خانوارهای ایرانی فاقد مسکن از دید آمار و ارقام
بر اساس اظهارات یک نماینده مجلس خامنهای ۶.۵ میلیون خانوار ایرانی فاقد مسکن هستند. نگاهی به این موضوع.
مجتبی یوسفی، یک نماینده مجلس خامنهای، اعلام کرده است «در حال حاضر ششونیم میلیون خانوار در کشور فاقد مسکن هستند.». وی افزوده است «هزینه مسکن، ۶۰ درصد سبد خانوار ایرانی را تشکیل میدهد».
وی افزود: «ارتباط مسکن با سایر بخشهای مختلف اقتصادی موجب شده تا به عنوان اهرمی برای رشد اقتصادی در نظر گرفته شود.»
در ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۳ نیز رسانههای حکومتی اعلام کردند که طی دو سال گذشته، نزدیک به ۵ میلیون خانوار برای خانه در طرحهای دولتی در سامانه مخصوص این طرح ملی ثبتنام کردهاند.
با فیلترهای حکومتی، مشخص شده که این خانوارها فاقد خانه هستند. این تقاضای انباشته پیام روشنی از وضعیت بازار مسکن دارد.
آمارها نشان میدهد که طی سالهای اخیر بسیاری از خانوارها موفق به خرید مسکن از بازار نشدهاند. تعداد خانوارهای فاقد خانه ملکی و مستأجر در کشور به مراتب بیشتر از این میزان است. این رقم بنا بر اعلام رسانهها دو برابر این مقدار است.
این آمارها، هم رسمی و هم غیررسمی، پیامهای مهمی دارند. این افراد همان خانوارهایی هستند که بعد از اتمام ثبتنامهای «مسکن مهر» از حدود یک دهه قبل، بهرغم تقاضای خرید، به دلیل ضعف قدرت خرید و افزایش مکرر قیمتها، موفق به خرید خانه مطابق با سازوکارهای بازار نشدهاند.
به طور متوسط، سالانه حدود ۵۰۰ هزار تقاضای جدید برای خانهدار شدن موفق به خرید خانه از بازار نشدهاند. جمعیت سالانه ناشی از ازدواج نیز به همین میزان، یعنی حدود ۵۰۰ هزار خانوار و حتی کمی بیشتر است.
این بدین معناست که بخش عمدهای از خانوارهای جدید توان تهیه خانه را نداشتهاند. یک نکته مهم دیگر، ریزش نصف جمعیت خانهندار متقاضی مسکن دولتی از آمار متقاضیان فعال خانهدارشدن است.
قسط ماهانه ۵۰۰ تا ۶۰۰ میلیونی برای تهیه مسکن در طرحهای دولتی!!!
در دو سال اخیر، تنها ۲.۵ میلیون خانوار به طرح خرید و ساخت مسکن دولتی پیوستهاند. آمارها نشان میدهد که طی این مدت، نصف خانوارهایی که صاحبخانه نیستند، متقاضی فعال خانه در طرحهای دولتی شدهاند.
یعنی تنها ۲.۵ میلیون خانوار از ۵ میلیون خانوار متقاضی واجد شرایط اولیه، فرآیند ثبتنام و وارد شدن به مسیر پرداخت آورده نقدی را تکمیل کردهاند.
این امر نشاندهنده کاهش در تعداد خانوارهای خواهان صاحبخانه شدن است. اما چرا این اتفاق افتاده است؟
اولین علت به مطلوب نبودن محل ساخت خانههای جدید مربوط باشد. به دلیل محدودیت در تأمین زمین، بسیاری از واحدهایی که قرار است در قالب این طرح ساخته شوند، بهخصوص در کلانشهرها، در حومه این شهرها قرار دارند. این موضوع برای بسیاری از متقاضیان مطلوب نیست و منجر به انصراف آنها شده است.
