بمب اتم غیر محترم و اما خواستنی برای حفظ ج ا، و احترام به حقیقت، بالاخره یک سخن بنیادین گفت فلانی!

‌ ملی‌گرا و زرتشتی‌گرا و میهن‌پرست ملی ایران، جنبش ملی زن، زندگی، آزادی، اکثریت ایران به جرم شیعه‌زادگی، زنازاده و حرام زاده گفت، و صدها هزار ملی‌گرایی آریانژادگویان در تمام فضای مجازی واقعی فریاد می‌زند زنازاده و حرام زاده اند مسلمان‌زادگان!، فریاد می‌زنند هر کسی اعتقاد به اسلام داشته باش زنازاده و حرام زاده است، مسلمان و کسی به اسلام اعتقاد دارد حق حیات ندارد، فریاد می‌زنند باید اسلام و شیعه از ایران اخراج کند امروز نماد ملی‌گرایی و نژاد آریایی …، فریاد می‌زند نژاد آریایی و نژاده ایرانی باید حرام زاد گفت تا ریشۀ اسلام از کشور اهورایی و زرتشت اخراج شود، اسلام باید از ایران خارج شود از نظر نماد نژاد آریایی، البته بقیۀ نژادپرستان آریایی از نژاد اصیل …و .. و … و … و …، اینان همه نژاد آریایی هستند، نژاد آریایی البته کمی آلودگی پیدا کرده در مردم … …، از نظر … و بقیه امثال او، … نیستند این … که به … سخن می‌گویند، تِرکی زبانی اکثر مردم منطقۀ …. کشور فعلی ایران، دلیل بر نبودن نژاد آریایی نیست. … حقیقتی از حقایق دنیا است، این نقد بر اساس حقیقت است، به هیچ وجه قصد اهانت و یا مسخره کردن یا اهانت نیست، بر خلاف هتاکان و فحاشان الامی و قومی و آریایی و ایران گرا و تجزیه طلبان، این نگارنده فحشای نمی‌کند، بلکه بر اساس احترام به حقیقت، اینها را می‌گوید.

احترام به حقیقت، بر طبق سخن …، که هم نامش … و هم …، او به حقیقت احترام می‌گذارد، بنظر نگارنده دست کم در سخن وی کارنامه بهتری دارد، او هر چند تقریبا هر کسی که مخالفش باشد دشمن خودش دانسته و خائن به ایران می‌نامد و دشمن ایران، دشمن ملت ایران، اما این افراد از … تا تجزیه طلبان امثال نگارنده شکست دادند، نگارنده بعنوان یک شکست خورده از امریکا و از اروپا و از آسیا و از روسیه و از چین و از کشورهای عربی و از دولت های جهان، شکست خورده از ملت …، شکست خورده از ملت …، شکست خوره از ملت …، شکست خورده از ملت ..، شکست خورده از ملت …، شکست خورده از ملت …، شکست خورده از ملت …، شکست خورده از ملت عراق، شکست خورده از ملت پارس، شکست خورده از ملت ایران، شکست خورده از ملت شیعه، شکست خورده از همه ملت های تمام طول تاریخ، اعلام می‌کند حقیقت درباره این ملت ها متوجه نشد که به چه حقی برای اینکه این اسم ها ملت هستند حق زندگی ندارد؟ حق آزادی بیان ندارد؟!، این ملت های پیروز بر نگانده از اروپایی تا آسیایی، از آریایی تا غیر آریایی که اگر شکست خورده، حق حیات ندارد؟!، چرا تولدش حرام است؟ حقیقت از این واضح‌تر که یکی(گروهی) اعتقاد به حکومت سوسیالیسم یا کاپیتالیسم یا اسلامی دارد، مستحق انواع هتاکی است؟!، این حقیقت کجاست که به خودشان اجازه می‌دهند حتی حق زنده بودن و حتی تولدش حرام بدانند؟! حقیقت قابل احترام است.

