مصیبتهای آتی خامنهای برای انتخاب رئیسجمهور
رئیسی مرد و خامنهای افزون بر مصیبت از دست دادن نورچشمیاش، حالا با مصیبت دیگری روبرست؛ انتخابات زودرس و انتصاب رئیسجمهور جدید.
موضوعی که پسامرگ رئیسی بر سیاستهای کلی حاکیمت ملایان سایه خواهند افکند به هم خوردن توالی بین انتخابات مجلس و ریاستجمهوری خواهد بود.
در ۴۳ سال گذشته فاصله این دو انتخابات، با تفاوت ۲ سال زمانی صورت میپذیرفت. این تفاوت زمانی، به حاکمیت اجازه میدهد تا در چینش دو قوه مجریه و مقننه، ابتکار عمل لازم را داشته باشد.
به عنوان نمونه در زمینه سیاستی که این روزها به عنوان «خالصسازی» از آن نام برده میشود، ابتدا مجلس در سال ۹۸ تصفیه شد. سپس در سال ۰۰ نوبت به ریاستجمهوری و حذف رقبا رسید. در سال ۰۲ نیز مجددا مجلس کاملا «خالصسازی» شد.
این تفاوت بازه زمانی این دست باز را به خامنهای و دستگاه مهندسیاش میداد تا بتواند کیک قدرت و به نوعی افکار عمومی را تا حد زیادی مدیریت کند.
حال که با مرگ رئیسی، شروع به کار مجلس و انتخابات دولت جدید روی هم میافتد، خامنهای از این حیث نیز دچار مشکلاتی خواهد شد که پیش از این با آن دست به گریبان نبود.
این نکته را نیز نباید دور از نگاه داشت که آخرین نمایش انتخابات مجلسین خامنهای و دور دوم آن با تحریم مردمی و در سوی دیگر با انزوای حداکثری ملایان به همراه بود.
حالا در شرایطی که خامنهای و نظامش از آن بحران مشروعیت در نیامده است باید یک بار دیگر وارد این گود شود و این بار نه در سطح رقابتی استانی، بلکه در قامت کشوری. قطعا در این بین بحران مشروعیت خامنهای بیشتر هویدا خواهد شد.
خامنهای برای آوردن علی لاریجانی به صحنه، با خودکردهی رد صلاحیت او به نفع رئیسی در سال ۰۰ روبروست، هر چند لابدی اضطرار را نباید دست کم گرفت.
لاریجانی کاندیدای رئیسجمهور بعدی، هم آری هم نه!
خاصه آن که جنگ سنتی و قهر برادران لاریجانی با باند رئیسی بر سر ریاست قضائیه و جنگ نیابتی آنان بر سر دانشگاه امام صادق، با مرگ رئیسی تعیین تکلیف شد.
حضور پررنگ صادق لاریجانی در نماز جسد رئیسی و شرکاء، که خامنهای بر آن نماز میگذاشت، بر این گمانه ضریب میزند که لاریجانی نیز شاید با لطایفالحیلی وارد گود شود.
در بین دیگر مهرهها که مطلوب دستگاه خالصسازی خامنهای باشند، در صدر اولویتها به نظر میرسد سعید جلیلی و باقر قالیباف باشند.
باقر قالیباف نیز با شروع کار مجلس جدید در هفتم خرداد ۰۳، موضوع دعوای ریاست مجلس جدید را خواهد داشت که این موضوع بر روی کاندیداتوری وی برای رئیسجمهورشدن سایه خواهد انداخت.
در آنجا نیز دردسرها فراوان است. چرا که جریان پایداری برای قالیباف و گرفتن سهم بیشتر از قدرت و ریاست مجلس دندان تیز کردهاند.
دیگرانی چون شمخانی و کاندیدای مادامالعمر و مادام ناکام خامنهای برای رئیسجهمور شدن، یعنی محسن رضایی نیز ممکن است به بازی دعوت شوند اما بخت چندانی نخواهند داشت.
القصه آن که ۲ ماه آینده از منظر تعیین ریاست مجلس و تقسیم کیک قدرت در درون مجلس و تعیین رئیسجمهور آینده خامنهای، آبستن حوادث زیادی خواهد بود. [انتخابات زودرس؛ کابوس دردناک خامنهای بعد از مرگ رئیسی]
البته در این بین خامنهای نیز بیکار ننشسته و حیله نیز به کار خواهد بست. در زمانی که سکان همه امور در دست وی بود، وی سیاست حداکثری انقباض و «خالصسازی» را پیش میبرد.
تحریم گسترده از سوی مردم هم زیاد به چشم وی نمیآمد چرا که ارکان نظام همه در سر جای خود بودند و چرخ دندهها همه با هم میچرخید.
قحطی رئیسجمهور برای خامنهای و خدعه!
پشت صحنه نیز نیروی نظامی و سرکوب را داشت که تتمه کار را با آن تمام میکرد.
حالا که یکی از چرخ دندههای اصلی (رئیسی) از دور خارج شده است، خامنهای مجبور است کمی محتاطانه عمل کند.
معنی آن که شاید خامنهای مجبور شود افراد کاملا بیخطری از اردوی اصلاحطلبان قلابی را که پیشتر کامل حذف کرده بود را برای جلب مشارکت و به پای صندوق آوردن مردم وارد گود نمایش انتخابات ریاستجمهوریاش کند.
اما در این بین آن چه خط قرمز خامنهای است تصاحب کرسی پاستور توسط اردوی اصلاحطلبان قلابی است. یعنی با همه حیلهها و مهندسیهایی که خامنهای خواهد کرد، خروجی، آن خواهد بود که فردی که غلام حلقه بگوش وی هستند از صندوق بیرون آیند و نه از اردوی اصلاحطلبان قلابی.
اصلاحطلبان قلابی شاید در بحران فعلی بیرئیسیشدن خامنهای به عنوان چرخ کمکی به مدد خامنهای بیایند اما در حد آرایش و بازارگرمی نقش خواهند داشت.
تا روز واپسین که خامنهای پیشاروز سرنگونی، احساس سقوط به معنای واقعی آن نکند، راه جدی برای اصلاحطلبان قلابی باز نخواهد کرد.
البته راه باز کردن در آن روز برای اصلاحطلبان قلابی، قطعا دردی از خامنهای دوا نخواهد کرد و بلافاصله طومار کل حاکمیت در هم پیچیده خواهد شد.
در بستر مولفههای فوق کار خامنهای اما بدون دشواری نخواهد بود. پسارئیسی که عزیزدردانه خامنهای بود و سرتر از کاندیداهای احتمالی فعلی، چون لاریجانی، جلیلی، قالیباف، شمخانی و همتایان اصلاحطلب قلابی آنها، خامنهای با بحران دیگری نیز روبروست.
همگی کاندیداهای احتمالی خامنهای برای رئیسجمهوری آتی تقریبا در یک حد و اندازه هستند و این امر جنجال را چه از سوی کاندیداها برای تصاحب کرسی پاستور بین خودشان و بیناجناحی و فراجناحی و… افزون و افزونتر خواهد کرد.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.