دانشجویان و تخاصم ماهوی با حاکمیت موسوم به ولایت فقیه

تفاوت و تعارض ماهوی بین دانشجویان و حاکمیت ملایان که به حاکمیت ولایت فقیه نیز موسوم است، مانع از این می‌شود که حاکمیت بتواند تشکلی مطیع و با انسجام در میان دانشجویان برای خود ایجاد کند.

از همان ابتدای امر اعلان جنگ شد. سردمداران حاکمیت، دانشگاه را علنا بخشی از جبهه دشمن معرفی کرده و با آن اعلان جنگ دادند.

طولی نکشید که در یک کودتای فرهنگی که آنان به عنوان «انقلاب فرهنگی» از آن یاد می‌کنند، دانشگاه تعطیل، تصفیه، سرکوب و موقتا به محاق رفت.

خمینی آشکارا اعلام می‌کرد که «تمامی مصیبت‌ها که برای بشر پیش آمده ریشه‌اش از این دانشگاه‌ها بوده است»!!! با این ماهیت و خصلت ضدعلمی و ضددانشگاهی قطعا حاکمیت نمی‌‌توانست و نمی‌تواند جایگاه قابل توجهی در دانشگاه و در بین دانشجویان برای خود ایجاد کند.

به دنبال آن کودتای سیاه و بازگشایی مجدد دانشگاه‌ها، انتظار حاکمیت آن بود که با تصفیه گسترده قبلی بتواند دانشگاه را به جایگاهی مانند حوزه‌های آخوندی تبدیل سازد.

فیلترهای گسترده به همراه امتیازات گسترده به خودی‌‌های حاکمیت از دانشجو گرفته تا استاد، در طول سال‌ها و دهه‌های بعد به صورت جدی در دستور کار ملایان قرار گرفت.

انواع و اقسام سهمیه‌های دانشگاه برای خودی‌ها در نظر گرفته شد. مخالفان، با انواع و اقسام تهدیدها و کمیته‌ها از دانشگاه اخراج یا از تحصیل بازماندند.

اما نتیجه کار آن چنان که از قبل نیز قابل پیش‌بینی بود، چیزی نبود جز تعارض دوباره دانشجویان و دانشگاه با حاکمیت ملایان.

چنان که پیشتر نیز ذکر شد تفاوت ماهوی این دو را در کنار یکدیگر غیرقابل زیست می‌کند. اعتراضات گسترده دانشجویی که از سال ۱۳۷۸ شروع و تا کنون امتداد یافته ما را بی‌نیاز از هر توضیح افزوده می‌کند.

دانشجویان و دانشگاه در تعارض و تضاد ماهوی با ملایان قرار دارد

در سال‌های اخیر نیز روند تصفیه و سرکوب بر دانشگاه‌ها حاکم بوده است. حاکمیت افزون بر این همواره سعی داشته تا تشکل‌های دانشجویی خود را در دانشگاه راه‌اندازی کند.

حمایت مادی و پولی گسترده به همراه امتیازات فراوان شاید موقتا و اندکی را با خود همراه کند، اما قاطبه دانشجویانی را که با حاکمیتی که اساسا با دانشجویان و دانشگاه سر ناسازگاری دارد را نمی‌فریبد.

در سال‌‌های اخیر حاکمیت سعی کرده است انواع دیگری از تشکل‌های دانشجویی را در میان دانشجویان رواج داده و از آن بهره‌برداری خود را انجام دهد. اما باز هم نتیجه‌ی از قبل پیش‌بینی‌شده همواره مصداق پیدا کرده است.

سابقه شکل‌گیری تشکل‌های دانشجویی مانند «دفتر تحکیم وحدت» که از بطن «انجمن‌های اسلامی دانشجویان» و «خط امامی‌های» آن روزگار حادث شد سرنوشتی پیدا کرد که بی‌نیاز از توضیح است.

این تشکل در بین دانشجویان آن زمان و در دانشگاه با هدف مقابله با جریان‌های نظیر سازمان مجاهدین خلق و سازمان‌های مارکسیستی نظیر چریک‌های فدایی خلق و جریانات لیبرال مانند نهضت آزادی و جبهه ملی پایه‌گذاری شد. اما در ادامه راه، با ماهیت قرون وسطایی ملایان به تضاد برخورد و راهش به ناچار از ملایان جدا شد.

از آن تشکل به جز تابوتی که روانه گورستان است چیزی به جای نمانده است. بگیر و ببندها و تصفیه و زندانی‌ساختن اعضای آن و انتصاب آنان به بیگانگان موهوم، پرونده‌‌سازی‌های بسیار و بسیار و… سرانجام این تشکل دانشجویی شد.

بار دیگر در بستر زمان در فضای پس از فروپاشی شوروی و روی کار آمدن دوم خردادی‌ها، بین دانشجویان و دانشگاه‌ها جریان و تشکل «جامعه اسلامی دانشجویان» شکل گرفت.

این جریان از همان ابتدا در تعارض با «تحکیم وحدت»‌ قرار گرفت و پس از مدتی خود نیز در محاق رفت.

حتی وابسته‌ترین‌ تشکل‌ها در مقابل حاکمیت قرار می‌گیرند

پس از آن «اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان و…» به سردمداری افرادی چون طبرزدی راه‌اندازی شد. سرنوشت این تشکل نیز از پیش روشن بود. سردمداران این جریان تا انتصاب لقب «امام» برای خامنه‌ای نیز پیش رفتند. اما در ادامه هم ماهیت خود را بروز دادند و هم نشان دادند که تضامنی با حاکمیت ملایان نمی‌‌توان یافت. سرنوشت مهره‌های این جریان نیز به زندان و دادگاه‌های حاکمیت رسید!

به موازات جریان «جنبش عدالتخواه دانشجویی» راه‌اندازی و تاسیس شد. اینان با سردمداری چهره‌هایی چون صادق زیباکلام، کدیور و… به صحنه آمدند و سرنوشت آنها نیز به پیشینیانشان گره خورد.

پس از آن نوبت به «بسیج دانشجویی» رسید که به صحنه آورده شود. با ماهیتی کاملا ارتجاعی این جریان نیز در بین دانشگاه و دانشجویان سر و صدای زیادی به راه انداخت.

این تشکل ماهیت کاملا شبه‌نظامی دارد تا دانشجویی نیز پس از مدتی نشان داد که نمی‌‌تواند صد درصد مطامع ملایان را پیش ببرد. تعارضات آنان با مجلس «انقلابی» و «دولت جوان و حزب‌اللهی» خامنه‌ای در چند سال اخیر خود گویاست. [بسیج دانشجویی هم از خامنه ای نومید شد؟!]

این تشکل هر چند اکنون نیز به عنوان اهرم اصلی سرکوب حاکمیت در دانشگاه‌ها فعال است و علیه دانشجویان و استادان دانشگاه فعالیت، پرونده‌سازی، تخریب و… می‌کند، اما هر از گاهی نیز مجبور می‌شود تا تعارض خود با ملایان را نشان دهد!

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)