شاید شگفتانگیز به نظر برسد چرا چنین تعداد زیادی نماینده برای پست ریاست جمهوری ثبتنام کردند.
از یکسو این امر میتواند نشان دهد نیروهای داخل ساخت قدرت (منظور نیروهای داخل نظام سیاسی است نه نیروهای داخل نظم سیاسی که شامل آحاد مردم هم میشود) هنوز نتوانستند یک نظم سیاسی مستقل از مبداء قدرت را سازمان دهند. چنین امری البته مطلوب مبداء هرم قدرت است زیرا هر نظم سیاسی تاحدودی مستقل از مبداء قدرت سیاسی بالمآل میتواند ساخت قدرت را تهدید کند. رهبر نظام توانسته تاکنون جلوی تشکیل چنین نظمهای سیاسی داخل ساخت قدرت را بگیرد (نظام طولی آفرینش الگوی ساخت قدرت سیاسی در نظامهای دینی است). در واکنش به مشارکت بسیار پائین در انتخابات چند دوره اخیر، نظام سیاسی تصمیم گرفت تا مولفه رقابت را برای حفظ موازنه یا بقای نظم سیاسی موجود تقویت کند، رقابتی که محصول عدم شکلگیری نظم سیاسی داخل ساخت قدرت است. وجه مثبت چنین وضعیتی سردرگمی اپوزیسیون و مخالفان نظام اسلامی است، و وجه منفی آن، امکان خارج شدن رقابت از کنترل مبداء هرم قدرت و شکلگیری نظمهای سیاسی متعارض داخل ساخت قدرت است. چنین خطری به ویژه با فشل شدن اقتدار رهبری تقویت میشود.
از سوی دیگر، همانگونه که سالیان پیش نیز توضیح دادم، سه گسست یا شکاف اصلی (مردم-مردم، دولت- مردم و دولت-دولت) منجر به نوع خاصی از دینامیک سیاسی میشود که در آن همراه با ریزش پایگاه اجتماعی حاکمیت، سرکوب شکل خشنتری به خود میگیرد و همچنین کمک میکند تا کیفیتی ویژه از حاکمیت بروز نماید. این کیفیت ویژه شامل یک دینامیک دوسویه است: انقباضی که در جهت نزدیکی نیروهای داخل در ساخت قدرت عمل میکند تا بتواند با تهدیدات بیرونی مقابله کند، و انبساطی که نتیجه توسعه شکاف دولت-دولت است. ثبتنام گسترده نیروها برای پست ریاست جمهوری نشان دهنده دو سویه این دینامیک است: واگرایی و همگرایی در نیروهای داخل ساخت قدرت.
اما وجه همگرایی تعدد ثبتنامها کدام است؟ در واقع این ثبتنام در غیاب نظم سیاسی داخل ساخت قدرت، نوعی بیعت با ولایت فقیه بعدی است، فارغ از اینکه چه کسی متصدی این مسئولیت خواهد شد. ثبتنام یعنی اینکه اسم ما را هم داخل ارادتمندان «آقای بعدی» بنویسید. اما نکته مهم اینجاست که آقای بعدی چقدر آغاست (آغا مسئولیتی حکومیتی در دوران ممالیک مصر بود). از چندین سال گذشته توضیح دادم سناریوی محتمل «چینیسازی» که علیالاصول باید از داخل نیروهای نظامی پیگیری شود، چگونه قدرت آغا را تهدید و تحدید میکند، صورتبندی یک نظم سیاسی مستقل از مبداء قدرت در داخل ساخت قدرت.
اگر چه خامنهای به شدت علاقمند پیشبرد راهبرد معاویهای است، به نظر میرسد شرایط عمومی سیاست در ایران بیشتر شبیه دورههای آخر خلافت عباسی باشد.
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.