انتخابات با تمامی حواشی آن برگزار شد و رئیس جمهوری باب میل خامنه ای هم معرفی گردید. اینگونه هم دهان اصلاح طلبان را می بندد و هم در آینده هر سیاستی به نام اصلاح طلبان ثبت خواهد شد. و چنانچه خبر بازداشت ژنرال سوری توسط سپاه پاسداران به جرم جاسوسی برای اسرائیل صحت داشته باشد، وجود یک رئیس جمهور نرم می تواند تنش احتمالی را پائین آورد. و دلایل دیگر. اما هنوز شاهد این که کنشگران و تحلیلگران ما از تحریم و رأی دادن ها و رأی ندادن ها که رسانه های وابسته به بیگانگان به آن دامن می زنند می باشیم. در مجموع، سخنان و تحلیل ها کلیشه ای و خسته کننده هستند. ایراد گرفتن که تا ناسزا گوئی و فحش دادن به کسانی که رأی داده اند گسترش پیدا کرده و رواج دارند. فضائی موجود است که در آن دمکراسی یا همان مردم سالاری غایب و “من” سالاری یا همان استبداد، محلی برای “حق” باقی نگذاشته است. بینش، بینشی است که در آن به “من” حقانیت می بخشد. باید اذعان کرد که در داخل محدوده بخشی از نظام حاکم، رواداری و تحمل دیگری برای اولین بار مشاهده می شود که در میان اپوزیسیون کمتر و کمتر دیده می شود. شکی ندارم که هر تحولی به دست جوانانی رقم خواهد خورد که در فضای درونی نظام با تکیه بر استقلال و آزادی و عدالت تلاش می کنند. این برخورد ها را می توان در تفاوت جهان بینی افراد خلاصه کرد که بر اصل راهنمای آنان استوار می باشد. این اصل راهنما کنشگران را به دو دسته تقسیم می کند، دسته ای که نگاه به قدرت و دسته ای که نگاه به مردم دارند. این طرز نگاه به سواد و تحصیلات و محیط زندگی و شعاری که می دهند ربط چندانی  ندارد، بلکه همان طور که در بالا گفته شد به اصل راهنمای هر فردی ربط پیدا می کند. کسانی که نگاه به مردم دارند که عده شان با تأسف بسیار کم است، ایراد را جامعه می بینند و کسانی که نگاه به قدرت دارند، ایراد را در حاکمیت جستجو می کنند. دلیل پایداری حاکمیت قدرت مدار در جوامعی که اکثریت کنشگران آن نگاه به قدرت دارند این است که تلاش می کنند قدرت را از دید خود اصلاح کنند، اما قدرت اصلاح پذیر نیست، و دیر یا زود اگر خودشان دستشان به قدرت برسد، گرفتار آن خواهند شد. از سوی دیگر هم به دلیل اینکه نگاه به مردم ندارند، در صدد ایجاد تحول در جامعه نمی باشند و ما اقلا قرنی هست که گرفتار این عملکرد شده ایم. نگاه به قدرت نه توجهی به استقلال و آزادی دارد و نه مفهوم آن را می داند و نه به آن عمل می کند، اگر هم آن اصول را بر زبان آورد، صوری است و شعاری بیش نیست. به این دلیل است که در هیاهوی این انتخابات کلمه ای از استقلال و آزادی از زبان نه حکومتی ها و نه اپوزیسیون و نه تحلیل گران بیرون نیامد. بی توجهی به این اصول در جامعه گسترده و همه گیر شده است. چند روز پیش مصاحبه ای از دکتر موسویان دبیر جبهه ملی دیدم که برای مخالفت با استبداد، و تقدیر از کسانی که به استبداد پشت کرده اند می گفت مرحوم سنجابی که ابتدای انقلاب وزیر امور خارجه بود چند ماه طول نکشید که از نظام بیرون آمد. اما از استقامت و مبارزه با استبداد توسط منتخب مردم یاد او را گرامی نداشت. این بینش دلیلی جز نگاه به قدرت داشتن ندارد (جدا شدن از قدرت) که البته به نوبه خود قابل تمجید است. این جبهه که بازمانده مصدق است و باید نماد استقلال و آزادی باشد، چرا باید از جامعه جدا افتد؟ و با وجودی که برای بخش بزرگی از مردم مصدق نماد استقلال و آزادی است چرا باید این جبهه در ذهن جامعه تهی از این نماد باشد؟ دلیلی جز این ندارد که نگاه به مردم مصدق را با نگاه به قدرت عوض کرده باشند. و نگاه بنی صدر به مردم، به دلیل نگاه به قدرت کنشگران ما به کودتائی بر ضد او منجر شد. به دلیل همین نگاه به قدرت کنشگران آن زمان حاکمیت استبدادی به آسانی توانست مستقر شود و به آسانی توانست دوام آورد. این نگاه، اپوزیسیون را با حاکمیت در یک جنس و جبهه قرار می دهد و در این روند، این زور است که پیروز میدان می شود و خواهد شد. و این یک جنس بودن حاکمیت با اپوزیسیون دلیل اصلی سانسور کودتای خرداد ۶۰ بر ضد رأی مردم می باشد. از راست افراطی تا چپ افراطی در این سانسور شرکت دارند و همدست هستند. برای پایان دادن به این هرج و مرج سیاسی، کنشگران ما باید به استقلال و آزادی در زندگی روزمره خود عمل کنند تا باور و اعتماد مردم را به خود جلب نمایند. در انقلاب، مردم با تکیه بر گذشته مبارزاتی و سالم خمینی، به وعده های او در نوفل لو شاتو باور کردند و او را به رهبری انقلاب پذیرفتند. شعار تنها، نزد مردم بی ارزش است و پس از آنچه که در انقلاب گذشت، بیش از پیش در اعتماد کردن حساسیت به خرج می دهند. در انتخابات اخیر ظاهرا کثیری از مردم شرکت نکردند، به نظر من دلیل شرکت نکردن مردم نه “زن، زندگی، آزادی” و نه فشار اقتصادی است. تنها دلیل آن می تواند عدم اعتماد به سیاستمداران باشد. زیرا مردمی گه طی چهل سال با تحریم و جنگ زندگی کرده اند میدان را به سادگی خالی نمی کنند مگر به اعتمادشان خیانت شود.

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)