تضمینهای رعایت حقوق بشری در اکودموکراسی برای دوره پساگذار، اولویتهای اقتصادی، راه آهن بعنوان نمونه

کسانی درباره نقش و رابطه متقابل دموکراسی و اقتصاد نظراتی طی سالهای گذشته مطرح کرده اند، به مقولات و مباحث متعددی که غفلت شده اشاره میکنند، اگر قضیه اولویت بندی پروژه های اقتصادی بررسی کنیم نشان میدهد اگر اولویت بر منافع عمومی بود و نه منافع شخصی و گروهی و باندی، اکنون بجای مثلا پروژه ناتمام دو خطه کردن راه آهن مشهد-تهران-تبریز، چندین خط راه آهن استراتژیک کم و بیش با همین زمان و هزینه انجام شده بود، البته بحث اولویت است وگرنه هیچ مخالفتی با دو خطه شدن راه آهن مشهد-تهران-تبریز نیست.

مفهوم اکودموکراسی، بعنوان مکمل دموکراسی سکولار (سکولار دموکراسی) یک سری پیشنهاد و ایده برای دوران پسا گذار از حکومت فعلی به حکومت بعدی است که منطقا باید بهتر باشد. ایده اکودموکراسی مبتنی براین است که بدون عدالت توزیعی و حداقلی از برابری انتفاع از ثروتهای عمومی (پیشنهاد مکرر، توزیع فوری سهام رایگان همگانی و برابر از ثروتهای عمومی به منظور فقرزدایی و جبران خسارات نسلها، نمیشود نسلهای مشهور به سوخته را به مثابه خسارات جانبی دوران پساگذار تلقی کرد و بگویند به حال اتفاقی افتاد و شما میلیونها تن احتمالی طی ۴۵ سال اخیر محروم از زندگی نرمال و حداقلی شدید بعنوان خسارت جانبی هستید و ما چون به لیبرال دموکراسی و اقتصاد سرمایه داری معتقدیم که موفقتر از کمونیستی بوده، پس شما محرومان نسلهای سوخته مثلا ده های ۵۰ ۶۰ و ۷۰ قبول کنید خسارت جانبی بوده اید، مهم نسلهای دهه ۸۰ و ۹۰ هستند!)، امکان ریشه کن کردن فقر و جبران خسارات عمر و فرصتهای از دست رفته برای گروهی از مردم که بعنوان نسلهای سوخته معرفی میشوند، اینکه بجای درگیر شدن اینکه کاپیتالسم و سوسیالیزم چه میگویند، از نتایج خوب و بد انواع ایده ها آزمایش شده در گذشته و کشورهای مختلف بهره برد در جهت اقتصاد دموکراسی (اکودموکراسی)، این بحثها هیچ منافاتی ندارد با کار کسانی دارند مبارازت مدنی حکومت فعلی انجام میدهند، اکودموکراسی ایده ای برای دوران پساگذار است و از این دوره انتقالی که ممکن چند سال طول بکشد، پیشنهاد است که علاقه مندان به اقتصاد سیاسی درباره اکودموکراسی تحقیق کرده و نظریاتشان منتشر کنند.

بنگرید به خلاصه این خطوط:

این پیشنهادها در طول دهه ۱۳۸۰ بارها از سوی منتقدن و غیره ارائه شد (مثلا در دهه ۱۳۸۰) و اما به دلایل که چندان درباره اش چیزی نگفته اند، اجرا نشد.

– عدم اتصال شهر فردوس در پروژه راه آه مشهد-بافق

– راه آهن شاهرود-گرگان

– راه آهن ساری-رشت

– راه آهن رشت-انزلی-آستارا

– راه اهن چابهار-ایرانشهر-بم

– راه آهن شیراز-بوشهر

اگر اولویت داده میشد به این شش مورد بالا، شهر فردوس با کمترین هزینه به راه آهن سراسری اتصال پیدا میکرد، دو بندر مهم چابهار و بوشهر در جنوب و بیش از ده بندر مهم در سواحل شمالی به راه آهن سراسری و کریدورهای ریلی منطقه ای و فرامنطقه وصل میشدند.

EcoDemocracy

 

راه حل اتهام پان ایرانیسم و پان فارسیسم چیست؟

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)