مطالب منتشر شده در این صفحه نمایانگر سیاست رسمی رادیو زمانه نیستند و توسط کاربران تهیه شده اند. شما نیز میتوانید به راحتی در تریبون زمانه عضو شوید و مطالب خود را منتشر کنید.
سلام بر شما خانمها و آقایان محترم؛ دوستان عزیز و اهل تمیز، این بحث در مورد ملاصدرا (صَدراُلمُتألهیّن) است که فلسفه اشراق و فلسفه مَشّاء را چون پلههایی بر هم نهاد و به بام حکمت متعالی دست یافت. همو که معتقد بود جان و دانش در اصل از یک گوهرند، و بر این نکته تأکید داشت که حقیقت، وجود است و ماهیت به خودی خود یک لفظ کلی است.
امید به کهن سالی درد و رنج انسان است، اما تاریکیها واقعیتر از آنند که تصور میشود. در زمانهای که عقل به تبعید رفته و ابتذال به میدان آمده، در روزگار تهی از ارزشهای آرمانی، که ابرو باد و مه و خورشید و فلک، جانب ستمگران را میگیرند، بحث حرکت جوهری، چه ارزشی دارد؟
من البته پیشتر به مسائلی جز این نیز پرداختهام ازجمله به اسیرکشی سال ۶۷ ، و به مدعیان صاحب اختیاری جهانی که همیشه، پشت اشغالگران بوده و هستند. همچنین غبارزدایی از وقایع اتفاقیه و مبارزه با فراموشی که یک وظیفه تاریخی است، اما پژوهش در تاریخ تفکر فلسفی و اجتماعی میهنم را نیز ضروری میدانم. باید دل به این دریا هم زد و از سرزنش خارهای مغیلان نهراسید.
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.