سرنوشت ایران چه خواهد بود تا بهار ۲۰۲۵؟ توحش ایرانپرست و ضد ایرنپرست و خاکی که گورستان و آهستان فرودست مظلوم شده است طی چند هزار سال!

متن زیر استعاره ای است، این استعاره ها حقایقی دارد، ستم بر خاکی همگین شده است. ستم بر خاکی که مردمانش تاوان دادند. برای این بودن ایران، چه ستمها نکردند و خواهند کرد، برای این مرزهای ستم و جنایت و فساد به نام ایرن چه ظلمی نکردند بر مظلومان، ایران فقط یک خاک نیست، بهانه ای برای بدترین و وحشیانه ترین ستمها بر انسانها بوده است. حال مدعی کذایی ایرانپرستیف بیاید هزار دلیل و توحش تکرار کند، اما حتا حاضر نیست قبول کند در ازای حفظ ایران، خسارتی به انسان فرودست وارد کرده را جبران کند، این توحشی است ایرانپرست (به همراه ضد ایرانپرست) را که ایرانش عامل و بهانه و دلی اصلی بود این همه جنایت، کشورها اگر دستاویز حکومتها شدند، آیا بخشی از گناه بر ضد بشریت نستند؟!، چرا خوبی از آن کشورها است و اما بدیها به حساب او نباشد؟!، چرا ایران حق دارد وبیها به اسمش سند بزند و بدیها نثار دیگران کند؟! این انصاف است که خاکی عامل و هانه و دلیل ظلمها باد و بعد حتا مدعیان ایرانپرستی حاضر نیستند خسار جبران کنند، توحشی این دوسال به سم دهه هشتادی و سوءاستفاده وسیع از کودکان کردند و ایران جلو انداختند، توحشی از هر دو طرف، قتل و دزدی مردم عادی توسط دو طرف بخاطر تصرف داشتن یا تصرف گرفتن ایران، بعد این همه قتل و دزدی از فرودستان و بیدافعان را توجیه کرده وبیرحمانه میگویند خسارت جانبی، نسلهای فرودست مظلوم دهه ۵۰ و ۶۰ خسارتهای جانبی ایرانپرستی شدند!، ایرانپرستان که مرتکب بدترین جنایت شدند، اینبار چگونه بیچارگان بازمانده فرسب خواهند داد؟، باز چند نسل دیگر را از فرودستان فریب خواهند داد؟!، وعده ایران آباد و آزاد برای آنهایی کشته شدند و زندگیشان نابود شدف باز تقصیر بر گردن قربانی خواهد افتاد، با سخنانی اغواکننده، توجیهات تکراری، اهانت و تحقیر و تمسخر، ایرانپرست و ضد ایرانپرست، ج ا ها وضد ج ا شرکای این قتل و دزدی اند، سندش همین عدم قول مسئولیت جنایتها و ستمها و فسادها بر ضد فرودستان.

سرنوشت ایران، بعنوان یک مجموعه ای از مردمان ناموزون و چندپاره اتنیکی که طی دست کم ۶ هزار سال اخیر دستخوش بدترین کشتارها و نسل کشیها و غارتها و جنایتها و وحشیانه ترین اعمال رذیلانه انسانی ضد انسانی، بشری ضد بشریف تا حد دزدی از فرودستان، دزدی فرودست از فرودست، دزدی فرادست از فرودست، نماد توحش گونه انسان است نسبت به همنوعش بعد از قتل عمد، مکمل قتل عمد بعنوان وحشیانه تری عمل گونه انسان است این عمل دزی، عمل دزدی صرفا سرقت مستقیم از منزل فرودست، این رذالت وحشیانه ای همزمان ج ا ها و ضد ج ا ها انجام دادند و نتیجه کار مشترک این وحوش یعنی دزدی از منزل فرودست! این رذالت در هیچ قانون بشری قابل تحمل نبود که این دو کردند و مرزها توحش جابجا کردند، دیگر بعد از قتل عمد فرودست، دزدی بود که انجام علیه فرودست!، و فرودست آهش به طبیعت رسیده است و فرودست نمیخواست آه بکشد، ج ا ها و ضد ج ا او به اه کشیدن مجبور کردند، و طبیعت انعکاس ستمی بر فرودست شد را بر ستمکاران میدهد. فرودست به قتل رساندند و زندگی اش نابود کردندو سپس اموالش به زدی بردند!، جنایتکاران به گمانشان پیروز شدند بر فرودست و او بیچاره دیدند که هیچ خدایی ندارد که تظلمخواهی کند، فرودست بیچاره دیدند، فرودست آهی از سر بیچارگی کشید، این آه بر طبیعت منعکس شد و صدای آه او را منعکس داد.

