معلمان و فرهنگیان در مسیر خالصسازی
عزل و نصبها و خالصسازی در حاکمیت ملایان فقط مربوط به پهنه سیاست نیست. آموزش و پرورش را نیز در بر گرفته است.
خبر این است ۲۰ هزار مدیر مدرسه و معلم در دولت رئیسی، عزل و یا تتنبیه شدهاند!
بیراه نبود وقتی که خامنهای برای آوردن رئیسی چنان قیمتی داد و دست به خالصسازی زد، در دیگر جاها نیز تبعات چنین تصمیمی خود را نشان دهد.
رئیسی که محصول سیاست خالصسازی خامنهای در مجریه بود، در ارگانها و ادارات و وزارتخانههای تحت امرش، این سیاست را پیش برد.
یکی از این وزارتخانهها، آموزش و پرورش بود. دلیل نیز پر واضح بود. در قیام و اعتراضات گسترده ۱۴۰۱، که ماهها استمرار داشت، اعتراضات حتی به دبستانهای کشور کشیده شد. بسیاری از فرهنگیان و معلمان در کنار دانشآموزان خود علیه حاکمیت شوریدند.
قطعا این امر بر حکومت ملایان سخت بود و تصمیم گرفت تا انتقام خود را از معلمان بگیرد. تصفیه، عزل و تنبیه ۲۰ هزار مدیر مدرسه در دولت رئیسی که تازه نیمهتمام ماند، حاصل این انتقامگیری و خالصسازی بود.
ورود امنیتی به آموزش و پرورش، عملکرد اصلی دولت رئیسی
اخیرا مرتضی نظری، مدرس دانشگاه و رئیس سابق مرکز اطلاعرسانی وزارت آموزش و پرورش، خبر از موج انتصابها و دخالتهای سیاسی در آموزش و پرورش داد.
وی خبر از عزل و تنبیه ۲۰ هزار مدیر مدرسه در دولت رئیسی داد. امری که با دستور مستقیم وزیر آموزش و پرورش دولت رئیسی صورت پذیرفته است. عزل و نصبهای که با برچسب «جابجایی» صورت گرفت و آسیب جدی به بدنه اصلی بخش آموزش وارد آورد.
نصبها نیز با ماهیت وابستگی حزبی به باند وفادار به خامنهای صورت گرفت که این خود آسیب بزرگی میباشد. چرا که این انتصابات بر پایه تخصص و مهارت نبوده و آسیبهای جدی به بخش آموزش کشور وارد میسازد.
ایجاد مشکلات امنیتی برای معلمان و فرهنگیان دیگر آسیب و گزند دولت رئیسی به بخش فرهنگ و آموزش پایه کشور بود. بسیاری از فرهنگیان با «تنبیهات انضباطی» و کسر رتبه و حقوق مواجه شدند. برخی از آنان در طرح رتبهبندی، رتبه دریافت نکردند. برخی توبیخ شدند. برخی نیز از کار اخراج شدند.
کسری بودجه آموزش و پرورش از دیگر معضلاتی که این وزارتخانه با آن روبروست. در حالی که دولت رئیسی در ابتدای روی کار آمدنش وعده حل مشکلات مالی در آموزش و پرورش را مانند دیگر وعدههای پوچ میداد، اما در عمل کارنامهاش، نمره قبولی نداشت. نمره تجدیدی هم نداشت. نمره مردودی بود.
استخدام آخوندهای زن و مرد به عنوان معلم در آموزش و پرورش
از شگفتیهای دیگر دخالت جمیله علمالهدی، همسر رئیسی در عزل و نصبها در وزارت آموزش و پرورش است. رسانههای حکومتی اعلام داشتهاند که وی در ۱۰ مورد انتصاب کلیدی در این وزارتخانه دخالت مستقیم داشته است.
وی برخی از شاگردان خود را که هیچ تجربه و تخصصی در کار معلمی و آموزش و پرورش نداشتند را به مناصب کلیدی در این وزارتخانه گماشت. نتیجه البته از پیش روشن است.
این در حالی است که تنها در سال جاری آموزش و پرورش با بازنشستگی ۷۰ هزار معلم روبرو میباشد. بسیاری از فرهنگیان قراردادی که باید تعیین و تبدیل وضعیت شوند، بلاتکلیفند.
اما در مقابل ورود ترکیبهای ۱۰ هزار نفری و ۳۵ هزار نفری آخوندها و طلبههای حکومتی به شبکه آموزش و پرورش دیگر نمونه تخریب بخش آموزش کشور بود. بیآنکه این افراد صلاحیتی در حیطه آموزش و معلمی داشته باشند.
[طرح امین یا عمامهگذاری سر مدارس؟!]
با شروع سال تحصیلی ۴۰۳ – ۴۰۲، بیش از ۲۳ هزار کلاس درس در کشور بدون معلم بودند. پیش از آن و در شهریور مجتبی ذالنوری، نایب رئیس وقت مجلس از استخدام ۷ هزار نفر از آخوندهای حوزههای علمیه زنان حکومت در آموزش و پرورش خبر داده بود!
در ابتدای سال ۱۴۰۳ نیز از قول وزیر آموزش و پرورش رئیسی اعلام شد که در سال ۴۰۳ در این وزارتخانه ۷۲ هزار معلم استخدام خواهند شد. این با وجود کمبود و کسری شدید بودجه در این وزارتخانه است.
حالا و با روال و توصیفاتی که گذشت، معلوم نیست که باقیمانده دولت رئیسی و احتمالا دولت آتی، چه کسانی را جذب آموزش و پرروش خواهند کرد؟!

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.