چگونه انتخابات تیرماه میتواند فرصت استثنائی نجات سپاهیان و آخوندها از هلاکت باشد؟

همانطور که مشهور شده، انتخابات در ج ا در ایران، تبدیل به نمایش رأیگیری بین انتصابات رهبری و بیت و سپاه شده است، این سطح مثلثی ظاهری است و اما فرمالیسم از حجم هرم سه گانه “قدرت، ثروت، موقعیت” که در رأسش رهبری است و زیرلایه رهبری بیت و پایین لایه سپاه است، بقیه لایه های هرم سه گانه مذکور بین مزدوران سطح پایین تقسیم شده است.

در واقع سپاه تحت نفوذ و کنترل قشر ملایان است، روحانیان (ملایان/آخوندها) به مثابه طبقه ممتاز کاستهای ج ا هستند، یکی از دلایلی که سپاه به چنین خفت و ذلت افتاده (در سطحی محل بازیچه اجانب دوردست تا مسایگان ضد موجودیت ایران شده است!) همین تداخل عناصر نامرتبط است، نظامیگری (میلیتاریستی) دارای اقتضائاتی است که با صنف روحانیان همخوانی ندارد، مثل آن میماند کسی مججش ترشی دوست است برود برای شیرینی دوستها برنامه تعالی و ماندگاری بدهد، شدنی نیست، سپاه هرکاری بکند یک نهاد میلیتاریستی است و روحانیت یک نهاد دیگر، دو نهاد که در بسیرای جاها بنیادی در تضاد هستند، روحانیت شیعه بر اساس چیزهایی بینان شده که در نزد منتقدان اسلام، به موهومگرایی و ضد عقلانیت متهم است، در حالیکه میلیتایسم یک نهاد کاملا عقلانیت است، آن ساختار میلیتاریستی اندکی انحراف از عقلانیت و ماتریالیسم عقلانی کند دچار این انحطاط فعلی مانند سپاه خواهد شد. نمیشود برای نهاد میلتاریستی مانند سپاه کلی نقشهای هلدینگی و کارتلی سوار کرد، از تجارت و صنعت (اقتصاد) تا سیاست و فرهنگ.

یکی بلاهایی روحانیان ج ا بر سر میلیتاریسم ایران آوردند همین نکته های گفته شده است. در نهایت عقلانیت میلیتاریستی و موهومگرایی روحانیت ج ا کارش به فساد سیستمی انجامیده و امروز پس از هفتم اکتبر، سرنوشتس به مانند گله موش است که طرف مقابل طبق برنامه پساهفتم اکتبر آنها در فهرست هلاکت قرار داده است، در یک بازه حداقلی تا حداکثری یک به یک و گله به گله درحال شکاران هستند از روحانیان تا سپاهیان!، حال پرسش این است امکان نجات روحانیان وسپاهیان از ان سرنوشت به نظر محتوم است؟

نگارنده به نظر قطعی نرسیده که روحانیان ج ا و سپاهیان ج ا راه نجاتی از سرنوشت هلاکت توسط طرف مقابل (هفتم اکتبری) صد در صد ممکن است، این نوشتار صرفا یک ایده احتمالا بسیار امکان موفقیت است، همه بستگی داد روحانیان ج ا و سپاهیان بدون گول زدن خود و باز سوءاستفاده های احمقانه از ایده هایی قبلا منتقدان ارائه کرده اند، این ایده کامل اجرا نند، ته این مطلب سرنوشت نظام ج ا، اگر برنامه درست اجرا شود جمهوری سکولاری یا شبیهش خواهد بود، اما جان روحانیان و سپاهیان نجات خواهد یافت.

صدها میلیارد دلار اتهام غرت به این دو قشر و بقیه قشرها وابسته به این وارد است، اما مشاهده میکنند جهانیان که این پول عظیم توان نجات دادن روحاینیان و سپاهیان از هلاکت نمتواند بود، زمانی از چند دهه پیش روحانیان و سپاهیان ج ا وارد انحطاط ماتریالیسم ستم و جنایت و فساد شدند، باید محاسبه میکردند طرف مقابل بیش از دو هزار سالست که ماتریالیسم عقلانی سودمند و موفقی را راه انداخته است و از صدها سال پیش عمده دنیا را در اختیار گرفته است، درگیر شدن با ابرقدرتی که دنیا در اختیار دارند بسیار فراتر ز تواناییها و بضاعتهای ژئوپلتیک ایران است، در واقع روحانیان و سپاهیان ج ا ایران را خرج یک بازی از پیش باخته کردند تا به مقطع هفتم اکتبر رسیدند.

حالا چرا این همه مقدمه چینی شد و هنوز وارد اصل بحث نجات نشدم؟، چون تا روحانیان و ساهیان قبول نکنند شکسن خوردند و قبول نکنند در یک بزی از پیش باخته شده و کم مرگشان خودشان با هفتم اکتبر صادر کردند، این تقصر مستقیم خودشان اس و نبایست این بلایی خودشان سر خودشان اوردند را به گردن دیگران به اندازند چه برسد به ین منتقدان از مردم عادی.

