عباس عبدی و اذعان به شکست مطامع خامنهای در نوروز
عباس عبدی از مهرههای سوختهی اصلاحطلبان قلابی در مطلبی در روزنامه اعتماد به شکست کامل حاکمیت ملایان در تحمیل باورهای خود به مردم ایران در ایام نوروز ۰۳ صحه گذاشته است.
عباس عبدی از مهرههای اصلاحطلبان قلابی، در مطلب در اعتماد، تقابل آشکار مردم در ایام نوروز و بیتوجهی آنها به مراسم مذهبی ماه رمضان را نمود و تقابل کامل و تمامعیار مردم با حاکمیت دانسته است.
تقابلی که وی اعلام کرده شکست کامل حاکمیت را در این امر رقم زده است.
«قدرتنمایی فرهنگی انواع منتقدان وضع موجود» در نوروز و «بیتوجهی عامدانه و آگاهانه به تقارن رمضان با عید» دو گزارهای است که عباس عبدی آن را مورد اشاره قرار میدهد.
اشارت عباس عبدی اهمیت دادن شهروندان ایرانی به مراسم سنتی نوروز و برگزاری جشنها و شادیهای تابعه و در مقابل «روزهخواری» آشکار مردم در ماه رمضان است. دو امری که واکنش سخت حاکمیت ملایان را برانگیخت.
در مقابل عباس عبدی به صفآرایی سختافزاری ملایان مانند «افطار استادیوم آزادی» و کیک ۲۰۰ متری جشن تولد «امام دوم شیعیان» و سفره افطاری روی پل طبیعت اشاره میکند.
هر چند عباس عبدی به سخره گرفتن مطامع ایدئولوژیک و تحمیلی حاکمیت توسط مردم را به فال نیک میگیرد.
عبدی ادامه میدهد که این موضوع یک «تهدید» نیست بلکه «فرصتی برای شناخت واقعیت ناخوشایند ساختار رسمی» است.
ناگفته پیداست که عبدی همچنان حاضر نیست پوستین قلابی اصلاحات را از تن خود به در کند.
عباس عبدی و سراب اصلاحات کذایی در حکومت خامنهای
از این رو از دهنکجی مردم به حاکمیت ملایان به عنوان فرصت یاد میکند. وی هنوز این باور را دارد که با چنین اعمال و کرداری شاید مرتجعین حاکم بر ایران از خواب بیدار شوند و راه بازگشت پیشه گیرند.
وی در ادامه بعد دیگر «صفآرایی سختافزاری» حاکمیت ملایان را بلوا بر سر ساخت مساجد و از جمله در پارک قیطریه تهران عنوان میسازد.
امری که در ایام نوروز و پس از آن اعتراضات بسیاری را چه در فضای مجازی و چه در فضای حقیقی از سوی مردم ایران برانگیخت.
عباس عبدی در ادامه صفآرایی حاکمیت در مقابل مردم را با اتکاء به «پول و قدرت سیاسی» را عملی کاملا شکست خورده از پیشاپیش اعلام میدارد. وی ادامه میدهد که این رویکرد حاکمیت، استیصالی میباشد.
وی نمودها و دلایل بیشتری نیز در بستر این تقابل رو رویارویی بین مردم و حاکمیت نیز ذکر و مستدل میکند.
باید در نظر گرفت که این اعمال و نمودها خود به تنهایی قائم به ذات نیست. به نظر میرسد بیشتر دهنکجی لجوجانه مردم معترض به حاکمیت ملایان است.
جامعه ایران به خوبی به یاد دارد که چگونه اقلیمهای متعدد دینی و مذهبی در طول تاریخ و عرض و ارض جغرافیایی ایران همواره در زیست مسالمتآمیز بودهاند.
تنوعات و اقلیمهای قومی کثیر ملیتهای ایران نیز موید همین است. تاریخی مملو از تفاهم و همزیستی مسالمتآمیز.
بازی خیلی وقت است که تمام شده
این مسالمت امروز نیز در بین دیدگاههای گسترده از هر سنخ وجود دارد. از قضا وحدتی بیش از پیش را نیز شاهد است. چون آنان یک نقطه مشترک را یافتهاند که همگی در آن یکدل و متفقالقول هستند.
آن عبارت از به سخره گرفتن تمامی آمال و آرزوهای ملایان ایران و هر آن چه با دکان دین و مذهب آن را آراسته و دههها تصمیم داشتند آن را به مردم ایران بخورانند.
در این بین هر چیزی نیز بهانه میشود که مردم با آن تقابل خود با حاکمیت را نشان دهند. از نوع پوشش تا مراسم سنتی و تا تقابل با مراسم مذهبی و… [عباس عبدی و اعتراف به دکان دین فروشی بعد از ۴۳ سال!]
به بدایه سخنان عباس عبدی در مطلبی برمیگردیم. «بازی تمام است»! این گزاره کاملا دقیق و درست است و نمیتوان به آن انتقادی وارد دانست.
مردم ایران به راستی به بازی اصلاحطلبی و اصولگرایی ملایان حاکم پایان دادهاند.
آن هم نه در مراسم نوروز و رمضان سال جاری، بلکه از چند سال پیش و از اعتراضات دی ۱۳۹۶ پایان و تمام شدن بازی را اعلام کردند.
آن جا که در دانشگاه تهران فریاد زدند «اصلاحطلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا» [بخوانید همان بازی].
اما ملایان که بود خود را در معرض نابود میبینند با آن چه عباس عبدی «صفآرایی سختافزاری» مینامد سعی دارند باز هم افکار و عقاید مرتجعانه خود را به مردم ایران تحمیل کنند.
در حالی که دهنکجیهای آشکار مردم با هر ماهیت تاکتیکی، خیلی وقت است که پایان بازی را اعلام کرده است.
تلاش امثال عبدی و «صفآرایی سختافزاری» شرکایش در باند غالب نیز تنها همین پایان بازی را تایید میکند.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.