نسل زِد* در فرسایش جنبش‌های بدون رهبر؛ جوانان کنیایی نئولیبرالیسم را به عقب می‌رانند؟

کسرا تبریزی

از حدود دو هفته‌ی پیش و در پی ارائه‌ی طرح افزایش مالیات‌ها بر کالاهای مصرفی عمومی به پارلمان کنیا توسط دولت این کشور و رییس جمهور ویلیام روتو، جنبش اجتماعی عظیم و رادیکالی توسط جوانان “نسل زد” در کنیا آغاز شده است. جنبشی که با اعتراضات شورانگیز و صدها هزار نفری جوانان، دانشجویان، دانش‌آموزان و کارگران در تلاش برای تسخیر پارلمان آغاز شد و در نهایت با تصرف مجلس به نقطه‌ی اوج خود رسید. نیروی‌های سرکوبگر پلیس و ارتش با وجود سرکوب شدید و کشتار معترضان، نتوانستند برای دومین بار از سقوط پارلمان جلوگیری کنند.

در روز سه شنبه‌ی ۵ تیر ١۴٠٣، پس از آنکه مجلس طرح افزایش مالیات‌ها بر نان، اقلام بهداشتی و بسیاری دیگر از اقلام خوراکی و مصرفی عمومی را تصویب کرد، صدها هزار نفر در شهرهای مختلف کنیا با سازماندهی جوانان کنیایی نسل زد در شبکه‌های اجتماعی از جمله ایکس (توییتر) به خیابان‌ها آمدند و علاوه بر تسخیر پارلمان، خانه‌ها‌، املاک و فروشگاه‌های متعلق به نمایندگان مجلس را غارت کرده و به آتش کشیدند. طرح افزایش مالیات‌ها، آینده‌ی معیشت اکثر مردم کنیا را با خطر جدی مواجه میکند؛ بسیاری از کنیایی‌ها که با فقر و فشار اقتصادی مواجه‌اند، تحمل کوچکتر شدن سفره‌‌هایشان را با سیاست‌های نئولیبرالی روتو ندارند. بر اساس مطالعات سازمان امور اقتصادی کنیا در سال ٢٠١۵، بیش از ۵٠ درصد درآمد متوسط یک فرد در کنیا صرف مواد غذایی شده، سهمی که احتمالا اکنون بزرگتر شده است. افزایش مالیات‌ها بر نان که پایه‌ی اصلی غذای مردم است، زندگی را برای بخش عظیمی از طبقه کارگر، فرودستان شهری، دانشجویان و سایر زحمتکشان عملا غیر ممکن می‌کند چرا که بیش از ۴٠ درصد متوسط دستمزد زحمتکشان کنیا مخصوصا در شهرهای بزرگ (نایروبی، مومباسا و…) صرف اسکان و اجاره‌ی خانه می‌شود.

روز سه شنبه، جوانان و زحمتکشان کنیایی برای جلوگیری از اجرایی شدن طرح سلاخی طبقه کارگر، پارلمان را تسخیر کردند. دولت دست به سرکوب شدیدی زد و بیش از ١٠٠ تن را با گلوله‌های جنگی به قتل رساند. صدها تن نیز مجروح و ربوده شده‌اند. معترضان در نایروبی به مرکز تجاری-سیاسی شهر (CBD) که محل تجمع کسب و کارهای بزرگ سرمایه‌داران و همچنین دفاتر سیاستمداران است هجوم برده و چندین مرکز را تخریب و غارت کردند، پلیس در آنجا نیز دست‌کم ٢ نفر را با شلیک مستقیم گلوله کشت. در مناطق به حاشیه‌رانده شده به مانند سایر کشورها از جمله ایران، اعتراضات شدیدتر و رادیکال‌تر بود و تیغ سرکوب نیز برنده‌تر. در منطقه‌ی گیثورای در حاشیه‌ی پایتخت، مزدوران دولتی ده‌ها نفر را با رگبار گلوله قتل‌عام کردند. قتل‌عامی که در پی قطعی اینترنت و تحمیل جو سرکوب وحشیانه‌ بر منطقه‌، ابعاد آن همچنان نامشخص مانده است. در بسیاری دیگر از مناطق روستایی و شهرهای کوچک تعداد زیادی از جوانان با شلیک گلوله کشته شدند‌. 

