سرنوشت نامعلوم سعید زینالی
در ایام ۱۸ تیر هستیم. یکی از موضوعاتی که با ۱۸ تیر گره خورده است موضوع سعید زینالی است که از آن زمان ناپدید شده و هیچ اطلاعاتی پیرامون وی در دست نیست. نگاهی به این موضوع.
ناپدیدسازی اجباری سعید زینالی: یک فاجعه انسانی
سعید زینالی، دانشجوی ۲۲ ساله، در تاریخ ۲۳ تیر ۱۳۷۸، چند روز پس از حمله نیروهای «انصار حزبالله و بسیج» به کوی دانشگاه تهران، در مقابل منزلش بازداشت شد. از آن زمان تا کنون، ۲۵ سال از ناپدیدسازی اجباری او میگذرد. در مدت این ۲۵ سال هیچ خبری از وی به خانوادهاش داده نشده است.
بازداشت و ناپدیدسازی سعید زینالی
سعید زینالی، فرزند اکرم نقابی و هاشم زینالی، در روز ۲۳ تیر ۱۳۷۸ به همراه دوستش شهرام چراغی زنجانی، از خانهاش در غرب تهران خارج شد. به مادرش که نگران بازداشت او بود، اطمینان داد که زود برمیگردد. مادر سعید برای برگرداندن او به کوچه رفت، اما یکی از همسایگان گفت که افراد ناشناس، سعید و شهرام را به زور سوار ماشین کردهاند و شماره خودرو را نیز به او داد.
اکرم نقابی بعدها اعلام کرده بود: «سه مامور با اسلحه آمدند و گفتند سعید را برای ۱۰ دقیقه سوال میبرند.» سعید در زمان بازداشت ۲۲ ساله بود. دو یا سه ماه پس از بازداشت، او از زندان تماس گرفت و گفت حالش خوب است و دنبال کارهایش باشند. اما از آن زمان به بعد هیچ خبری از او نیست. در این ۲۵ سال، تلاشهای مداوم والدین او با سکوت مقامات حکومت ایران روبرو شده است. اخیرا مقامات به خانواده سعید گفتهاند که پیگیر سرنوشت فرزندشان نباشند.
[سعید زینالی، چرا کسی به مادرت نگفت کجایی؟!]
برخورد مقامات با خانواده زینالی
پدر و مادر سعید زینالی به تمامی نهادهای مرتبط، از وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه تا بیت خامنهای و نمایندگان مجلس، مراجعه کردند. اما مقامات بارها اطلاعات متناقضی به آنها دادند. یک بار گفتند که یک مامور اطلاعاتی از خانواده سعید یک پیکان رشوه گرفته و گفته که سعید به دلیل شکنجه حافظهاش را از دست داده است. در سال ۱۳۸۶، معاون دادستان تهران به اکرم نقابی گفت که سعید «وطن فروش و منافق» است و اطلاعات امنیتی را به سازمان مجاهدین خلق رسانده است. او به مادر سعید توصیه کرد که سراغ پسرش را از حفاظت اطلاعات سپاه و بیت خامنهای بگیرد.
تحلیل عملکرد منفی حکومت ایران در ناپدیدسازی اجباری
عملکرد حکومت ایران در ناپدیدسازی اجباری مخالفانش، نقض آشکار حقوق بشر است. این روش، علاوه بر ایجاد رعب و وحشت در جامعه، خانوادههای قربانیان را در وضعیت بلاتکلیفی و درد و رنج مداوم قرار میدهد. ناپدیدسازی اجباری، ابزاری برای سرکوب اعتراضات و ساکت کردن مخالفان است. این عملکرد حکومت ایران به طور مکرر توسط نهادهای حقوقبشری بینالمللی محکوم شده است.
ناپدیدشدگان قهری در ایران
گروه کاری ناپدیدشدگان قهری سازمان ملل، حداقل نام ۵۲۲ ایرانی ناپدیدشده را در لیست خود ثبت کرده است. سازمان ملل میگوید بیشترین تعداد ناپدیدشدگان قهری در ایران مربوط به دهه ۷۰ است. در تابستان ۱۳۶۷، چندین هزار زندانی سیاسی اعدام شدند. سرنوشت برخی از این افراد پس از حدود چهار دهه برای خانوادههایشان روشن نیست. حکومت ایران بارها توسط شورای حقوقبشر سازمان ملل و گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوقبشر ایران به ناپدیدسازی اجباری منتقدان و معترضان متهم شده است.
پیامدهای اجتماعی و سیاسی ناپدیدسازی اجباری
ناپدیدسازی اجباری، علاوه بر ایجاد ترس و ناامنی در جامعه، موجب بیاعتمادی عمومی و انزجار نسبت به حکومت میشود. این اقدام، شکاف بین مردم و حکومت را افزایش میدهد و میتواند منجر به افزایش نارضایتیها و اعتراضات اجتماعی شود. حکومت ایران با استفاده از این روش، نه تنها حقوق بشر را نقض میکند، بلکه پایههای مشروعیت خود را نیز تضعیف میکند.
سعید زینالی یکی از معروفترین قربانیان ناپدیدسازی اجباری در حاکمیت ملایان است؛ ولی قربانیان از این سنخ در حاکمیت ملایان بسیار بیشتر از پرونده زینالی است. چنین مواردی نشانگر الگوی سیستماتیک نقض حقوق بشر توسط حکومت ایران است که نیازمند آن است که توجه و اقدام فوری از سوی جامعه بینالمللی در مورد آن صورت بگیرد.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.