روزنامه جمهوری و انگشت اشاره بر روی وعده‌های پوشالی پزشکیان

روزنامه جمهوری خطاب به پزشکیان گفته است که کابینه باید صدای بی‌صدایان باشد.

روزنامه جمهوری اسلامی با مدیر مسئولی مسیح مهاجری است که سخن می‌گوید.

این ادعاست که از سوی این روزنامه مطرح شده است. همان طور که ادعا بوده که از سوی مسعود پزشکیان مطرح شد.

این روزنامه نوشته است آن همه وعده داده شد که صدای کسانی که تا کنون شنیده نشده است حالا باید شنیده شود. مردم حالا این انتظار را از پزشکیان دارند که در دولت چهاردهم اسامی افرادی را ببینند که مردمی هستند.

این روزنامه سپس مردمی بودن را به صور مختلفی تعریف کرده است. می‌شود ادعای آن را کرد. می‌توان با شعار و ظاهرسازی به این وسیله مردم را فریب داد و…

روزنامه جمهوری سپس می‌افزاید اگر پزشکیان می‌‌خواهد دولتش و خودش مردمی باشند باید همکاران خود را از میان مردم انتخاب کند، نه از میان احزاب و جناح‌ها. سپس می‌افزاید مردمی‌بودن کابینه یعنی این.

در همین جا باید به یک نکته اشاره کرد. ظاهرا مسیح مهاجری و روزنامه جمهوری نمی‌داند که در چه زمینی دارد بازی می‌کند و برای آن قواعد مردمی و صدای مردمی ترسیم می‌کند.

صدای ولی فقیه یا صدای مردم؟

برای پاسخ باید گفت این حرف‌ها و ادعاها در حاکمیت ملایان و ولایت فقیه گفته می‌شود که طبق قانون ولایت فقیه، مردم را «صغار» و ولی فقیه را «قیم صغار» می‌داند.

یعنی مردم صغیر و نابالغ هستند و صلاحیت تشخیص خوب و بد خود را ندارند و این ولی فقیه است که سرپرست و قیم آنان است که به جای آنان خوب و بدشان را تشخیص می‌دهد!

حالا در این بین، روزنامه جمهوری از کدام مردم و صدای مردم و شنیده شدن آن حرف می‌زند، مشخص نیست. این خانه از پای‌بست ویران است و از نظر حاکمان ملایان و ولایت فقیه مردم حق و صدایی ندارند که شنیده شود.

بنا بر قانون ولایت فقیه، مردم تحت قیومیت ولی فقیه یعنی خامنه‌ای هستند و اوست که برای‌شان تعیین تکلیف می‌کند.

اما این نوشته و تعاریف بر روی کاغذ است. اما در واقعیت و عمل، موضوع کاملا معکوس است. مردم ایران صاحبان اصلی ایران و صاحب تشخیص‌ترین و ذیصلاح‌ترین مردمند که ماهیت حاکمیت ملایان را به خوبی شناخته‌‌اند.

هر روزی که رد می‌شود نیز بهتر می‌شناسند. دلالت آن که در چند نمایش انتخابات خامنه‌ای و ولایت فقیه، مردم ایران با صلاح‌دید و تیزبینی خود با تحریم حداکثری انتخابات نشان دادند که آن کس که حرف اصلی را می‌‌زند مردم هستند و نه خامنه‌ای و ملایان. هر چند آنان به ضرب سرکوب و مماشات چند صباحی بر کرسی قدرت باقی بمانند.

نامزدهای شورای راهبری ظریف، گورزادانی که حتی پایشان به مجلس نمی‌رسد

روزنامه جمهوری سپس بلافاصله می‌افزاید اما اسامی که از کابینه و متعلقات آن شنیده می‌شود، همه وابسته به احزاب، همه تکراری و همه مرفه بی‌درد هستند. یعنی حرف اول خود را بلافاصله نقض می‌کند.

در قدم بعد چنین چینش و مبلمان کابینه‌ای را روزنامه جمهوری سازوکار تکراری سران جناح‌های سیاسی وابسته به خامنه‌ای می‌داند و می‌خواند.

روزنامه جمهوری کاندیداهای شورای راهبری ظریف را نامزدهای گورزادی معرفی می‌کند که پای‌شان حتی به مجلس نیز نخواهد رسید. چون آنقدر فشار از سوی باندهای قدرت وجود دارد که اینان را حذف خواهند کرد.

جمهوری سپس به پزشکیان هشدار می‌دهد که مردم مورد ادعایش از شنیدن نام‌های تکراری و چسبیده به کرسی با چسب، خسته شده‌اند.

روزنامه جمهوری خواهان شنیدن نام‌های جدیدی می‌شود که حرف‌های تازه‌ای بزنند و فلک را «سقف‌های جدید» بشکافند! و طرحی نو دراندازند.

حال آنکه در سپهر که نه، در «اسفل‌السافیلن» ملایان اصلا سقفی وجود ندارد که بشود طرحی در آن انداخت. هر چه هست تباهی و ویرانی است و فساد و رانت و اختلاس و… سیاهه‌ای طولانیست که مردم ایران بی‌نیاز از شنیدن آن هستند چون دهه‌ها آنها را تجربه کرده‌اند.

روزنامه جمهوری: اهل صواب را برگزینید!

این روزنامه ادامه می‌دهد اگر قرار است در بر همان پاشنه قبل بچرخد بهتر که اصلا نچرخد! اسامی که این روزها شنیده می‌شود همان پاشنه‌دری‌های قبلی هستند که اگر هنری داشته‌اند پیش از این به خرج داده‌اند و نتیجه‌اش وضعیت فعلی کشور شده است.

[پزشکیان، فلک زده‌ای که همه توی سرش می‌زنند]

روزنامه جمهوری سپس از پزشکیان می‌خواهد پوسته‌شکنی کند از سدها عبور کند! حال آنکه پزشکیان پیشتر گفته بود هیچ برنامه‌ای ندارد. سد شکستن و پوسته‌اندازی پیشکش!

سپس توصیه می‌کند برای وزراء باج ندهد اما فراموش می‌کند که دزدان سرگردنه جبهه پایداری، در مجلس منتظر تاراج بار قافله و کابینه پزشکیانند.

جمهوری سپس با اشاره به دو طیف اطراف پزشکیان در انتخابات، آنان را اهل کباب صواب می‌خواند و توصیه می‌کند از اهل صواب کابینه را برگزیند.

حال آن که در ورای توصیه‌های روزنامه جمهوری، مردم ایران نفرت خود نسبت به همه اهل کباب و صواب مورد ادعا را با تحریم حداکثری نشان دادند.

مردم ایران می‌دانند هم پزشکیان و هم رئیسی و… نیز در حکم همان صغاری هستند منتهی خودی، که قیم‌شان یعنی خامنه‌ای برای آنان تکلیف می‌کند که چه کسانی را انتخاب بکنند.

کسانی که ۴۵ سال است صدای مردم نبوده‌اند و این دور نیز نخواهند بود. در مقابل صدای مردم ایران، با سکوت و تحریم انتخابات به بلندترین وجه در سپهر سیاسی ایران و جهان شنیده شد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)