فرودست انگاری زبانی امری بسیار رایج است، چه در گفتار و چه در نوشتار و در خصوص اقوام، نژادها، جنسیت ها .

می توان تولید و باز تولید آن را به سادگی در محیط خود مشاهده کرد. برای مثال، مهمانی‌ها تنها جایی نیستند که جنسیت دستمایه ی ساختن طنز و جوک می‌‌شود،از پیامک‌های طنز تلفن همراه و جوک‌هایی که دهان به دهان می‌‌چرخد تا عبارات و کنایه‌های موجود در فیلم‌ و سریال های طنزبسیاری دارای نشانه‌های جنسیتی است.

شاید این سوال در ذهن شما هم برانگیخته شده باشد که چرا زبانی که سخن می گویم محتوای ذهنی مرا به دیگران به درستی منتقل نمی کند و سرشار از تبعیض و کج نظری است؟

اینجا نه با یک مقاله ی پژوهشی تخصصی درباره ی زبان ، بلکه با دغدغه های فردی کنجکاو روبه رو هستید که بر اساس مشاهدات اش در اینترنت و در زندگی روزمرگی اش با این مسئله درگیر است.

اگر خوشبینانه این را بپذیریم که نابرابری نژادی مبتنی بر رنگ پوست و اصالت خونی، در بستر تاریخ در حال دفن شدن است اما در زبان همچنان ما با کلیشه هایی سر و کار داریم که موجب تشدید تبعیض های عمیق فرهنگی،اجتماعی،سیاسی و اقتصادی می شود.

نمونه های بسیاری می توان نام برد که در آن تحقیر و تبعیض را آشکارا مشاهده کرد ؛ ٬٬ ضعیفه ٬٬ ٬٬ ناقص العقل ٬٬ ٬٬ فتنه ٬٬ ٬٬ کمتر از زن ٬٬ که در اوج عصبانیت و دعوا ،فحش جنسی به اعضای مونث وابسته به طرف مقابل داده می شود.

در این زبان معمولا صفات مثبت مردانه است ٬٬ شجاعت ٬٬. قول فقط قول ٬٬مردانه٬٬ است ..

تبعیض و تحقیر جنسیتی در رسانه هایی نظیر تلویزیون و سینما بسیار تکرار می شود که گاهی به دلیل عجین شدن با خنده باعث می شود راحت تر و با کمترین انتقاد پذیرفته شود، جا بیفتد و حتی با سرعت بیشتری گسترش یابد. همچنین، می توان نمونه هایی از کلیشه های زبانی را در نوشته های روزنامه ها ، وبلاگ ها و وبسایت ها برشمرد که در آن ٬٬زنانگی ٬٬ نیاز به پسوند و پیشوندی ٬٬ مردانه ٬٬ دارد تا مقام اش را ارتقا دهد؛ آن زن برای خودش یک پا مرد است ٬

زنان مبارز دربند ٬٬شیر زن٬٬ می شوند ، چون زن بودن به تنهایی نمی تواند بار شجاعت را برای یک زن به دوش بکشد. در سطور زیرین، نمونه هایی از ترویج چنین تفکر و چنین زبانی را در کتاب فارسی سوم دبستان مشاهده می کنیم.

این کتاب در هفت فصل تنظیم شده و در هر فصل، ضمن آموزش زبان فارسی ، انتقال مفاهیمی نظیر نهادها ، بهداشت، اخلاق و.. مورد نظر برنامه ریزان آموزش و پرورش بوده است. با هم نگاهی می اندازیم تنها به فصل اول کتاب که به نهادها اختصاص داده شده و دو درس اصلی و دو متن فرعی را شامل می شود. پسران، راوی هر دو متن اصلی (محله ما و زنگ ورزش)در این فصل هستند. در درس ٬٬محله ما٬٬، پسر از خانه بیرون می رود و با محله و بچه های آن آشنا می شود و همان جا به عضویت تیم فوتبال محله در می آید. در آخر، درس با این جمله پایان می یابد که

٬٬حالا دیگر بچه های محله، امید را می شناسند و با او دوست هستند٬٬

امید اجتماعی می شود و در محله ی خود با پسرهای دیگر پیوند می خورد. اما متن فرعی اختصاص داده شده به دختران (شعری با عنوان پدر بزرگ و قصه ی تنگ بلور)، در شعری که از زبان دختر بیان می شود پدربزرگ خسته به خانه می آید، مادر برای او چای می آورد و نهایتا در پایان متن ، پدربزرگ با عصایش دختر را قلقلک میدهد و تمام.

٬٬ در دست پیر او بود/باز آن عصای زیبا/خندید و قلقلک داد/با آن عصا دلم را٬٬ . (1)

در این کلیشه ها مادران همیشه نقش زنان سنتی را بازی می کنند؛ مادر وسایل خانه را جابه جا می کند. مادر چای تازه می آورد . مادر سیب ها را می شوید. مادر سماور بزرگی می آورد و بالاخره مادر رختخواب را پهن می کند!

از کودکی به ما آموخته می شود که فضاهای ٬٬بیرونی٬٬ (نظیر محله و ورزشگاه) جای پسران و ٬٬اندرونی٬٬ خانه، فراهم کردن شرایط برای رفع خستگی مردان کار دختران است. با این پیش فرض می توان درک کرد که ما با توشه ای از علوم، چه فهم و درکی نسبت به جنسیت می توانیم داشته باشیم. بماند که این درک ارایه شده نیز تنها به قالب کلیشه ای از جنسیت پرداخته است. (2)

در هر گفتگو ، مکالمه و نوشتار این حساسیت ماست که می تواند چنین کلیشه هایی را شناسایی و نسبت به آن واکنش نشان دهد و برای نقد زبان تبعیض آمیز می بایست استفاده از زبان از سطح ناخودآگاه به سطح خودآگاه آورده شود.

آری، پالایش زبان مان از تبعیض ها و کلیشه های جنسیتی سخت حاصل می شود و این امر زمانی شدنی است که مرتبا کلام و زبان مورد نقد و تحلیل و اصلاح قرار گیرد.

بر این باور هستم که ارزش اش را دارد چراکه خاطری دیگر با زبان ما آزرده نمی شود.

———————————————————————

(1) تبعیض جنسی در کتاب های درسی کودکان؛ رجبعلی مختارپور

(۲) نبودن نشانی از جامعه ی کوییر

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)