اثر گریزناپذیری، و صلح در پس شکست یکی از طرفین!، کانال بشردوستانه، در منگنه بزدلی و بیجربزگیهای ج.ا و بیرحمی و بَداِدراکیهای طرفهای مقابل!
بنظرم میاید (شاید اشتباه کنم) امروزه کمتر منتقد و تحلیلگری از نگاه مستقل و بیطرفی نسبی معقولانه مسائل بحران منطقۀ موسوم به خاورمیانه آنالیز کند و پیشنهادهای سازندۀ کاربردی بدهد، مسئلۀ مهم این جاس منتقد و تحلیلگر هرچقدر خوب نقد و تحلیل و پیشنهاد سازنده و کاربردی بدهد، وقتی هیچ از یک طرفین حاضر به اجرای آن نباشند، مشکلات و مسائل حل نخواهد شد.
بحث کانال بشردوستانه و رعایت موازین حقوق بشری- از جمله حفاظت از جان غیر نظامیان و باز بودن متعهدانۀ کانال دسترسی به کالاهای بشردوستانه بویژه غذا ودارو- را بارها گفته شده، اما در همین هفت سال شروع تحریمهای ناشی فشار حداکثری ترامپ و بایدن، گفته شده کانال بشردوستانه (بدون پیوند زدن به اجرا یا عدم اجرای سایر برنامهها مانند برجام) مکمل اجرای بهتر برنامههای مقابله با تروریسم و ساخت سلاح هسته ای و جنگ افروزی است، اینکه برخی هنوز نتوانستند ارتباط اینها درک کنند و به پیشنهادها عمل کنند، باید در ضعفهای ادراکی طرفهای مربوطه دید. همین کانال بشردوستانه و لحاظات حقوق بشری در قضیۀ غزه پساهفتم اکتبر بارها گفته شد.
جوانب متعددی در بحث تسهیل راه حل مشکلات تروریسم و رسیدن سریعتر به صلح با درک برقراری کانال بشردوستانه و لحظات حقوق بشری است، یکی از نکات، همراهی و احساس امنیت از طرف نیروی برتر است، جدا از بحث حقوقبشری، زا نظر احساسات روانشناختی مردمی کهگیر دو نیروی متخاصم افتاده اند، اگر طرف برتر قضیه به جان و سرنوشت مردم عادی گیرافتاده اهمیت بدهد، به طوری عقلانی انتظار میرود از هواداری نیروی ضعیف پرهیز و به سمت نیروی برتر گرایش پیدا کنند و تسهیل موفقیت نیروی برتر.
سوءاستفاده از مردم عادی بعنوان سپرانسانی و بلاگردان از سوی نیروها تروریستی نشانۀ ضعف آنها است. اشتباه (یک برداشت و ممکن در تحلیل اشتباه شود) در افکار- برخی از حامیان نیروی برتر- که گمان میکند میتواند از مردمی شبیه گروگان در دست نیروی ضعیف (متهم به تروریسم) هستند میشود بعنوان اهرم فشار استفاده کرد (این گمان از نظر نگارنده محکوم و نامعقول است)، ما با یک پیده احتمال دوسر ستم و ظلم طرف هستیم، یعنی نیروی ضعیف (متهم به تروریسم) مردم عادی را سپر و بلاگردان مورد سوءاستافده قرار میدهد، طرف برتر- انتظار ایجاد از فشار مردم عاید تحت ستم حقوق بشری(!)- به این پدیده شوم ضد بشری، میگویم، اثر گریزناپذیری.
اثر گریزناپذیری بیانکننده شرایط ناگوار توحشی خواسته یا ناخواسته در طرفین است. بحث کانال بشردوستانه و لحاظات حقوق بشری، موجب توحشزدایی از منازعات خواهد شد، و موجب به نتیجه رسیدن موفقیت نیروی برتر- که اتفاقا ادعای حق است- خواهد شد.
در قضیۀ غزه، از همان ابتدا بسیای از جمله امثالهم، ضمن اینکه با صراحت گفتیم کار حما*س تمام است، پیشنهاد ایجاد مناطق امن بشردوستانه برای استقرار آوارگان جنگی دادیم (این اوراگی خیلی بدیهی بود اتفاق خواهد افتاد، نگارنده هرگونه آزار و نقض بشر محکوم میکند، و اما اینجا دربارۀ وقایع و حقایق صحبت میشود و نه صرفا آروزها بعنوان یک منتقد و تحلیلگر، امثالهم منتقد و تحلیلگریم و به شدت مورد سانسور و سرکوبیم، و نه صرفا فعال حقوق بشری که قطعا همواره موراد دفاع از حقوق بشر را دنبال خواهم کرد)، از نظر هر یک طرفیت قضایا از هفتم اکتبر ۲۰۲۳ تا کنون، مینالند همه طرفین که به نفع یکی از آنها به ایستند و در مقابل طرف مقابل، همین موضعگیر جاهطلبانه نسبت به منتدان مستقلی همچون من، موجب ایجا سوءتفاهم و آزار و سانسور شده است! اینها همان چیزهایی است که میگویم بایست مسئلۀ توحشزدایی از جوامع و کشورهای جهان جدی دنبال شود.
در مسائل صلح و جنگ، برای مردم عادی از جمله امثال، طرفداری صرفا از بدیهیات حقوق بشری است. توضیح اثرگریزناپذیری تا حدی شاید در درک دو طرف منازات از امثالهم کمک کند. اینکه میگویم (و امثالهم میگوییم)، از نخسیتن موار توحشزُدایی، قوبل ممنوعت و محکومیت قتل عمد از اعدام تا ترور میباشد، تا چه حد میتواند موجب تسریع در خاتمه دادن به فجایع انسانی مانند جنگ و رسیدن به صلح باشد.
https://www.tribunezamaneh.com/archives/author/tavahosh-zodaei
https://www.balatarin.com/users/tavahoshzodaei2

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.