دو روز بعد از آن، با وجود جو شدید سرکوب، جوانان و کارگران مجددا با سازماندهی توییتری به خیابان‌ها آمدند تا اینبار خانه‌ی دولت و دفتر روتو را تسخیر کنند. تلاشی که در نهایت با سرکوب وحشیانه‌ی پلیس و تسخیر خیابان‌ها توسط نیروی دفاع ملی ارتش ناکام ماند. اکنون و با فروکش کردن نسبی اعتراضات خیابانی، نیاز برای سازماندهی جنبش حول خواست اصلی آن یعنی “سرنگون کردن دولت روتو” و حکومت مبنی بر فساد دولتی و نئولیبرالیسم، بیش از پیش اهمیت پیدا کرده. در این میان جنبش خیابان نیز به شیوه‌ی دیگر توان و خلاقیت خود را مصرف می‌کند. بسیاری از جوانان به تنگ آمده از فقر با سازماندهی گروه‌هایی کوچک و بزرگ به فروشگاه‌های زنجیره‌ای حمله می‌کنند و اقلام مصرفی‌شان را که در انبار سرمایه‌داران احتکار شده غارت می‌کنند. در دو روز گذشته چندین فروشگاه بزرگ زنجیره‌ای که بسیاری از آنها متعلق به نمایندگان مجلس بوده غارت شده‌اند و دیروز نیز یک فروشگاه موبایل زنجیره‌ای به این سرنوشت دچار شد. 

در همین حین، ابعاد گسترده‌تری از جنبش در سطوح فرهنگی و اجتماعی در جریان است؛ جوانان و مردم فرودست‌سازی‌شده‌ی کنیا با انتشار هشتگ‌هایی در شبکه‌ی ایکس با مضمون “کلیساها را اشغال کنیم” و “همه جا را اشغال کنیم” فضاهای مختلف شهری را برای سیاست‌مداران و نمایندگان مجلس ناامن کرده‌اند. موارد بسیاری گزارش شده‌ که جوانان در محیط‌های عمومی به نمایندگان حامی افزایش مالیات‌ها حمله کرده و آنها را از محل اخراج کرده‌اند. به عنوان نمونه‌ای دیگر، اشغال کلیساها در حالی مطرح شده که در هفته‌ی اخیر بسیاری از “رهبران مذهبی” در کلیساها یا از ویلیام روتو و دولت او حمایت کرده‌اند و یا اشخاص حامی او در کلیساها به سخنرانی پرداخته و با استفاده از عواطف مذهبی سعی در جلب حمایت مردم برای تصمیمات سیاسی-اقتصادی او داشته‌اند.

 

اما سوال اساسی اینجاست که اکنون، در تداوم این جنبش که همزمان عقب نشینی ظاهری دولت (با تغییر برخی جزییات مفاد طرح افزایش مالیات‌ها) را به همراه داشته، امکان دستیابی به خواست “سرنگونی حکومت” با روشمندی “جنبش بدون رهبر” ممکن است یا نه؟ با وجودی که روتو در تلاش برای منصرف کردن جوانان از ادامه‌ی جنبش علاوه بر سرکوب شدید، از جانب دیگر در حال پیشنهادات اغوا کننده‌ی سیاسی به جوانان است، جنبش نسل زد با سد بزرگی مواجه است که سرنوشت‌اش به گذر موفقیت‌آمیز و حل مسئله‌ی آن وابسته است. از جمله این پیشنهادات نمایشی، فراخوان به تشکیل یک مجمع عمومی متشکل از بخش‌های مختلف جامعه از جمله دانشجویان، جوانان، سرمایه‌داران، نمایندگان مذهبی و اقلیت‌های سیاسی است. اگر چه پر واضح به نظر میرسد که این پیشنهادات و اغواگری‌ها در نهایت راه به جایی نخواهند برد و جنبش اجتماعی نسل زد کنیا از روتو و نظام او گذر کرده، همواره خطر به بیراهه رفتن جنبش و پذیرفتن دست دوستی حکومت جنایتکار در فضایی بدون “رهبری منسجم” برای تصمیمگیری رادیکال و هدایت توده‌های بی‌شکل جوانان ، وجود دارد‌.

حکایت انقلاب‌ها/جنبش‌های بدون رهبر به دهه‌ها پیش از جنبش‌های کنونی برمی‌گردد و نتایج آن همانند جنبش‌های بهار عربی خصوصا انقلاب مصر ٢٠١١ و انقلاب اکتبر ٢٠١٩ عراق، و قیام‌های خیابانی ایران از جمله قیام دی ٩۶، آبان ٩٨، و قیام ژینا قابل بررسی است. اما تجربه‌ی تاریخی جنبش‌های نسل زد چندان زیاد نیست‌. یکی از بزرگترین نمونه‌های آن هم قیام ژینا در سال ١۴٠١ بود که عموما سازماندهان میدانی و شرکت‌کنندگانش را شهروندان نسل زد خصوصا زنان و افراد کوییر تشکیل می‌دادند. 