چگونگی نجات همانطور که گفته شد در چیزی است که فرصت انقلاب از بالا از راه فرصت کوتاهی تا تایید صلاحیت ماندیداها مانده اس.

اولین پیشنهاد این است از تمامی کسانی به راه حل انقلاب از بالا اعتقاد دارند از تمامی اقشار از مذهبی یتا سکولارف به طور وسیع بروند کاندیدا بشوند، صدها تن از شخصیتها و اشخاص بروند کاندید بشوند، تا دست روحانیان و سپاهیان برای معرفی کاندیدا باز باشد.

بعد فرمولها و راه حلهای نجات که در ایده انقلاب از بالا در نوشتارهیا قبلی و یدگران گفته شده به سرعت و انقلابی گونه در عرض چند هفته و کمتر ز یکماه انجام دهند، یعنی قبل پایان شهریور این کا صورت گیرد.

راه حل دوم، در صورتی که تایید صلاحیتها نشد و برنامه انقلاب از بالا، دیگر شانسی ندارند، روحانیان و سپاهیان که کنترل همه نهادها را دارندباز معلومست در فهرست هلاکت هستند، انها جربزه ریسک نجات انتخبا نکرده اند، بعید هم است جربزه کودتای سکولاری داشته باشند، روز تایید صلاحیتها معلوم میشود آیا روحانیان و سپاهیان مرگ حتمی انتخاب کرده اند یا راه نجات(؟) تا دو هفته دیگر، شاید آخرین شانس از هلاکت روحانیان و سپاهیان معلوم میشود، آیا کاندیدی سکولاری انقلاب از بالا تایید صلاحیت میشود یا باز تکرار نمایش؟، این تکرار نمایش هیچ چیزی نصیب روحانیان و سپاهیان از هلاکت نخواهد بود.

انقلاب از بالا، روش دوم است، در واقع آلترناتیو روش نخست و بهتر و سریع الاجرای کودتای سکولاری است، از بس این روحانیان و سپاهیان داغون هستند و متوجه گویا نیتسند که در مسیر سیریع هلاکتی خودشان با ماتریالیسم ستم و جنایت و فسادی گرفتار کرده اند خودشان را. این نتیجه اعمال خودشان است. طبیعت تنها بازتاب دهنده اعمال خوب یا بد انسانها است.

روزی ورحانیان وسپاهیان ج ا این ماتریالیسم ستم و جنایت و فساد بر سر مردم عادی آوردند باید میدانستند که طبیعت عظیمتر از این جماعت کوچک ج ا ها و ایران کم بضاعت در ماقبل عظمت طبیعت است، ایران تمام بضاعت جمعیتی اش تنها یک درصد جهان است، بضاعت اقتصادی اش یک چهارم یک درصد جهان است، چگونه این بلاهت در مغز روحانیان سپاهیان ج ا افتاد میتوانند با بیش از توان ۹۹% جهان در بیفتند و زنده از این مهلکه ای خودشان درست کرده اند نجات یابند؟!

پرسش مهم این است انقلاب از بالا ی کودتای سکولاری چگونه روحانیان و سپاهیان ا هلاکت نجات میدهد؟

این یک راه حل قطعی نیسف اما به نظر بهتر زا ادامه دادن این دو قشر تا هلاکتی است طرف هفتم اکتبر برایشان برنامه ریزی کرده است. این ادعا صرفا بر اساس نتایج چند ماه اخیرا بعد از هفتم اکتبر است.

چون هنوز روحانیان و سپاهیان قدر دراند (اخرین شانس نجات از هلاکتشان!) همین است این اخری منبع بقایشان خرج تضمین جانشان کنند، چون میتوانند اکنون با انقلاب از بالا و البته بهترش کودتای سکولاری است، ساختار قانونی عفو عمومی را نهادینه کنند با رای اکثری قاطع مردم ایران، چون در سیستم جمهوری سکولار و یا شبیهش، حکم اعدام و هرگونه قتل عمد از ترور تا اعدام غیر ممنوع و محکوم است.

این راه حل نجات عفو عمومی و گنجاندن خودشان شمول عفو و حداقلهایی از مال و منابعی که بدست آوردند در عفونامه جمهوری سکولاری، باعث خواهد شد مردم عادی پشتیبان آنها شوند، این مبادله و معامله ای بین اکثریت مرد عادی و روحانیان و سپاهیان است. چیزی البته شاید اکثر قریب به اتفاق اپوزیسیون و مخالان نمیخواهند، چه بسا آنها به کمتر مرگ روحایان و سپاهیان رضایت ندهند، اما اکثریت مردم عادی با آنها فرق دارند، این بخت کمی است، اما ارزش ریسکش را بنظر دارد.

طبیعتا مسئولیت اجرای هر پیشنهاد، با مجریان است. منتقد و پیشنهاد دهنده هیچ مسئولییت ندارد درباره عواقب بد اجرای پیشنهاد برای مجریان.

 

فرصت استثنائی آزمایشهای چهل روز اتمیک ایران، یا ادامه ابهام بلوفانه بیهوده لو رفته؟!

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)