تمدن دقیقا متقابل توحش نیست، توحش یا غیر توحشی، حقیقت را … می‌گوید، این نوشتار برای … و امثال از هتاکان سوسیالیستی تا هتاکان اسلامی طرفدار … از حقیقت می‌گوید، …ی هم دشمنانش ترور می‌کند و صراحتا اعلام می‌کند که فلانی را ترور کردیم، دقیقا واژه ترور را بکار می‌برند (استاندارد دوگانه؟، و گویا برای اینکه استاندارد دوگانه نشود کلا زده زیر قباحت ترور و می‌گوید به صراحت در سانه ها فلانی ها ترور کرده و یا اصلا نمی‌گوید و رسانه های تحت نفوذش در جهان می‌گویند و به اصطلاح ابهام تروری دارد!)، اما رسانه ای حاضر نیست واژه ترور که … می‌گوید از زبان کسی دیگری بشنود، این چه نوع حقیقتی است، خود … بگوید فلانی ترور کردم بعنوان دشمن ملت …، مجاز است منتشر شود، اما عین همان جمله غیر … بگوید مجاز نیست؟! حقیقت عجیبی است!

و اما خامنه و حکومت جمهوری اسلامی ایران، امثال … می‌گوید بالاخره بزودی سقوط می‌کند مثلا دو یا سه دیگر، اما امروز سقوط نمی‌کند، فعلا حقیقت به صلاحش نیست رژیم جمهوری اسلامی ایران سقوط کند، حقیقت این است توسط بقیۀ دشمنان نوشته شده، مخالفان حکومت جمهوری اسلامی، چند دسته هستند، اما مشخصا سه گروه هستند، آنهایی از بودن رژیم جمهوری اسلامی ایران سود می‌برند و آنهایی فعلا تصمم نگرفتند به نفعشان است، اما گروه سومی نیز هستند حقیقت این گونه دیدند که زودتر این رژیم سقوط کند یکی مشتاقان سقوط رژیم جمهوری اسلامی، تجزیه طلبان مدعی وجود ملت های …و … و … و … و غیره هستند که از دست حکومت ستمکار فارس و شیعه دیگر نمی‌خواهند جزء این کشور باشند، آنها خیلی مشتاقند این رژیم بر اثر شورش و قیام مردم به ستوده آمده از ستم و فساد ناشی حکومت جمهوری اسلامی و دشمنان حکومت جمهوری اسلامی سقوط کند و چون هیچ آلترناتیو قابلی نیست، خیلی بدیهی است که در این خلاء حکومت مرکزی بعد از سقوط آن گروه‌های تجزیه طلب بتوانند قدر در مناطق قومی و به قول خودشان ملت های تحت ستم غیر فارس، فرصت استقلال بیابند.

حال نظام جمهوری اسلامی که به بن بست خورده است و از همه طرف، از حکومت … بگیر تا چین و روسیه، مانند یک دستمال چرک و یک لاشه بوگندو با این نظام برخورد می‌کنند، چه چاره دارد در مقابل حقیقتی … می‌گوید؟، خوب چیزهای هواداران نظام جمهوری اسلامی و یا کسانی منافعشان در ماندن این نظام است، ساختن بب هسته ای است، سلاح هسته ای برای بازدارندگی از حملۀ نظامی و سرنگون کردن نظام. این یک پیشنهاد است، چون حقیقت می‌گوید (در مطالب امثال … استنباط می‌شود) که بالاخره امسال نکند دو سال بعدتر بالاخره … و یهودیان پرنفوذ جهان این نظام جمهوری سلامی چنج خواهند کرد، البته حقیقت می‌گوید که هیچ دلیل ندارد که این چنج لزوما با حفظ تمامیت راضی باشد، همسایگان کشور فعلی ایران، از همه طرف چشم داشت به بخش‌هایی از خاک این کشور فعلی ایران دارند، حقیقت ژئوپلتیک می‌گوید.

حقیقت ژئوپلتیک و تاریخی می‌گوید کشور فعلی ایران تنها بنا برخی شانس‌های اتفاقی تاریخ معاصر، فعلا با تجزیه حدود نیمی از خاکش در این دویست و پنجاه سال، باقی مانده، ملت … و ملت … … و ملت … و ملت … و ملت …. و ملت … و ملت … و ملت … و … و ملت های … و ملت … خراسان و ملت های ریز و درشتی زیاد در این کشور هستند تحت ستم ملت فارس هستند، این حقیقت البته نگرانده چندان نمی‌داند و اما تجزیه طلبان می‌گویند این ملت ها وجود دارند و دولت های حامی حقوق بشر از اروپا تا امریکا و کشورهای همسایه و منطقه پیرامون معتقدند این ملت ها حق دارند از ایران جدا شده و یا کشور مستقلی تشکیل دهند و یا ضمیمۀ کشورهای همسایه بشوند، و البته نظام جمهوری اسلامی ۴۵ سالست مدعی است که حافظ کشور ایران است و الان هم توانسته با سرکوب و داغون کردن تمام آلترناتیوها، خودش تنها حافظ کشور و ملت ایران بداند.