قیام‌های بدون رهبر در ده‌ی اخیر عموما با شکست‌ها و سرکوب‌های وحشیانه‌ای مواجه شده‌اند؛ شکست‌هایی که نه تنها در خیابان بلکه در فضای گفتمانی و سیاسی نیز در پی این جنبش‌ها آمده است. کشتار پشت کشتار و عدم امکان سازماندهی مسنجم حول خواسته‌های رادیکال جنبش‌ها، در نهایت یا به دزدیده شدن جنبش توسط ارتجاعی دیگر (نمونه‌ی مصر) مواجه شده یا بدون دستاوردی محسوس و معنادار حتی در زمینه‌ سیاسی-اجتماعی از هم فروپاشیده است. جوانان کنیایی در چندین مورد فعالان سیاسی و اینفلوئنسرهایی را که ادعای رهبری خودخوانده‌ی جنبش را در سر پرورانده بودند، با خاک یکسان کرده‌اند. آنها بارها تاکید کرده‌اند که “جنبششان رهبر ندارد” و تمایلی نیز به انتخاب رهبرانی از میان خودشان ندارند. از طرفی دیگر دولت ویلیام روتو معترضان را در فشاری بی‌سابقه گذاشته و آنها را تهدید به تشدید سرکوب در صورت تداوم تظاهرات‌ها کرده است. سازمان جهانی پول (IMF) نیز که به عنوان یکی از بازوهای پیش‌برنده‌ی سیاسیت‌های نئولیبرالی و “اقتصاد بازار آزاد” برای سرمایه‌داری جهانی عمل می‌کند، به مانند تجربیات پیشین از جمله در آرژانتین و یونان از وضعیت اجتماعی-سیاسی کنیا “ابراز نگرانی” کرده است اما دولت روتو را به پیشبرد سیاست‌های افرایش مالیات و فقیرسازی عمومی تشویق کرده است. 

حال باید دید که جوانان نسل زد کنیا که در آخرین تلاششان برای سازماندهی خیابان از طریق توییتر و بدون رهبری و انسجام سیاسی، برای تسخیر خانه‌ی د‌ولت ناکام مانده بودند و استراتژی‌هایشان به بن‌بست خورده بود، امکان بازیابی قوا و مقابله در برابر جو سرکوب حکومتی را دارند یا نه؟ آیا در تداوم “فقدان رهبری مسنجم” اصولا امکان پیش رفتن به سوی تحقق اهداف رادیکال به مانند تغییر سیستم اقتصادی و نظام سیاسی وجود دارد؟ تقریبا تمامی انقلاب‌های بدون رهبر سرکوب و خاموش شده‌اند. اگر چه آنها در بسیاری از موارد همچون قیام ژینا به رادیکال کردن شرایط عمومی و پیشبرد اهداف دموکراتیک جامعه یاری رسانده‌اند، اما نتوانسته‌اند دستاورد روشن و رادیکالی در کشورهای جنوب جهانی به یادگار بگذارند. از سویی اما جنبش حال حاضر کنیا، که به گفته‌ی شرکت‌کنندگان آن یکی از بزرگترین جنبش‌های اجتماعی آفریقا در دهه‌های اخیر بوده، فضا و شرایط “امکان” را به روی فرودستان سایر کشورهای آفریقایی گشوده است. جوانان نسل زد که عموما از طبقه کارگر و فرودستان هستند در بسیاری از کشورهای مرکز و جنوب آفریقا که به مانند همقطارانشان در کنیا از سرکوب سیاسی-اقتصادی و فقر روز افزون به تنگ آمده‌اند. آنها نیز با الهام از کنیا، به “سازماندهی مجازی” روی آورده و برای اعتراضات سراسری علیه فقر و بی‌عدالتی فراخوان داده‌اند. تا کنون جوانان نسل زد در مالاوی، زیمبابوه، غنا و اوگاندا، برای ماه‌های جولای و سپتامبر ٢٠٢۴ فراخوان‌هایی را ترتیب داده و در فضای ایکس (توییتر) منتشر کرده‌اند.

 

در پایان، با وجود اینکه سرنوشت جنبش نسل زد در کنیا از هم‌اکنون قابل پیش‌بینی‌ است، باید دید که آیا شکست احتمالی این جنبش، پایان قاطعی بر استراتژی‌ سیاسی جنبش‌های بدون رهبر هست یا نه‌. و یا سرازیر شدن رویکرد این جنبش به سایر کشورهای همجوار، امکان فراروی از محدودیت‌های تاریخی و واقعی آن را در دسترس قرار میدهد.

*نسل زد کیست: متولدین سالهای ١٩٩٧-٢٠١٠ میلادی که به واسطه‌ی دسترسی مستقیم به اینترنت و فضای مجازی ویژگی‌های فرهنگی و جهان‌شناختی مشترکی را از خود بروز می‌دهند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)