تمثیل رابطۀ بمب اتم با آخوندیسم، گر دیدی تربتی مار بدوش، مار را رها و تربتی را بکُش!
این متن کوتاه بر اساس احترام به حقیقت است که آن فلان آریایینژاد که خودش حرام زاده خواند تا دهها میلیون مسلمانزاده در ایران را حرامزاده بخواند، به زعم خودش اسلام را ریشه کن کند و تا دین خرافتی و پر چند نژادپرستانۀ ضد بشری به دروغ نسبت داده شده به زرتشت ترویج کند، این جماعتی که به نام زرتشتی هستند از سلطنت طلبان تروریست بالقوه یا بالفعل هستند، قتل مردم عادی نهادینه کرده اند، اعتقاد به زنازادگی و حرام زادگی، اعتقاد همۀ تروریستها است، از اسلامی تا زرتشتی و غیره. اعتقاد به زنازادگی و حرام زادگی غیر خودی، یکی مراحل انسان زدایی و آمده کردن عوام کم سواد تا کم شعور برای تبدیل نیروی روان پریش انتحاری و تررویستی است. انسان زدایی از دشمنان، از اولین مراحل برای قتل آنها است توسط تررویستهای قاتل./ اینجا منظور از رها کردن، به معنی خود (حکومت پادشاهی مشروطۀ مجتبی خامنه ای و یا جمهوری سکولار سپاهیان جایگزین و رژیم چنچ شدۀ جمهوری اسلامی ولای فقیه) را آزاد کردن از قید و بندهایی است که در نهایت سرنوشت حکومت پنهانی ملت تورکان بر کشور ممالک محروسۀ ملتهای خودگران (فدرالی) ایران که دولتهای غربی و ائتلاف غربی و عبری و عربی ایجاد کرده اند. تربتی هم همین حکومت پلشت و آکنده فساد و ناکارآمدی است.
البته این تمثیل یا مَثَل رایج گر دیدی تربتی مار بدوش، ما را رها کن و تربتی را بکش، خالی از حقیقت نیست، تربت حیدریه نماد حکومت جمهوری اسلامی هستند، از تظاهر و ریاکاری به هر چیزی به نفعشان است، بویژه آخوندپرستی و نوکری برای آخوندها هستند، و از یک طرف انواع دزدی از کلاهبردرای و دور زدن قانون و سایر کارها خلاف و تضییع حق الناس، از کارها معروف این قوم داغون هستند، قومی بسیار بد نام. طبق معمول این سخن کلیشه ای در تمام قومها آدم خوب و بد هست را محض جلوگیری اتهام زن به امثال من نوعی تکرار میکنم.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.