نگانده هیچ ادعای ایران دوستی و یا ایران پرستی و یا فارسی دوستی ندارد. اینجا سعی کرده است حقایقی که است بگوید. ممکن است اشتاه کند، اما قصدش گفتن حقایق بوده است. چون احترام گذاشته به حقیقت. حقیقت بنا بر گفته … قابل احترام است.

… فحاشی می‌کند و معتقد است با فحاشی هدفمند و شجاعانه ریشۀ اسلام از ایران کنده خواهد شد، معتقد است نباید به عقاید دیگر احترام گذاشت، او معتقد است احترام به عقاید کار اشتباه است اگر مورد قبولش نباشد و بنظر معقول است. البته عقیده به اینکه بجای احترام به عقاید همدیگر، ابید حقیقت احترام گذاشت، خود این گزاره یک عقیده است، این بازی با کلمات معمولا اشخاص متهم فلسفه انجام می‌دهند. نگارنده صرفا حقیقتی دریافته می‌گوید و ممکن است اشتباه بگوید، و اما می‌دانم در طول این هفت سال اخیر که از زمان تحریم‌های سیاست فشار حداکثری ترامپ و ادامه دادنش در دوره دولت بایدن، حتی یک بار نشنیده و نشنیده از تمامی مدعیان حقوق بشری سرشناسی (و نه از مردم عادی) که چرا نگفتند کالاهای انسان دوستانه را تفکیک کنند؟، چرا با وجودی این مدعیان ملت های …و .. و … و … و غیره یک بار نگفتند قحطی و کمبود و گرانی مواد غذایی و دارویی ممکن است هزارن تن از مردم همن ملت های مورد علاقه شان را به کشتن و ا رنج به اندازد؟، چرا حاضر نشدند در حد یک حرف اعلام موضع دربارۀ کالاهای انسان دوستانه مذکور اقدام کنند؟، چگونه مدعی حقوق بشر و ملت های تحت علاقه خود هستند، اما سخنی و مطالبه از امریکا و بقیۀ نکردند که بحث کالاهای بشردوستانه جدا از تحریم‌های دیگر کنند، چرا های بسیاری دیگر. حالا معلوم نیست صداقت مدعیان ایران‌گرایی تا ملت‌های غیر ایرانی در ایران؟!

البته …، بارها گفته از او نام ببرند، حتی با فحشای به او، چرا می‌گوید هر کسی و به هر نحوی ا او یادی کند، در صف نیروهای او است، … علاقه زیادی به جنگ روانی و مباحث روانی دارد، این را درست می‌گوید، هر کسی مخالف و یا منتقد او باش و مدت زیادی برنامه هی نگاه و گوش کند ممکن روانی شود و برایش تبلیغ کند، حتی با با فحاشی و نام بدن از او، برایش تبلیغ می‌شود، بینندگانش بیشتر می‌شود، هر کس برود پای برنامه هایش و او به آنها بگوید حرام زاده و زنازاده دیگر از اسلام زده و متنفر می‌شود و در مراحل بعدی جنگ روانی ایران‌گرا و حافظ ایران می‌شود، به صرف اینکه فارسی زبان یا هر هوییت که در ایران به دانسته و خود ایرانی بداند، بالاخره در اثر جنگ روانی و فحش خوردن از … اولا دیگر به اسلام اعتقاد نخواهد داشت چرا با حقایقی … می‌گوید، دلیل ندارد مسلمان باشد، از طرفی بالاخره اگر در ایران کسی زندگی کند و این کشور باقی ماند چه با نظام جمهوری اسلامی و چه غیر آن، به شرطی تجزیه نشود، حقیقت این است وقتی اسلام و شیعه ریشه کن شود از ایران، بلاخره خودکار لابد زرتشتی خواهد شد، به هر حال چهار دین رسمی، زرتشتی دین ملی و ایرانیان است، این دین که به زبان مرده اوستایی کتابش است و مردم عادی باید بروند متخصص زبان شوند یا اعتماد کنند به ترجمه دیگران، هیچی از بدی‌هایی که … از اسلام می‌گوید این دین زرتشتی (به قولی بعضی به‌دینی) ندارد.

