محرومیت‌زدایی از کدام محرومان؟!

حکومت ملایان که در ابتدای تاسیسش، خود را حکومت «مستضعفین» جهان می‌نامید، نشان داده است که جر محرومیت‌زایی کار دیگری در حق محرومان و مستضعفین ایران انجام نداده است.

مرکز پژوهش‌های مجلس با استفاده از شاخص فقر چندبعدی جهانی و داده‌های درآمد و هزینه خانوار در سال ۱۴۰۱ وضعیت محرومیت در کشور را بررسی کرده است.

براساس این پژوهش، استان سیستان و بلوچستان به عنوان محروم‌ترین استان ایران با اختلاف بسیار بالا شناخته شده است.

پس از سیستان و بلوچستان، استان‌های کرمان و خراسان جنوبی بیشترین درصد محرومیت را دارا بوده‌اند.

نزدیک به ۳۰ درصد از خانوارهای سیستان و بلوچستان در وضعیت محرومیت قرار دارند که در مقایسه با سایر استان‌ها، این عدد بسیار بالا است.

اختلاف سطح محرومیت سیستان و بلوچستان با استان‌هایی مانند تهران ۲۸ درصد یا با رده دوم این رتبه‌بندی، ۲۲ درصد اختلاف وجود دارد. [بلوچستان ویرانه‌ای که ویرانه‌تر می‌شود!]

این گزارش با ارائه تصویری از محرومیت در ایران، به بودجه تعیین شده برای محرومیت‌زدایی می‌پردازد.

همچنین، گزارش بیان می‌کند که به دلیل پایدار ماندن محرومیت در سال‌های گذشته، سیاست‌ها و الگوهای برنامه‌ریزی کاهش محرومیت در کشور باید مورد بازنگری قرار گیرد.

به ‌عنوان مثال، در مناطق روستایی، محرومیت از دسترسی به گاز لوله‌کشی به ۲۱ درصد، محرومیت از دسترسی به آب لوله‌کشی به ۴ درصد، محرومیت از دسترسی به برق به زیر ۱ درصد و محرومیت از دسترسی به مسکن ایمن به ۶ درصد رسیده است.

کارکرد بودجه محرومیت‌زدایی در سال‌های پیشین نشان می‌دهد که کمتر از پنجاه درصد از این اعتبارات تخصیص پیدا می‌کند.

مرکز پژوهش‌های مجلس بیان می‌کند که توزیع استانی اعتبارات نیز همانند سال‌های گذشته، شفافیت و توازن لازم را ندارد و با وضعیت فعلی محرومیت مناطق کشور متناسب نیست.

در قسمت دیگر گزارش، مرکز پژوهش‌های مجلس به لاپوشانی دیوان محاسبات مجلس برای ارائه عملکرد ردیف‌ بودجه‌ای برای محرومیت‌زدایی اشاره می‌کند.

کدام محرومیت‌زدایی؟

گزارش بیان می‌کند که ردیف‌های اعتباری بسیاری در جداول مختلف بودجه دیده می‌شود که اعتباری را برای محرومیت‌ زدایی مشخص کرده‌اند. افزون بر آن، در دیگر ردیف‌ها نیز تلاش شده که قسمتی از آن اعتبارات به مناطق محروم برسد. اما بسیاری از این ردیف‌ها در عمل، هزینه نمی‌شوند.

به عنوان مثال، میزان تحقق کل بودجه محرومیت‌ زدایی در سال ۱۴۰۰ تقریباً ۴۰ درصد اعلام شده است.

به گفته مرکز پژوهش‌های مجلس، قسمت عمده‌ای از اعتبارات محرومیت‌زدایی در بودجه تحت عنوان محرومیت ‌زدایی آورده شده و به طور عمده نیز توزیع استانی آن در بودجه مشخص نشده است.

دیگر اعتباراتی که در قانون بودجه تعیین می‌شود که در چه حوزه‌ باید مصرف شود، سهم ناچیزی از بودجه کاهش محرومیت را شکل می‌دهد و در سال‌های پیشین نیز سهم آنها تقریباً نزدیک به صفر شده و در کل بودجه جمع شده است.

