عباس عبدی و باز هم تلاش برای عمر حکومت خامنهای
در حالی که تلاشها برای مناظرات و تبلیغات ریاستجمهوری خامنهای در جریان است، عباس عبدی، در نوشتاری دوباره سعی کرده است با بازی با برگ اصلاح طلبان قلابی، مردم را به پای صندوق خامنهای بکشاند و برای او مشروعیت بخرد.
در این هیچ ابهامی نیست که خامنهای نیاز به خرید مشروعیت دارد. ۳ انتخابات پیشین وی، نمایشی از تحریم حداکثری از سوی مردم بوده است. وی بارها نیز اعلام کرده است که مهم نیست به چه کسی رای میدهید. فقط رای بدهید!
حال که رئیسی دچار مرگ زودرس شد، بسیاری از برنامهریزیهای خامنهای دچار آشفتگی شد. حالا باید فردی جایگزین رئیسی شود که ادامه راه مد نظر خامنهای را بپیماید. در تایید صلاحیتها نیز نیرنگی به کار بسته شد. از میان اصلاحطلبان سه نفر ثبتنام کردند. اسحاق جهانگیری، عباس آخوندی و مسعود پزشکیان.
خامنهای که میدانست وزن سیاسی جهانگیری و آخوندی بیش از پزشکیان است، فیالفور آنها را رد صلاحیت کرد. با این تیر دو نشان زد. هم احتمال دستیابی آنان به پاستور را منتفی ساخت. هم در ظاهر نشان داد که فردی از اصلاحطلبان را تایید صلاحیت کرده است. فردی که شانس چندانی در رقابت با مهرههای سنگین اصولگرایان باند خودش ندارد.
اما این بخشی از محاسبات بود. سیستم تبلیغاتی اصلاحطلبان قلابی، به ناگاه به طرز عجیبی به راه افتاد. محمد خاتمی اسفند ۹۸ گفته بود در انتخابات مجلسین خامنهای شرکت نمیکند. اما بلافاصله پس از تایید صلاحیت پزشکیان گفت به وی رای میدهد. ظریف دیگر بازیگر عاجل این جبهه بود. وی با شدت و غلظت به دفاع از پزشکیان پرداخته و میپردازد. بسیاری دیگر نیز این کار را کرده و با شدت ادامه میدهند.
عباس عبدی و تلاش برای گرمکردن تنور انتخابات
از جمله عباس عبدی از قلمبهدستان اصلاحطلبان قلابی نیز دست به کار شد. وی که بارها پیش از تاکید کرده بود که دیگر در ساختار ولایت فقیه، هیچ امیدی نیست، به یکباره خود را به فراموشی زد. [عباس عبدی از ادامه بقای حکومت ایران ناامید شد!]
عباس عبدی در مطلبی در روزنامه اعتماد به عنوان «تردید مقدس، شرم نامقدس» به میدان آمد. وی با زمینهچینی آغاز کرد که کوشش نمیکند به کسی بگوید که به چه کسی رای بدهد. اما بلافاصله افزود برای فعلیتبخشیدن به اراده ما و مردم به پزشکیان رای بدهید. [عباس عبدی و اعتراف به دکان دین فروشی بعد از ۴۳ سال!]
در این هیچ شکی نیست که تابع سناریوی خامنهای برای شلوغی صندوق، اصلاحطلبان نیز دست به کار شدهاند. آنها میخواهند از آب گلآلود مرگ رئیسی و نیاز خامنهای به رای، ماهی فرستادن پزشکیان به پاستور را بگیرند.
شاید در تابلویی بسیار غیرمحتمل خامنهای دست به چنین کاری بزند! اما احتمال آن اندکی بیش از هیچ است. فلسفه فرستادن به پاستور کسی از سوی خامنهای، تابع سیاستهای کلان وی در آینده است. افزون بر این که این احتمال را در نظر میگیرد که فرد مزبور چه در مقابل خودش و چه در مقابل انتخاب جانشین احتمالیاش، «سقیفهبازی» درنیاورد! (اشاره به اظهارات کریمی قدوسی در مورد رای صلاحیت حسن روحانی برای مجلس خبرگان).
سکوت و بخشش در مقابل جنایات حکومتی، توصیه اصلاحاتیها
عباس عبدی استدلالهای دیگری نیز میکند. «حوادث ۹۶ به بعد بسیاری را رنجانده است. تراکم رنجها و عدم دریافت پاسخ مناسب، تبدیل به کینه و نفرت شده است. خودمان اسیر بغضها و کینهها شدهایم. ولی اگر قرار باشد سیاست را تابع اینها کنیم راه به جایی نخواهیم برد.». به بیان دیگر عباس عبدی تمام جنایات خامنهای و حاکمیتش را، بزرگمنشانه! میبخشاید. باز دعوت به «لبیکگفتن»! به خامنهای میکند. شگفتی تناقضات اصلاحطلبان پایانی ندارد. همانطور که تداومخواهی و خرید عمر برای حاکمیت ملایان از سوی آنان ظاهرا تمامی ندارد. و شگفت از این همه.
اما عباس عبدی برای فرار از پاسخگویی برای آیندهای که هیچ تغییری نخواهد کرد نیز قلمفرسایی میکند. «هیچ نوع تضمینی نمیکنم که چیزی که میگویم درست و قطعی باشد! در سیاست وعده قطعیدادن شارلاتانیسم است! هیچ وعده سیاسی مناسبی وجود ندارد…» با این جملات وی باز دعوت به شرکت در انتخابات میکند.
در این جا، مخاطب باید خود بیندیشد که با این سخنان، دعوت به صندوق چه حاصلی و برای چه کسی خواهد داشت؟!

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.