نگارنده البته قصد … ندارد، اصلا نه ایران و نه این ملت ایران و نه اکثریت این مردم اعم فارسی زبان و غیر فارسی زبان ندارد، اما این استاد جنگ روانی، اید دانا گفته حتی با فحش و انتقاد از او برایش تبلیغ کرده و می‌روند برنامه‌هایش می‌بینن، برای همین مخالفنش او بایکوت کرده اند، نمونه اش در سایت‌هایی کنترلش دست مخالفنش است اتفاق افتاده، بسیاری مواقع نگارنده هم دچار بدگمانی می‌شود این داستان امثال … یک برنامه حساب شده بزرگ جنگ روانی است، عجیب اینجاست بسیاری مخالفان نگرانده نیز در مورد نگارنده به هیمن نتیجه رسیده اند، یعنی نگارنده ناشناسی همچون من نوعی که هیچ ادعایی ندارم و برای کسی و کشوری نوشته و ادعای له ایرانی و علیه ایرانی ندارم، باز مورد اتهام قرار می‌گیرم، در واقع حقیقت این جا کاست؟ کلیک‌ها بسیاری و تبلغات بسیرای شده و امثال تمید دانا بالاخره از تقریبا هیچ به بجایی رسیده و دائما هر کسی اندکی از او انتقاد کند او را دشمن تلقی کرده و متهم به حسودی و دشمنی می‌کند، مثلا نگارنده هم لابد دشمن او هستم و یا دشمنی که با بردن نا او برایش ناخواسته تبلغ کرده و بر میران درامدش می‌افزایم هم چندتا فحش از حرام زاده و زنازاده و غیره می‌خورم و بعد او می‌آید با فحش می‌گوید بسوز فلانی، من … حال می‌کند، فحش و فحش، رادیکال می‌گوید باشید ایران‌پرستان، اسلامیان بویژه شیعیان تحقیر کنید، تا می‌تونید فحشان بدهید، فحش دادن به پیامبر اسلام و ائمه برای سلامتی تان خوب است. او می‌گوید دولت …اجازه نخواهد تروریست‌های شیعه و اسلامی او را بکشند، او مرتد است و حکم اعدام فلان آخوندها داده، او اما مورد حمایت دولت‌های غربی و از جمله … است.

البته نگارنده مخالف هر گونه قتل عمد است. اعدام تا ترور. اما این اعتقاد است، اعتقادها می‌تواند مورد احترم نباشد، برای همین به صرف گفتن اینکه من گفتم مخالف قتل عمد هستم، دللی نمی‌شود دیگری مرا ترور نکرده و نکشد!، یا چون همیچن سخنی گفتم باعث حداقل شود کسی فحاشی نکند و تهدید نکند، این قدر هم مورد احترام نخواهم بود، چون حقیقت همین است، عقاید اقبل احترام نیسند، حقیقت قابل احترام است، آیا کسی به این حقیاقی گفتم احترم می‌گذارد؟، یا خواهند گفت اینها حقیقت نیستند.

تکرار، حقیقت این است نظام جمهوری اسلامی ایران، در هچل بزرگی افتاده ست، در دوراهی ساختن سلاح هسته و یا تسلیم کل سیستم چرخۀ سوخت هسته ای است، یک نظر این است با ساختن بمب اتمی و هسته ای شانس بیاورد شبیه کره شمالی عمر بیشتری کند و یا تسلیم چرخۀ سوخت هسته ای به غرب و بقیه ابرقدرت‌ها (چین، هند، روسیه و غیره)، امیدوار باشد به سرنوشت قذافی یا صدام و غیره گرفتار نشود!