گزارش بیان می‌کند که اعتبارات محرومیت‌ زدایی در بودجه‌ها، دچار توزیع نامتوازن شده‌اند.

این امر به دلیل عدم وجود تعریف یکپارچه از محرومیت و شاخص‌های غیرمرتبط با آن است.

وضعیت شاخص‌های مربوط به محرومیت بروزرسانی نشده و فهرست مناطق محروم نیز باید بروز شود تا از فرایندهای فسادزای در توزیع اعتبارات جلوگیری شود.

این موضوع باعث شده تا عنوان محرومیت ‌زدایی هر ساله در قوانین بودجه، ابزاری برای اختصاص بودجه بیشتر به مناطق مورد توجه سیاست‌گذاران محلی تبدیل شود.

مرکز پژوهش‌های مجلس ادامه می‌دهد تصویب ۷۵۵۰ میلیارد تومان اعتبار تحت عنوان «متوازن ۲» در قانون بودجه سال گذشته، نمونه‌ای از سیاست‌گذاری چندپاره و بدون برنامه محرومیت‌زدایی در کشور است.

بازنگری که ۲۰ سال است صورت نگرفته!!!

گزارش می‌افزاید در ۲۰ سال گذشته تنها یک‌بار فهرست مناطق محروم مورد بازنگری قرار گرفته است.

طبق گزارش، مسئولیت اصلی بازنگری در این فهرست در تمام سالیان با سازمان برنامه و بودجه بوده است اما آخرین فهرست رسمی این مناطق مربوط به پیش از سال ۱۳۸۸ است.

با توجه به فعالیت‌های محرومیت‌زدایی در این بازه ۱۴ ساله و همچنین تحولات اقتصادی در دهه، ۹۰ فهرست مذکور لزوماً نمایانگر وضعیت فعلی محرومیت نیست و باید بازنگری شود.

مرکز پژوهش‌های مجلس می‌افزاید در این خصوص پیش‌نویسی از سوی سازمان برنامه و بودجه تدوین شده که برای تصویب به هیئت دولت رفته که تاکنون به تصویب نرسیده است.

در توزیع اعتبارات محرومیت ‌زدایی، باید تفکیک بین محرومیت شدید و طرح‌های توسعه‌ای انجام شود، اگرچه این دو مفهوم ارتباط مستقیمی با یکدیگر دارند، اما معانی متفاوتی را انعکاس می‌دهند.

طرح‌های توسعه‌ای با هدف‌هایی مانند افزایش رشد اقتصادی، ایجاد شغل و درآمد برای افراد، بهبود زیرساخت‌های اقتصادی و اجتماعی، توسعه صنایع، نیروگاه‌ها و تقویت بخش خصوصی طراحی می‌شوند.

در طرف دیگر، هدف اصلی طرح‌های محرومیت‌زدایی کاهش فقر مطلق و دسترسی بهتر به امکانات اولیه زندگی مانند بهداشت و درمان، آموزش و پرورش، راه، انرژی، آب آشامیدنی و فاضلاب است و بر تأمین حداقل نیازهای زندگی تأکید می‌شود.

بنابراین، اگرچه هر دوی این طرح‌ها بهبود شرایط زندگی و رفاه اجتماعی را دنبال می‌کنند، اما اهداف و اولویت‌های آنها متفاوت است.

باید توجه داشت که استفاده از شاخص‌های نامناسب و در نتیجه انتقال اعتبارات از پروژه‌های محرومیت‌زدایی به طرح‌های غیراولویت‌دار موجب انحراف منابع از هدف اصلی رفع محرومیت می‌شود و باعث می‌شود محرومیت‌زدایی و به ویژه مناطق بسیار محروم کشور به کندی صورت بگیرد.

در نتیجه‌گیری خود، مرکز پژوهش‌های مجلس به این موضوع اشاره می‌کند که فقدان یک نهاد متولی جهت تدوین شاخص‌های محرومیت، پایش آنها، برنامه‌ریزی جهت کاهش محرومیت و ایجاد هماهنگی میان دستگاه‌های فعال در حوزه محرومیت‌زدایی، چنین وضعیتی را به وجود آورده است.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)