پزشکیان و ترس از سایه خودش

با راهیابی پزشکیان به پاستور مطالبات از وی بسیار گسترده‌تر از دولت پیشین است. مطالبات اقلیتی که در بازی بین «بد و بدتر» پای صندوق برده شدند بعلاوه مطالبات اکثریت تحریمی و برآورده‌کردن آن ترس و هراس را بر منصوب جدید خامنه‌ای مستولی می‌سازد. به نحوی که وی از سایه خودش نیز می‌هراسد.

وقتی دولت رئیسی با خالص‌سازی حداکثری منصوب خامنه‌ای شد، انتظاری از وی نمی‌رفت. رئیس‌جمهور ۶ کلاسه خامنه‌ای بسیار نازل‌تر از آن بود که بتواند مشکلی را حل کند.

سر کار آوردن وی نیز تنها برای یکدست‌سازی، برای مقابله با قیام‌ها و اعتراضات پیش‌رو بود. اما با این وجود، طولانی‌ترین سلسله اعتراضات در سال ۱۴۰۱ در زمان دولت رئیسی رخ داد. اعتراضاتی که منجر به حذف، اخراج و جراحی بسیاری از اقشار جامعه ایران شد.

از اخراج استادان دانشگاه و دانشجویان تا عزل و تنبیه مدیران مدارس تا هنرمندان و ورزشکاران از این جمله بود.

رئیسی با این اوصاف مرد. هر چند با مهندسی، خامنه‌ای برای گدایی رای و نمایش کسب مشروعیت نداشته، به پزشکیان تن داد، اما وی کوتوله‌تر از آن است که بتواند به مطالبات اکثریت تحریمی و حتی غیرتحریمی‌ها پاسخ دهد.

[انتخابات ریاست جمهوری با گله‌ای از کوتوله‌های سیاسی!]

مطالبات حداقلی جامعه از پزشکیان

خاصه اینکه باند مقابل نیز در مقابلش سنگ‌اندازی خواهند کرد و چوب لای چرخ دولت وی خواهند گذاشت.

پس از نصب پزشکیان، برخی حداقل‌های مطلوب که وی باید در مقام کاندید جناح مقابل خامنه‌ای به آن پاسخ دهد عبارتند از:

حجاب اجباری و گشت‌های مربوط به آن از «ارشاد تا نور» را جمع‌آوری کند.

زندانیان سیاسی را که به دلیل حق‌طلبی و حق‌گویی به زندان افتاده‌اند را آزاد کند. در همین زمینه برای روشن‌شدن وضعیت حقوق بشر، به هیئت‌های حقیقت‌یاب بین‌المللی از جمله هیئت حقیقت‌یاب اعتراضات ۱۴۰۱ اجازه ورود به ایران برای تحقیقات مستقل را بدهد.

حکم اعدام را مانند اکثریت کشورهای جهان لغو کرده و مجازات‌های غیرقانونی و ضدانسانی را لغو کند.

در زمینه آزادی بیان چه در فضای واقعی جامعه و چه در فضای مجازی، گشایشی ایجاد کند و محدودیت‌ها و فیلترینگ موجود را بردارد.

دانشگا‌ه‌ها که سنگر علم و تعلیم و انسا‌ن‌سازی و تولید متخصص و علم است را از زائده‌هایی مانند نمایندگی‌های ولی فقیه، بسیج، سپاه و حراست پاکسازی کند.

دیگر گامی که پزشکیان باید بردارد «دادگاه‌های فراقانونی» مانند «دادگاه‌های انقلاب» را که به اهرم سرکوب شهروندان بدل شده را برچیند.

وی همچنین باید حقوق حقه اقشار مختلف شاغلان، از جمله کارگران، کارمندان، معلمان و سایر زحمتکشان را استیفاء کند.

اصلاحات در ایران به معنای پایان حاکمیت «ولایت فقیه» است.

