جواد عباسی توللی؛ مجله حقوق ما: “شکنجه” در فارسی یا torture ، persecution ، torment در زبان انگلیسی، عملی است بی‌رحمانه، غیرانسانی و ترذیلی که از آغاز تمدن بشر تا امروز از سوی دولت‌ها برای در هم شکستنِ مقاومت مخالفان سیاسیِ زندانی، اخذ اعتراف اجباری یا انتقام‌جویی از آنها (یا هر سه مورد به‌طور هم‌زمان) به‌کار گرفته شده است.

طناز کلاهچیان

گر چه طی بیش از صد سال اخیر و هم‌زمان با آغاز دوران مدرن در ایران، قوانینی هم برای مصونیت قانونی زندانیان در برابر شکنجه به تصویب رسیده، اما مسأله شکنجه همواره به‌عنوان امری رایج در زندان‌های ایران و مکانیسمی برای وحشت‌افکنی در جامعه از سوی حکومت‌های مختلف به‌کار گرفته شده است.

این گفت‌وگو را در شماره ۲۱۶ مجله حقوق ما بخوانید

همچنین چهل سال از تصویب “کنوانسیون منع شکنجه” در مجمع عمومی سازمان ملل متحد می‌گذرد، اما جمهوری اسلامی ایران در کنار تعداد معدودی از دولت‌های ناقض حقوق بشر، نظیر کره شمالی، گینه استوایی و سومالی، همچنان از پیوستن به این کنوانسیون بین‌المللی خودداری می‌کند.

مجله حقوق ما برای بررسی بیشتر مساله شکنجه در زندان‌های ایران، با طناز کلاهچیان، حقوق‌دان و وکیل دادگستری گفت‌وگو کرده است.

 

  • به نظر شما چرا با وجود اینکه در رابطه با منع شکنجه، قوانینی هم در ایران وجود دارد اما همچنان این قوانین نتوانسته‌اند از اعمال شکنجه در زندان‌ها و بازداشتگاه‌ها جلوگیری کنند؟

همانطور که اشاره کردید منع شکنجه در قانون اساسی به عنوان یک اصل شناخته شده اما متاسفانه پس از روی کار آمدن حکومت جمهوری اسلامی، سران آن از ابتدا برای پیشبرد اهداف خود، سناریوسازی و سمت‌وسو دادن به پرونده‌ مخالفان سیاسی خود و برای گرفتن اقرار اجباری از این مخالفان، شکنجه را مبنای کار خود قرار دادند.

به‌بیان دیگر، شکنجه در قانون منع شده است اما جمهوری اسلامی آن را به‌عنوان یک اصل، برای بقای خود اعمال می‌کند.

از طرف دیگر، مساله شکنجه در ایران را نمی‌توان تنها به شکنجه بدنی محدود کرد. همان‌گونه که در بسیاری از پرونده‌ها از ابتدای انقلاب تا به امروز شاهد بوده‌ایم، شکنجه روانی همواره در کنار شکنجه جسمانی اعمال شده است و چه بسیار افرادی که تحت شکنجه روانی قرار گرفته‌اند.

برای نمونه، مواردی وجود دارد که بازداشت‌شدگان در جایی نگه‌داری شده‌اند که صدای فریاد از اتاق دیگری به‌گوش می‌رسیده و آن‌ها به‌دلیل این شکنجه روحی و روانی، مجبور به اقرار و اعتراف علیه خود شده‌اند و قاضی نیز همین اعتراف را پایه صدور حکم قرار داده است.

به‌طور کلی، بنای کار حکومت جمهوری اسلامی بر ارعاب و وحشت است و شکنجه ابزاری است در دست این حکومت تا بر اساس آن بتواند تا به امروز تمام پرونده‌های تحت عنوان امنیتی و سیاسی را آن‌گونه می‌خواهد پیش ببرد.

البته حکومت ایران در پرونده‌های دیگر نظیر جرائم ارزی، کلاهبرداری، قتل و مورادی از این دست هم شکنجه را مبنای کار خود قرار می‌دهد چرا که فرد تحت شکنجه، دچار ترس شده و به‌واسطه وحشتی که در جانش افتاده، حتی ممکن است به کار نکرده هم اعتراف کند و همین اقرار به راحتی مبنای صدور حکم قرار خواهد گرفت. در واقع، نهادهای امنیتی ایران، برای رسیدن سریع‌تر به هدف، شکنجه را به‌عنوان اولین و اساسی‌ترین موضوع در دستور کار قرار داده‌اند. در نهادهای امنیتی، هدف بازجو، پیاده‌سازیِ هرچه سریع‌ترِ سناریوی مد نظر خود است و بدین منظور شکنجه را به‌کار می‌گیرد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)