژه وفاق ملی را به اظهارات خامنهای در دیدار اخیرش با نمایندگان مجلس ربط داده است.
موضوعاتی نظیر «باید در مسائل مهم، صدای واحد از کشور شنیده شود»، «باید از دولت و مجلس یک صدا و یک حرف شنیده شود.» و…
انبارلویی سپس خصوصیات دولت مذکور را برشمرده است. لزوما نباید ائتلافی باشد و به عنوان شاخص، از ۱۵۰ چهره اصلاحطلب که در انتخابات مجلس بیانیهای منتشر کرده و خواستار راهگشایی بودند صحبت به میان آورده است.
از دیگر خصوصیات و ملزومات چنین دولتی که برشمرده شده پرهیز از دوقطبی، تهدید امنیتی تحریم حداکثری انتخابات، نحوه برخورد با احتمال رویکارآمدن مجدد ترامپ و… میباشند.
سپس شاخص وحدت دولت وفاق ملی را درک مفاهیم جدی در امنیت ملی برشمرده است.
امنیت ملی نیز نام مستعار اعتراضات و قیام در داخل ایران است و نه تهدید خارجی. همان طور که مردم ایران شعار سر دادهاند که «دشمن ما همینجاست، دروغ میگن آمریکاست»
وفاق ملی با وعدهدهی محقق نمیشود
انبارلویی سپس وعدههای پزشکیان را متضمن وحدت ولی و تشکیل دولت وفاق ملی خوانده است.
وعدههایی مانند اطاعت از خامنهای و پیشبرد سیاستهای او، مو به مو، اجرای قانون برنامه هفتم توسعه، تصمیمگیری اجماعی بر سر سیاست خارجی را به عنوان تضمینهای موفقیت دولت وفاق ملی نام برده است.
انبارلویی سپس نمونههای ناقض چنین سیاست و شکست وفاق ملی در دولتهای گذشته را نیز ذکر کرده که ضربه به نظام زدند.
وی سپس التزام عملی به اسلام و ولایت فقیه را نیز متضمن وحدت و وفاق ملی برشمرده است.
وی سپس میافزاید چنین دولتی از دل خالصسازی و یکدستی کابینه و بر اساس سهمخواهی بیرون نمیآید.
با همه لفاظیهایی که انبارلویی بر سر دولت وفاق ملی کرده اما مطلقا چنین چیزی امکان بروز ندارد.
دلایل اینها هستند. اولا اکثریت مردم ایران انتخابات خامنهای را تحریم کردهاند. پس اصلا به کاربردن کلمه ملی اشتباهی محرز است.
ثانیا مجلس به سنگینوزنی جبهه پایداری و دشمنی با پزشکیان و طرفداری از جلیلی، سنگاندازیهای جدی بر سر راه انتخاب وزراءخواهد کرد. این نیز مانع وفاق ملی میشود.
سوما تعادل قوا پس از مرگ رئیسی به ضرر خامنهای شده است. خامنهای پیش از این، همه، از جمله روحانی، برادران لاریجانی، پورمحمدی و احمدینژاد و بسیاری دیگر را رد صلاحیت و با خود دشمن کرده است. با این حجم از دشمنیها و کینهها صحبت از وفاق ملی سخرهآمیز است.
با این توصیفات و دلایل دیگر، دولت وفاق ملی پزشکیان آدم را بیشتر یاد جامعه مدنی خاتمی میاندازد و بیشتر نفاق حاکمیتی را به ذهن متبادر میکند تا وفاق ملی.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.