«اقتصاد اسلامی» و «قوانین اسلامی» دروغ های بزرگی که توسط روحانیون به خورد مردم داده شد

اقتصاد مانند فیزیک، شیمی و ریاضی یک علم است. سر تاسر قرآن را بگردیم از مقوله ای بنام «اقتصاد اسلامی» و یا «قوانین اجتماعی اسلامی» خبری نیست. «اقتصاد اسلامی» دروغ بزرگی بود که توسط روحانیون به خورد جامعه داده شد.

اقتصاد یک علم است، علم اقتصاد شاخه‌ای از علوم اجتماعی است که به تحلیل تولید، توزیع و مصرف کالاها و خدمات می‌پردازد به‌طور کلی علم اقتصاد علم تخصیص بهینه به نیازهای نامحدود است.

اقتصاد خرد، رفتار اقتصادی واحدهای تصمیم گیرنده خرد، انفرادی و کوچک شامل خانوارها و بنگاه‌های اقتصادی یا خریداران و فروشندگان (مصرف‌کنندگان و تولیدکنندگان) و بازارها اعم از بازارهای رقابت کامل، انحصار کامل، رقابت انحصاری، انحصار چند جانبه و درآمدها و هزینه‌های این بخش‌ها را بررسی می‌کند.

اقتصاد کلان، به بررسی رفتار کلی و هم‌افزون شده اقتصاد و عوامل مؤثر بر آن که شامل: چرخه‌های تجاری، بیکاری، تورم، رکود، رشد اقتصادی، سیاست پولی و مالی، بازار پول و بازار محصول، تقاضای کل و عرضه کل، بودجه دولت، مصرف کل و توابع و نظریات مصرف، پس‌انداز کل، سرمایه‌گذاری، بازار کار و اشتغال، تولید ملی، درآمد ملی، ثروت کل، ارز و نرخ ارز، تراز پرداخت‌ها و تراز تجاری، صادرات و واردات، اقتصاد پولی و نظریات پول و بازار پول، انتظارات تطبیقی و عقلایی، نرخ بهره، دستمزد واقعی را تحلیل می‌کند.

با مقولاتی مانند:

مخارج مصرفی

نرخ ارز

تولید ناخالص داخلی

تولید ناخالص ملی سرانه

تولید ناخالص ملی

بازار سهام

نرخ بهره

بدهی ملی

نرخ تورم

بیکاری

تراز تجاری

سر و کار دارد.

در کل قرآن بگردیم، خبری از اقتصاد و علم اقتصاد، و مقولاتی مانند موارد بالا وجود ندارد. لذا اقتصادی اسلامی اصلاً وجود ندارد، برای همین است که ۴۵ سال است ما با یک اقتصاد بحران زده روبرو هستیم، کتاب‌هایی نیز که در این ۴۵ سال بخورد مردم داده شد، یا اقتصاد سرمایه داری بوده است و یا اقتصاد مارکسیستی، در خود اسلام و قرآن اقتصادی بنام اقتصاد اسلامی وجود ندارد، همانطور که ما شیمی، فیزیک و ریاضی اسلامی نداریم.

در کل قرآن بگردیم، خبری از  قوانین اجتماعی وجود ندارد. لذا قوانین اجتماعی اسلامی اصلاً وجود ندارد، برای همین است که ۴۵ سال است ما با یک کشور بحران زده روبرو هستیم، کتاب‌هایی نیز که در این ۴۵ سال بخورد مردم داده شد، یا اقتصاد سرمایه داری بوده است و یا اقتصاد مارکسیستی، در خود اسلام و قرآن قوانینی بنام قوانین اجتماعی اسلامی جهت اداره جامعه وجود ندارد، همانطور که ما شیمی، فیزیک و ریاضی اسلامی نداریم.

در پایان به روحانیون و مسلمانان توصیه می‌شود که از دخالت در امور اجتماعی و اقتصادی پرهیز کنند و کار را به کاردان های این علوم اجتماعی و اقتصادی واگذار کنند. روحانیون دانش و صلاحیت اداره جامعه و اقتصاد را ندارند! ! باید توجه داشت که نصف قرآن قصه است، با قصه جامعه را نمی توان اداره کرد!

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)