روزنامه هممیهن، دوشنبه ۴ تیر ماه ۱۴۰۳، ص. ۱۵:
پرسش: چرا روشنفکران ایرانی در انتخابات حضور معناداری ندارند و نظری سلبی یا ایجابی نسبت به آن ابراز نمیکنند؟

دکتر موسی اکرمی، استاد فلسفه، نویسنده و مترجم
پاسخ. شاید نخست لازم باشد بر سر تعریف روشنفکر و بخشهای گوناگون طیف روشفکری به توافق برسیم. من سالها پیش در این زمینه مطالبی را در چندین شمارۀ روزنامۀ اعتماد و همچنین مجلۀ نگاه نو منتشر کردهام.
من در آن نوشتهها اصولاً در یک جامعۀ نادموکراتیک و دارای انواع تبعیضها در برخورداری شهروندان از حقوق اساسی، کنشگریهائی چون نقادی و اعتراض و ایستادگی در برابر حاکمیت نادموکراتیک را از عناصر مهم روشنفکری میدانم. بر این اساس تحصیلکردگان اهل هنر و ادبیات و بازیگر فکری-ایدئولوژیک سپهر عمومی را که نوعاً روشنفکر خوانده میشوند به سه گروه اصلی روشنفکر، روشنفکرنما و پادروشنفکر بخش کردهام.
ازاینرو روشنفکر راستین چنین جوامعی را کسی میدانم که منتقد اصولی حاکمیتی است که نادموکراتیک است و انواع تبعیضهای نظری و عملی را در ساحات آزادی و عدالت اعمال میکند.
در اینگفتوگوی کوتاه شاید بتوان این موضوع را در پرانتز قرار داد و روشنفکر را در معنای معمول آن در سپهر عمومی، آن گونه که در توافق بینالاذهانی شمایلی از آن در منظر همگان وجود دارد، در نظر آورد، و هر کاروَر فکری-هنری با حساسیتی اندک یا بسیار نسبت به مسائل سیاسی را روشنفکر خواند.
با این نگاه و بدون توجه به طیفبندی روشنفکران راستین و روشنفکرنمایان و پادروشنفکران، در نخستین بخشبندی مرتبط با بحث تعیین رئیس قوۀ مجریۀ کشور که طی فرایند موسوم به «انتخابات» روی میدهد روشنفکران را عمدتاً دو گروه میدانم که هر یک طیفبندی خاص خود را دارد: روشنفکران موافق یا مخالف شرکت در انتخابات.
موافقان شرکت در انتخابات خود دو زیرگروه اصلی را تشکیل میدهند:
- موافق۱: طرفداران هستۀ قدرت که عمدتاً طیف طرفداران اصولگرایی و جبهۀ پایداری و نوانقلابیگری یا راست رادیکال را تشکیل میدهند.
- موافق۲: بیشتر میانهروان و بخشی از اصلاحطلبان که پس از عدم شرکت یا تحریم رسمی چند انتخابات پیشین اینک بر این گماناند که میتوانند با مشارکت در انتخابات فضای سیاسی را تغییر دهند و حتی نامزد دلخواه خود را به پاستور بفرستند.
همۀ روشنفکران متعلق به این دو زیرگروه بهآسانی نظر ایجابی خود را شفاهاً یا کتباً بیان میکنند.
مخالفان شرکت در انتخابات نیز دو زیرگروه اصلی را تشکیل میدهند:
- مخالف۱: طیف گستردۀ برانداز، از زیرطیف سلطنتطلبان تا زیرطیف مخالفان مسلح حاکمیت و گروههای سیاسیای که در تحلیل خود هیچ سازشی با حاکمیت موجود را نمیپذیرند، و راه حل مشکلات ایران را جز تغییر بنیادین نظام سیاسی با قانون اساسی کاملاً متفاوت، با هر کم و کیفی، نمیدانند. این افراد که عمدتاً در بیرون از کشور به سر میبرند معمولاً به اظهارنظر سلبی میپردازند.
- مخالف۲: زیرگروهی که پیش از این در برخی از رأیدهیها شرکت داشته است ولی اینک بر پایۀ تحلیل خود انسداد سیاسی و ناکارآمدی نظام را چنان شدید یافته است که آن را فاقد مقبولیت و مشروعیت، و انتخابات را دارای کاستیهای نادموکراتیک بسیار یا حتی از جنس انتصابات با نقاب انتخابات یا کاریکاتوری از انتخابات میداند، و از شرکت در بازی گزینش میان «بد» و «بدتر» و حرکت از ستونی به ستون دیگر به امید فرج خسته شده یا دل کنده است.
روشنفکرانی از این زیرگروه که بیرون از کشورند نظر سلبی خود را بیان میکنند؛ ولی بیشتر کسانی از آن گروه که درون کشورند نظر سلبی خود را بیان نمیکنند و شمار اندکی از آن با پذیرفتن خطر پرداخت هزینه به اظهار نظر سلبی میپردازند.
