خامنهای و درد اتحاد ملی!!!
خامنهای در سخنرانی نوروزی خود بر روی «اتحاد ملی» و «مشکلات و عقبافتادگیها» و «غفلت»هایی در این زمینه انگشت گذاشت. متعقابا رسانههای حکومتی دست گرفته و اندر باب آن صفحهآراییها کردند؛ چرا؟
«اتحاد ملی»، کلیدواژهای که شاید این روزها، خامنهای را وادار میکند به آن بیندیشد. در این تردید و شبههای وجود ندارد که انزوای مفرط حکومت خامنهای در سالهای اخیر بارز و هویدا گشته است.
از تحریم گسترده نمایشهای حکومتی از انتخابات و کارناوالهای رسمی گرفته تا اعتراضات براندازیطلبانه و دهنکجیهای اجتماعی.
مصادیقی مانند دهنکجی بر سر نوع پوشش، به سخره گرفتن عقاید مذهبی مد نظر حکومت ملایان و… که این روزها وفور آن در جامعه نیازی به تشریح ندارد.
قطع یقین این موضوعات پیش از آن که قائم به ذات و اصالتی تاریخی در جامعه ایران داشته باشند، رویکردی عکسالعملی و اعتراضی به حاکمیت میباشد.
البت در این بین تاثیرات شبکههای اجتماعی و همذاتپنداری جوانان و شهروندان ایرانی با شهروندان دهکده کوچک جهانی نیز بیتاثیر نیست.
این کنشها قطعا باعث ایجاد فاصله و تنش و دودستگی در جامعه میشود. خامنهای از این روند البته در مورد موضوعات مختلف با نام «دوقطبیسازی» نام میبرد و از این پرهیز میدهد.
اما به رغم پرهیزها، چون این اقدامات واکنش ناخودآگاه جامعه به حاکمیت میباشد، هیچگاه تمامی نمیپذیرد.
در روند و امتداد، حتی تشدید میشود. چون حاکمیت برای پرهیز از ریزشهای دورنیاش، مجبور است در مقابل این کنشهای اجتماعی خط ببندد.
خط بستن همانا و تشدید تضاد همانا. در نتیجه دوقطبی مد نظر خامنهای بیشتر و بیشتر شده و نیازی به توضیح واضحات ندارد.
اتحاد ملی بیان دیگر ترس از براندازی
متعاقبا در هرم حاکمیتی، قائده سیاسی و اجتماعی آن روز به روز کوچکتر میشود.
میتوان گفت که در سالهای اخیر این هرم در حال تبدیلشدن به یک مستطیل دراز یا یک خط است!
به بیان دیگر این روند برای خامنهای تهدید فقدان مشروعیت کامل و ترجمان آن یعنی خطر تغییر سیاسی را دارد.
از این رو وی در سالهای اخیر افزون بر اصطلاح «دوقطبیسازی» از اصطلاح «اتحاد ملی و وحدت ملی» صحبت به میان میآورد.
این امر در سخنرانی سال جدید خامنهای نیز کاملا برجسته و بارز بود. به تعاقب نیز رسانهها و مهرههای حکومتی «آتش به اختیار» به صحنه شتافتند تا آن را تبیین کنند.
شاید در روزگارانی مانند دهه سیاه ۷۰ و سالهای ۶۰ تا ۶۷، حکومت ملایان چنین تضادی نداشت.
این مشکل و تضاد ملایان در آن روزگار به یمن سرکوب خونین و کشتارهای وحشیانهای چون قتل عام ۶۷، برطرف شد.
اما در گذر روزگار و گذشت دههها و بروز شبکههای اجتماعی و ارتباطات خارج از سانسور، جامعه دیگر راه خود را آشکارا از ملایان جدا کرده است.
هر سال که میگذرد نیز این فاصله و به بیان خامنهای «اتحاد ملی» خدشهدارتر میشود.
ادامه این روند نیز قطعا چنان که پیشتر ذکر شد باعث میشود که اکثریت ناراضی، جای اقلیت حاکم را بگیرند.
هر قیام و اعتراضاتی که در سالهای اخیر نیز بروز کرد فقدان اتحاد ملی مطلوب خامنهای را بارز و برجستهتر کرد.
اضطرار، خامنهای را به چارهجویی از جنس اتحاد ملی واداشته
از این روست که خامنهای دست به دامن «اتحاد ملی» شده است و آن را در سرخط سخنرانی نوروزی خود میآورد.
شیپورچیان ملایان نیز در قالب «جهاد تبیین» از نوع خامنهای، با آب و تاب، به رنگ و لعاب آن میپردازند.
اما در این بین نباید از برخی نکات غافل ماند.
اول این که آن چه تحت عنوان «اتحاد ملی» از سوی خامنهای و شیپورچیانش در بوق دمیده میشود، نه یک اتحاد ملی واقعی، بلکه ترس از سرنگونی و براندازی است.
دوم این که کلید واژه اتحاد ملی نشان از خطر آژیرکشانی میدهد که از سوی مردم ایران به حاکمیت و خامنهای تحمیل شده است.
سوم این که با توجه به دو واقعیت سرسخت فوق، اما آن چه در عمل از سوی حاکمیت مشاهده میشود، تشدید تفرق سیاسی اجتماعی و… است.
یعنی بر دوقطبیسازی بیشتر و بیشتر دامن زده میشود. خالصسازی، حدف مخالفین امروز و دوستان دیروزی ملایان، حذف اکثریت جامعه از حق انتخاب و انتخابشدن دال بر این سخن هستند. [تک قطبی شدن انتخابات در ایران و چند سوال بی پاسخ؟!]
نمونههای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و… در این مورد بسیارند و مخاطب با اندکی اندیشه میتواند خود مصادیق بسیار دیگری بر این سیاهه بیفزاید.
در نتیجه خواب پنبهدانهای اتحاد ملی که خامنهای در خواب نوروزی خود دید و بیان کرد، دیریست که از زمان تحققش در حاکمیت ملایان گذشته است.
بر گزاره اتحاد ملی میتوان به درستی تکیه کرد و مردم ایران نیز اهتمام بر آن دارند اما نه در حاکمیت ملایان، بلکه در حاکمیت پساملایان.
سال ۰۳ از این حیث قطعا آبستن حوادث بسیار، تعیینکننده و کیفی خواهد بود. تاریخ به این مهم گواهی خواهد داد.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.