دلیل دیگر، ناتوانی مالی گروه دیگری از این متقاضیان است. بعد از اطلاع از شرایط و هزینههای مربوط به ادامه پروسه ثبتنام، بسیاری از ادامه راه بازماندهاند.
یکی از شروط مهم در طرح مسکن دولتی، توانایی مالی برای پرداخت اقساط ماهانه وام ۵۵۰ میلیون تومانی است. با توجه به تازهترین آمارها از هزینه تمامشده خانههای طرحهای دولتی، متقاضیان باید علاوه بر بازپرداخت تسهیلات بانکی ۵۵۰ میلیون تومانی، حدود ۵۰۰ تا ۶۰۰ میلیون تومان به عنوان سهم آورده پرداخت کنند.
واضح است که بسیاری از خانوارهای فاقد خانه و خانوارهایی که جدیدا ازدواج کردهاند، توانایی چنین پرداختی را ندارند.
به دلیل افزایش مکرر قیمت واحدهای مسکونی و عدم رشد درآمد واقعی خانوارها متناسب با سطح تورم، بسیاری از خانوارها برای خانهدار شدن از مسیر بازار به بنبست رسیدهاند.
این موضوع نشان میدهد که عوامل و متغیرهای بیرونی بازار در دهه گذشته چگونه دسترسی خانوارها به مسکن را تحت تأثیر قرار دادهاند.
قیمت بالای ساخت، دیگر عامل بیخانمانی خانوارها
بخش قابل توجهی از جمعیت متقاضی خانه به طور میانگین بیش از ۴۰ میلیون تومان پرداخت کردهاند. متوسط پرداختی همه آنان زیر ۲۰۰ میلیون تومان است.
با توجه به برآوردهای فعلی هزینه ساخت این واحدها، هر متقاضی باید حداقل ۵۰۰ تا ۶۰۰ میلیون تومان به عنوان آورده نقدی پرداخت کند.
اختلاف بین این دو رقم نشاندهنده شرایط سختی است که در مسیر تأمین نیمی از هزینه ساخت واحدها پیش روی خانوارها قرار دارد.
در زمینه ساخت خانه نیز مشکلاتی وجود دارد. با وجود وعدههای دولت رئیسی، وضعیت عرضه خانه نیز حرفی برای گفتن ندارد.
[اعتراف به وعدههای پوچ در ساخت مسکن!]
بر اساس آمارها، تاکنون حدود ۴۰۰ هزار واحد مسکونی در طرح «نهضت ملی مسکن» دارای قرارداد مشارکت مدنی بین بانک و سازنده است. این به معنای آن است که همین تعداد واحد مسکونی در پروسه دریافت وام بانکی قرار گرفتهاند.
بر اساس برنامه ساخت سالانه یک میلیون واحد مسکونی، باید بیش از ۳ میلیون واحد با استفاده از وام بانکی و آورده متقاضی در حال ساخت باشد. اما در عمل، در دو سال گذشته تنها ۴۰۰ هزار واحد در پروسه دریافت وام قرار گرفتهاند.
با اینکه آمار مربوط به تهیه زمین در طرح «نهضت ملی مسکن» نشان از سطح بالای از تأمین اراضی برای ساختن است، اما روند مربوطه، به طور کاملا محسوس پایینتر از میزان تأمین زمین است.
یعنی حاکمیت و دولت رئیسی در مورد ساخت خانه و وعدههایی که دادهاند، هیچ حرفی برای گفتن ندارند!
انبوهسازان هزینه ساخت هر مترمربع خانه طرح دولتی را حدود ۱۵ میلیون تومان اعلام میکنند. توان مالی متقاضیان در تأمین آورده نقدی متناسب با پیشرفت پروژهها نیز به طور مستقیم روی فرآیند ساخت و تکمیل واحدها تأثیرگذار است. آمارها نشان میدهد که آورده متقاضیان نیز به اندازه لازم تأمین نشده است.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.