پروژۀ تراژدی ایران، خالصسازی، توطئۀ مشترک دشمنان موجودیت مردمان ایران (از نفوذیهای اسلامستیز تا اپوزیسیون و دولتهای اجنبی همسایه تا دور دست)!، دام بزرگی نظام جمهوری اسلامی در آن افتاده، که هم خود و هم ایران را در معرض فروپاشی نزدیک قرار داده!
تقریبا تمامی صحنههای در این ده سال اخیر، به وضح از حدود سال ۲۰۱۰ دربارۀ رژیم قذافی دیدم، حجم عظیمی اطلاعات و ضد اعلاعات، کاریکاتورهای ضد قذافی، انواع هجمه به اسلام، اختلافات دورن نظام، پروژه خالصسازی نیز در رژیم قذافی شروع شده بود، قذافی در صدد ساخت بمب اتمی بود، حوادث بمب گذاری هواپیما در انگلیس و حمایت از ارتش جمهوریخواه ایرلند، همگی به طرز عجیبی تکرار سناریو برای ایران است، خامنه ای و سپاه و کشور ایران در همان دامی گرفتاند که قذافی و نیروهای مسلحش و کشور لیبی قرار گرفت، و عاقبت تراژدی سقوط قذافی تا امروز لیبی اتفاق افتاد. منتهی تراژدی ایران چندین برابر و بسیار شدیدتر و مهلکتر خواهد بود، در مجموع به مراتب از افغاستان و یوگسلاوی و عراق و سوریه و لیبی و یمن و سومالی و… بدتر خواهد بود، مجموعه شرکای پروژه تراژدی ایران، چه بسا حتی خودشان ندانند در چی چیزی شرکت دارند میکنند، تراژدی چند سر باخت و چند سر سوخت برای هر آنچه و هر کسی به نوعی تعلقی نیکو با ایران است.
یک پروژه عظیم چند وجهی، که در آن تراژدیهای متعددی برنامهریزی شده است، مانند: فروپاشی اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و خانوادگی و امنیتی، نسلکشی خاموش تدریجی، نسلکشی سریع، جنگ ، آوارگی، قحطی، تجزیه، همۀ آنچه یک در درباره کشورهای قبلی برشمردم، دربارۀ ایران قرار است یکجا و در ابعاد فجیعتر اجرا شود، اینکه سادیسم و سادومازوخیسم که مردمان کشور فعلی و مدعیان ایرانی در خارج از حرامزادهگویان زرتشتی به ظاهر روانپریش آریایینژادپندار تا پانها جداییطلب قومی و مذهبی و چپهای مارکسیستی و مدعیان پهلویدوستی! یک سناریوی مفصل!، که کارگردانش در ظاهر مخفی هستند، اما به خوبی در حال هدایت بازیگران و مهرههایشان از شخص خامنه ای بیتش و تا سپاه و آن بقیه ای که ذکرش شد!
پیشنهادهای بسیاری مطرح شده برای جلوگیری از تکمیل این پروژه هولناک، یکی معقولترین اینها، مشهور است با این گزاره، نظام ج ا خودت، اسم و رسمت را عوض کند قبل از این خودت را عوض کنند.
این تغییر اسم و رسم عوض شود، همان مجموعۀ نظام با همین اندک داشتههای به شدت آلوده به فساد و ناکارامدی، میتواند ایران تبدیل به ابرقدرت منطقه ای کند، که دارندۀ سلاح اتمی نیز باشد، به سرعت تبدیل به یک کشور توسعه یافته سکولاری و مردمی مبتنی بر حقوق بشر باشد. اما این قفلها امروز چنین شده است که وحوش ضد بشری، این حکومت و این مردم داخل ایران در مسیر نابودی قرار داده اند.
خیلی عجیب است نظام همچون جمهوری اسلامی ۴۵ سال در این کشور باشد، برای آرمان عربهای فلسطینی موجودیت و هستی ایران خرج کند، همان عربهایی حتی حاضر نیستند نام خلیج فارس بگویند، برای عراق عرب منابع ایران خرج کند که حاضر نیست تمامیت ارضی و جزایر سهگانه و نام خلیج فارس به رسمیت شناخته و حاضر نیست غرامت جنگ ۸ ساله بدهد!، بقیۀ کشورهای عربی از سوریه تا حاشیۀ جنوب خلیج فارس، چین وروسیه ای که شبیه همین تعرضات به موجودیت کشور ایران دارند!، براحتی منافع ملی و تمامیت راضی ایران کارت بازی و وجه مصالحه با غربیان و اعراب قرار دادند!، اکثر همسایگان ایران همه منتظر سقوط و یا فروپاشی سیاسی در ایرانند تا سهمشان از خاک و منابع ایران بردارند!
صدها میلیارد دلار یا به قولی چند تریلیون خسرات مستقیم و غیر مستقیم برای پروژه سلاح هسته ای خرج شد بدون آنکه حتی جرئت کند یک آزمایش اتمی انجام یا اعلام کند، اما با اشتباهات ابلهانه رهبران و سران نظامی ج ا که اسیر ایدئولوژی ضد عقلانی خود شده اند، همه چیز بر باد دارد میدهند.
ایران شد آزمایشگاه و محل تحقیقات تسلیحاتی کشورهای همسایه مانند ترکیه، این جنگندهها و تانکها و موشکها و صنایع فوق محرمانه ترکیه، بخش قابل توجهش ثمره غارت منابع علمی و پژوهشی ایران است، ترکیه ایران تبدیل مستعمره و مسثتمره خود کرد، و فقط ترکیه نیست در این غارت منبع مادی و انسانی ایران، از چین و روسیه و هند تا اروپا و امریکا و غیره!، حاکمان تورک جمهوری اسلامی، ایران و بخش عمده ای موجودیت مادی و انسانی تقدیم ترکیه کردند! و اکنون یک تفاله از آن را گذاشته برای بقیۀ که آن را نیز نابود کنند!
این سانسورها به خوبی نشان میدهد نگارنده به جای مهمی نقد زده است!، نظام جمهوری اسلامی در مهلکه ای گرفتا است شبیه رژیم قذافی، عدم ساختن بمب اتم و ادامه این وضع تا یکی دو سال دیگر که وقت بمباران و یا روشهای براندازی سخت بر آن اجرا شود، و یا همچنان ادامۀ دیکتاتوری پر از ستم و فساد فعلی، با تسلیم توسط شبیه برجام و خلع سلاح اتمی که کشیدن دندانهای بازدارنگی و آمادی برای نابودی کامل کشور است!، بازی دو سر باختی جز نابود نظام و ایران ندارد.
هیچ چیز برای عدالتخواهی از ستمکارانی اکثریت زندگی مردمان عادی را نابود کرده اند، بهتر از گفتن حقیقت نیست. حقیقتگویی مستقلانه، بهترین تقاص از وحوش ستمکار ضد بشری است. این نوشتار به احترام حقیقت نگاشته شد.
https://www.tribunezamaneh.com/archives/author/x1a2r4k5o6rd
تمثیل رابطۀ بمب اتم با آخوندیسم، گر دیدی تربتی مار بدوش، مار را رها و تربتی را بکُش!
بمب اتم غیر محترم و اما خواستنی برای حفظ ج ا، و احترام به حقیقت، بالاخره یک سخن بنیادین گفت فلانی!

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.