
به گزارش کانون نویسندگان ایران، عصر روز سهشنبه دوم مرداد شماری از اعضای کانون نویسندگان ایران همراه با گروهی از دوستداران احمد شاملو در امامزاده طاهر کرج حضور یافتند تا در بیستو چهارمین سالگرد درگذشت شاعر یاد او را گرامی دارند. اما پیش از آنها لشکری از ماموران امنیتی و انتظامی و لباس شخصی گورستان را قرق کرده و درها را بسته بود.
ماموران در پاسخ کسانی که میخواستند وارد گورستان شوند میگفتند: قرار است مراسم برگزار شود و قبرستان تعطیل است! اصرار برخی اعضای کانون برای گشوده شدن در راه به جایی نبرد. با جمع شدن افراد ماموران بارها به جمعیت اخطار دادند که: محل را ترک کنید. حاضران بهناچار به سمت فضای سبز جوار گورستان رفتند و آنجا جمع شدند.
ماموران امنیتی برای فشار آوردن به جمعیت جز اصرار برای ترک محل یکی از اعضای هیئت دبیران کانون (رضا خندان) را نیز تحت فشار گذاشتند که از جمعیت بخواهد محل را ترک کنند اما او از این کار سر باز زد. پس از دور شدن ماموران امنیتی لحظاتی بعد چند نیروی گارد ویژه آمدند و به جمعیت اخطار دادند.
در میان این کشمکشها که هر لحظه بیم برخورد میرفت حاضران چند عکس بهیادگار گرفتند. امسال میزان فشار و ممانعت حتی از سال پیش که دوستداران شاملو برای چند دقیقه توانستند بر مزار او حاضر شوند و ادای احترام کنند بیشتر و سختتر بود. پس از متفرق شدن جمعیت برای بعضی از حاضران پیامک توقیف خودرو به دلیل “بیحجابی” فرستاده شده بود.
با این همه احترام به شاملو همانطور که در بیانیهی امسال کانون آمده است:”تجلیل از آزادیست و تقدیر از آزادیخواهی” و به بیان دیگر نکوداشت شاملو حرمت گذاشتن به همهی نویسندگان مستقل، ضد سانسور و حامی آزادی بیان است. گویا همین وجه نمادین است که حاکمیت هر سال مامورانش را برای جلوگیری از مراسم و حتی حضور سادهی اعضای کانون و دوستداران شاملو به گورستان گسیل میدارد.

***************
در این رابطه:
معرفی و مقدمه ای بر “ده گانه ی الف. بامداد”: زندگی, آثار و نقد احمد شاملو در ده بخش
روزنامهی انقلابی
هنگامی که مسلسل به غشغشه افتاد
مرگ برابرِ من نشسته بود
ــ آن سوی میزِ کنکاشِ “چه باید کرد و چگونه” ــ
و نمونههای چاپخانه را اصلاح میکرد.
از خاطرم گذشت که: “چرا برنمیخیزد پس؟
مگر نه قرار است
که خون بیاید و
چرخِ چاپ را
بگرداند؟
۱۳۶۰


هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.