واقعیت این است که بخش چشمگیری از روشنفکران درون یا بیرون کشور که آفرینش ادبی و هنری و دیگر فعالیتهای روشنفکری عام در دانشگاه و بیرون از دانشگاه را به عهده دارند جزو این زیرگروهاند.
متأسفانه فضای علنی سیاسی کشور آن اندازه گشوده نیست که اظهار نظر علنی افراد این زیرگروه برایشان هزینهبر نباشد، و چنان نیست که هم روشنفکران در آزادی نسبی بتوانند اظهار نظر و نقادی داشته باشند هم دیگران به گونهای منطقی به اظهار نظر و نقد نسبت به عقاید آنان بپردازند. چنین اظهار نظر و نقد دوسویهای بیگمان سود زیادی برای کشور دارد، ولی ساختار سیاسی و کارگزاران معتمد آن مانع ایجاد چنین فضای علنی آزادی شدهاند.
این زیرگروه را نیز میتوان به دو زیرزیرگروه بخش کرد:
- مخالف ۲-۱: مجموعۀ کسانی که حتی با فضای باز علنی گفتوگو یا در انتخابات شرکت نمیکنند یا برای چنین شرکتی قانع نمیشوند.
- مخالف ۲-۲: مجموعۀ کسانی که اگر فضای گفتوگوی علنی نسبتاً مطلوب پدید آید و در تهدید پرداخت هزینه نباشند، یا شرایطی پدید آید که بتوانند به برونرفتی از بنبست، یا به گفتۀ شماری از فعالان نواصلاحطلب یا اصلاحگر به «افقگشایی» امید ببندند، از این آمادگی برخوردارند که در گفتوگو شرکت کنند و برای مشارکت قانع شوند و به اظهار نظر ایجابی بپردازند.
پرسش: آیا سکوت روشنفکران را میتوان با مقولاتی چون پیروی از جامعه یا ترس نسبت به واکنش مخاطبان تحلیل کرد؟
پاسخ: بله. میتوان کسانی را جزو چنین روشنفکرانی دانست که به زیرزیرگروه مخالف ۲-۲ تعلق دارند و یا از طریق مشارکت در گفتگوی شفاهی یا گفتوگوی درونگروهی محدود در فضای مجازی یا مطالعات و تأملات شخصی خود به این نتیجه میرسند که باید در انتخابات شرکت کنند و به یکی از نامزدها رأی دهند.
بخش زیادی از این زیرزیرگروه بهراستی نگران مخالفت جامعه یا جمع دوستان و آشنایان نزدیک و دور و یا مخاطباناند.
باید پذیرفت که به علل زیر جامعه نسبت به تأثیر مشارکت در رأیدهی عمدتاً ناباور یا دچار ناامیدی و دلسردی و افسردگی است:
۱) جامعه چیزی به نام انتخابات برای نمایندگی مجلس شورا را پشت سر گذاشته که متأسفانه معیارهای لازم انتخابات دموکراتیک در آن رعایت نشده و نتیجه این شده است که افرادی با ۴ تا ۱۰ درصد آرای ممکن حوزۀ انتخابی خود به مجلس راه یافتهاند تا برای کشوری درگیر بحرانهای گوناگون سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، زیستمحیطی، انسانی، اخلاقی، بهداشتی و آموزشی تصمیمگیری کنند،
۲) با اِعمال نظارت استصوابی خاص، نامزدهای ریاست جمهوری نماینده یا نمایانندۀ واقعی همۀ بخشهای گوناگون طیف شهروندان با عقاید یا سلایق سیاسی متفاوت نیستند،
۳) افق روشن و اعتماد حداقلی نسبت به
🔻الف) مهندسی نشدن همین انتخابات برای برگماری یک نامزد خاص،
🔻ب) توانایی فردی و گروهی شخص بیرون آمده از صندوق رأی، و
🔻ج) حمایت کامل همۀ نهادها از او برای اقداماتی بنیادین در حل بحرانهای گوناگون وجود ندارد، و
۴) فضای گفتوگوی منطقی و اطمینان از تضمین آزادی بیان و انواع امنیت لازم برای زندگی آزاد شهروندی منتقدان به گونهای شایسته پدید نیامده است.
در این شرایط روشنفکران متعلق به زیرزیرگروه مخالف ۲-۲ که از توانش بالقوۀ مشارکت در انتخابات برخوردارند
🔻الف) یا همچنان نمیتوانند خود و نزدیکان خود را نسبت به مشارکت قانع کنند،
🔻ب) یا هرگاه نسبت به شرکت در انتخابات قانع شوند حاضر به خطرکردنی در برانگیزاندن دیگران نیستند که ممکن است نتیجۀ رأیدهی چنان نباشد که آنان نسبت به آن امیدها برمیانگیزند، و این به انگشتنمایی و سرافکندگی آنان بینجامد.
در روزهای آینده با روشن شدن احتمالی افق امید نسبت به آینده و تأثیر مشارکت میتوان شاهد پیوستن شماری از این زیرزیرگروه به زیرگروه موافق۲ بود.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.