ایران خاک اکنده از ستم و جنایت و فساد است، آلودگی اش چنان است که در آستانه تقاص طبیعت است، ایران گورستان مظلومان است. ایران خاک بیچارگان است. ایران آهستان فرودستان مظلوم است.

ایران را ستمکاران نابود کردند، آنهایی که از جان و مال و زندگی فرودست نگذاشتند و رحمی نردند بر فرودست، چون فرودست ناتوان دیدند دفاع خویش، جان و مال و بدیهی ترین حقوق بشری اش پایمال کردند، فرودست ۴۵ سال آزار دادند، فرودست دیگر برایش ایران شد خاک ستمکاران، ایران شد مصداق بارز ستم و جنای وفساد، ایران دیگر برای فرودست شده است دلیل مرگ او، فرودست دیگر ایران دوست ندارد چرا ایران عامل نابودی بیچارگی و فرودست مظلوم شد!، و آنگاه که ایران چنین بشد و هر سرزمین همچون ایران، دلیل طبیعت است برای نابودی اش، ایران به طبیعت و فرزند طبیعت یعنی آن فرودست مظلوم در افتاد، او را نابود کرد، تاوان نابودی فرودست، تاوان طبیعت است، ایران توقع دارد با این همه توحش و بیرحمی و ستم جنایت و فسادی که نسبت به فرودست کرده است، جایزه بگیرد؟! واقعا برای ستمکاران جایزه باید داد تا این حد، یکی دیگری را نابود میکند و جایزه اش حیات است؟! آیا قانون بقای توحش را داورینسم نوشته است، داروینسم چه غلطی کرده که گفته طبیعت پاسخش به نابودی فرزندش، جایز به قاتل و دزد زندگی فرزندش بدهد طبیعت؟!

ایران همچنان دارد فرودستان میکشد، ایران دارد دزدی میکند، ایران با طبیعت در افتاده است. دو سالست توحش ایران به حد اعلا رسیده است و وحشایانه ترن قتلها و دزدیها را از فرودستان میکند، این ایران چرا بایست با بقیه خاکها فرق داشته باشد، این همه کشور در طول تاریخ رفتند به همین دلیل قتل و دزدی که بر سر فردستان آرودند، آیا کشورها معادل قانون توحش مدعی قانون برگفته تنازع بقا در دارویسنیم هستند؟

بجز ایران، همه طرفهایی قاتل فرودستان و عامل دزدی از فردوستان ایران بودند توسط طبیعت به وقتش مجازات خواهند شد.
هر چند وحش ایرانپرست و ضد ایرانپرست، ج ا ها و ضد ج ا، باز به همین متن، بهانه قتل و دزدی بیشتر بر فرودستان خواهند کرد. توحشی- به بهانه ایرانستیزی و یا دگ و پز دایه بهتر از مدر مثلا قومگرایی یا چپ و غربیگرا و شرقیگرا و هزار و یک چرندی- اینان با نابودی هر انچه میخواهند تمام خواهد شد، آیا راه گریزی از این توحش است، امثال نگارنده پیشنهادهایش گفته، برای پیان دادن به این توحش و تقاص طبیعت.

 

تا کی ایران، بهانه توحش ضد بشری خواهد بود؟، تا کی ایران بهانه توجیه نسل کشی و نسل سوزی و ستم بر فرودستان خواهد بود؟

 

چگونه انتخابات تیرماه میتواند فرصت استثنائی نجات سپاهیان و آخوندها از هلاکت باشد؟

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)