در ایرانی بر روی دریایی از ثروت‌های طبیعی مانند نفت و گاز و سایر منابع طبیعی که به نسبت جمعیت، ثروتمندترین کشور جهان است مایحتاج و اقلام معیشتی جامعه را تامین و قیمت آن را کاهش داده و متناسب با حقوق شهروندان گرداند.

پزشکیان همچنین باید بساط دزد و باجگیر سرگردنه آزادی‌های سیاسی،‌ احزاب و نیروهای سیاسی جامعه یعنی «شورای نگهبان» را جمع و آن را منحل کند.

انتخابات آزاد مجلس با شرکت همه نیروهای سیاسی و بدون دخالت شورای نگهبان و شروط خزعبلی مانند «التزام به ولایت فقیه» را به همراه آزادی بیان و اجتماعات، را اجرایی و تضمین کند.

اینها حداقل‌ مطالبات و موضوعاتی هستند که اگر یک فرد ادعا می‌‌کند اصلاح‌طلب به معنای واقعی آن است باید در اجرای آن درنگ نکند. بگذریم که در ایران اصلاح‌طلبان قلابی، پسوند بامسما و بر حقی دارند؛ قلابی!

یعنی آنان و از جمله پزشکیان نه تنها اصلاح‌طلب نیستند بلکه بخش نرم‌تن همان مرتجعان حاکم هستند که نقش تزئین ویترین، برای مصرف خارجی را بر عهده دارند.

بگذریم که اصلاحات به معنای واقعی آن در حاکمیت ملایان و حکومت «ولایت فقیه» اگر روزی اجراء شود،‌ همان روز، روز پایانی حاکمیت ملایان خواهد بود.

از این رو مطالباتی که گفته شد، بعلاوه جبران حقوق تضییع‌شده اقشار مختلف مردم ایران طی سال‌ها و دولت‌های گذشته، معنای واقعی اصلاحات در ایران است.

عملکرد «دولت غیرجوان و غیرحزب‌اللهی» چگونه خواهد بود؟

امری که نه پزشکیان اهل آن است و نه خامنه‌ای و باندش چنین اجازه‌ای به وی خواهند داد. در نتیجه وی، با تریلی «اصلاح‌طلبی» که به دنبال خود به یدک می‌کشد، تنها دنبالچه باند مرتجع ملایان است. خود نیز معترف است سیاستش، پیشبرد سیاست‌های خامنه‌ای است.

با این اعتراف، چگونه می‌شود نام اصلاح‌طلب بر وی و دیگر مشاطه‌گران دیکتاتوری ملایان گذاشت؟

از سوی دیگر جامعه در مقابل دولت پزشکیان بی‌تفاوت نخواهد بود. همان طور که در مقابل دولت رئیسی نبود. دولت رئیسی از ابتدای سال ۱۴۰۱ بر طبل اجرای حجاب اجباری کوبید اما مردم ایران پس از قتل حکومتی مهسا امینی، انتقام خود را تا لبه سرنگونی و تغییر حاکمیت ملایان گرفتند.

حالا با مطالبات اکثریت قریب به اتفاق تحریمی، که کابوس خامنه‌ای، ملایان و پزشکیان است، افزون بر مطالبات کسانی که کلاه اصلاح‌طلبان قلابی بر سرشان رفت، پزشکیان در قامت کسی است که حتی از سایه خودش نیز هراس دارد.

رئیسی که دولت محبوب و «جوان و حزب‌اللهی» خامنه‌ای و از حمایت حداکثری خامنه‌ای برخوردار بود، عملکردش گویاست.

پزشکیانی که تحمیل‌شده بر خامنه‌ای و استخوانی در گلوی وی است، چگونه می‌خواهد از پس مطالبات جامعه ایران برآید، سوال و موضوعی است که باید به وی حق داد از سایه خودش و مطالبات مردم بهراسد.

ماه‌های آتی، دلالت و گواه بر این سخنان خواهد بود. اخراج، تبعیض، فشار، محدودیت و سرکوب بیشتر یا… به نظر ‌می‌رسد گزینه جایگزین، یعنی ادامه یا… وجود نداشته باشد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)