این حقیقت است، در هر دو صورت ممکن است مردم عادی آسیب به بیند، مردم ایران به قل ایران گراها یک شکو یک ملت هستند و به قول جدایی طلبان چند ملت، این حقیقت است که کشورهای چندین قومیت یا گروه زبانی و عقدیی مانند مذهب و دین دارند، و از اطراف دشمنانی درست شده اند، اغلب با شرایط مشابه، بلافصله و در مدت کوتاهی از سقوط دولت مرکزی مقتدر سرکوبگر، هرج ومرج، تجزیه شان تقریبا حتمی است، از طرقی اکثریت این مردمان این کشور در فرودستی فزاینده بسر می‌برند، بنظر عمدی است از سوی مخالفن گروهکی و حزبی و بخشی از درون حکومت و یا مافیای داخل کشور و دولت کشورهای خارجی بر تشدید این فرودستی و فقر و خطر قحطی و کمبود و گرانی به اصطلاح کالاهای انسان دوستانه منافعی دارند، هر چند به صرحت نمی‌گویند و اما با سکوت و تایید دائمی تحریم و بستن درامد دولت جمهوری اسلامی مثلا معتقدند که مردم عادی شورش می‌کنند و رزیم سقوط کند، اما به این سوال جواب نمی‌دهند در حالی اکثریت از جمله مردم عادی که حتی بر سر بدییهات توافق ندارند و رهبری کسی قبل ندارند و بنظر هم نمی‌رسد بر خلاف انقلاب ۱۳۵۷ انسجامی به رهبری بوجود آید، چگونه ممکن است تجزیه و جنگ داخلی روی ندهد؟، بنظر این هم حقیقی است، به هر حال حقیقت قابل احترام است.

این حقایق تبدیل به سرمایه ای شده، آنهایی کاسبند، آنهایی فعلا حکومت در ایران دارند، آنهایی که به نبال در دست گرفتن حکومت بر کل ایران با بخشی از ایران هستند.

حقیت همین است اکثریت قاطع مردمان ایران بسیرا بدبخت و بیچاره هستند، نه فقط از نظر مالی و اقتصادی و انحطاط و بتاهی مادی، از لحاظ چیزهای توحشی و چیزهایی که موسوم به فساد اخلاقی و فرهنگی و اجتماعی، این مردم احتمالا از بدرختترین مردمان تاریخ بشریت ستند. براستی مرزهای بدبختی و بیچارگی را این مردم ایران جابجا کرده اند.

میزان توحشی رواج یافته، بسیار گفتند، اما فرقی نمی‌کند، این مردم به طرز فزایده ای در بدبختی و فرومایگی و توحشی هستند، رواج یافتن گسترده انواع دزدی، از دزدی مال تا ناموس دیگران، قُر زدن زید و دوست دختر یا زن دیگری، زن بارگی متاهلان و هرزگی زنان متاهل، اوهه، طومارها و کتابها از بدبختی های این مردمان می‌تواند نوشت، از بس داغونند!، البته برای سیاسی کاران گفتن این حقایق به صرفه نیست!، حقیاق را گفتن تا جایی که به زیانشان نباشد!

او می‌گوید انقلاب فرومایگان ۱۳۵۷، فرومایگی مردمان ایران نمی‌بیند و توهم زده که اکثریت مردمان اولا نامسلمانی کرده و فکر می‌کند لابد چون اکثریت نامسلمانند پس یک حرکت عظیم فررا زا انحطاط دارند، لابد همین توهم اس که از بیچارگی خود یا دیگران مدعی است از برای عقاید او احترام قائلند و بعد از عبور اسلام به چیزی می‌خواهد برسند و یا به همین بسنده کند اسلام وشیعه از ایران اخراج کند!

حقایق بسیاری است، اینکه این جنبش مخالفت با حجاب اجباری، تبدیل به یک اندک فشار بر رژیم شده، این رژیم به ظاهر نمی‌خواهد حجاب اختیاری باشد، این مخالفت با حجاب اخیتاری از نظر حکوتیها باید باشد وگرنه ییک ارکان واجبات دین اسلام ضربه می‌خورد، اگر رژیم بر سر این حجاب اجباری کوتاه بیاد، باید دومینووار بر سر بقیۀ احکام اسلام کوتاه بیاد، این حکومت این را برابر با سقوط مشروعیتش و از دست رفتن حامیانش می‌داند، حقیقتی … معقتد است که سرمایه اسلام ستیزی او و یارانش است، هر چقدر نظام بر حکومت احکام اسلامی اصرار بورزد، میزان تنفر بیشتر شده از اسلام و در روند اخراج شیعه و اسلام از این کشور تسریع خواهد شد.

نگارنده قطعا برای خودم شده، اعتقاد دارم به حقوق بشر، بویژه بدیهاتی مانند حق حیات و زندگی. اما به هر حال اعتقادات خوب هم ممکن است در عمل و نه حرف، مورد قبول دیگران نباشد.

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)