نیکا نیک‌زاد – شبکه های اجتماعی و ماهواره ای اگرچه دسترسی به اخبار و امکان رسوخ به دنیای آزاد را برای جماعت ساکن در کشورهای بسته تسهیل نموده اند، اما خود موجد مشکلاتی به شکل دیگرند.

از جمله مهمترین این مشکلات، ایجاد و تعریض فاصله ی فرهنگی است. عادت به استفاده و بهره گیری از این امکانات برای کاربر این توهم را ایجاد می نماید که سایرین نیز تحت تاثیر مباحثی هستند که اوست.
در حالی که اگر منصف باشیم، این گونه نیست.اما چرا؟
مهمترین علت آن است که با وجود گسترش روزافزونی که این گونه شبکه ها حداقل در کشور ما دارند، هنوز جمعیت بسیار بزرگی به آنان دسترسی نداشته و حتی در صورت دسترسی علاقه ندارند.شوربختانه، عمده اقشاری که برای هرگونه تحول اجتماعی باید به الیت یاری رسانند، درین دسته اند.
دومین علت آن است که بنا بر تمایل ذاتی بشر برای جایگزینی در کلونی ها، معمولا در همین شبکه ها هم افراد با دوستانی که از نظر فرهنگی و فکری به آنها نزدیکترند، هموندند.نتیجه آن است که در عین حال که الیت برای روشنگری می کوشد، این امر در جمعیت بازتاب و بازخورد وسیعی ندارد. از سوی دیگر تاییداتی که روشنگر از سوی مخاطبان سایبری می گیرد با بازخورد مثبتی که ایجاد می کنند، او را به داشتن موفقیت زیاد متوهم می کنند.
حتی شبکه های ماهواره ای هم که تا سطح روستاهای ما نفوذ دارند، درین زمینه کمتر موثرند. زیرا اکثر مردم ساعات استراحت خود را با تماشای سریالها و فیلهای شبکه هائی چون فارسی وان یا جم تی وی پر می کنند، تا رسانه های فرهنگی یا خبری.
فاصله ی فرهنگی و تعریض روزافزون آن ، سد و دیوار محکمی بین الیت با مردمش ایجاد کرده است و عملا دست الیت را برای بسیاری از تحولات اجتماعی، اعتراضات و تشویق مردم به حل و فصل معضلات جمعی بسته است.
با توجه به اینکه فرهنگ سازان نظام درست در نقطه ی مقابلند، به عبارت دیگر تقریبا تمام تریبونهای موثر بر عوام را در اختیار دارند، و سالهاست به تزریق معکوسترین تحلیلها، توهم توطئه و اشاعه ی خرافات مشغولند، پرواضح است که حاصل واپسگرائی روزافزون است و شکست مداوم جناح های مخالف.
چاره چیست؟
این فاصله تنها با همدلی و گفتگو با عوام قابل ریزش و ترمیم است. اما چگونه؟به گمان من وقت آن رسیده که بجای مبارزات سیاسی، الیت، مبارزات مدنی را در صدر سیاهه ی اهداف خود قرار دهند. به این ترتیب از اختلافات کاسته شده و شاید زمینه هائی شکل گیرد که به جای آن که الیت، مردم را تشویق کنند، به آنها گوش کنند، یا در شکل بدتر، فقط به نحله های موافق آنها گوش کنند، خود در همه جا حضور به هم رسانند.
این همه جا شامل مساجد، تکیه ها، حسینیه ها و حتی جراید و روزنامه های مخالف ما، یا متعلق به سایر نحله ها و صدا و سیما و جراید متمایل یا متعلق به نظام نیز می شود.
صد البته که کار آسانی نیست. اما می توان با تعهد و احترام به اساسنامه ی هر تریبون،در ارائه ی بهترین کاری که می توان از طریق آن تریبون به مردم تحویل داد کوشا بود.
به این ترتیب می توان امیدوار بود بجای خیل عظیم روزنامه ها و رسانه های زرد ، نخبگان مهجور به جرگه ی رسانه بپیوندند.و از سوی دیگر با بازپس گیری و در اختیار داشتن تریبونهای سنتی نظیر مساجد وحسینیه ها، بتوان با نفوذ بیشتردر عوام،زمینه ها ی روشنگری و اصلاح آفرید. مسلم است که حاصل این روشنگری ها در درازمدت علاوه بر اهداف مدنی، توسعه ی سیاسی نیز خواهد بود. زیرا اگرچه موقتا اهداف سیاسی کمرنگ می شوند، اما پس از ارتقا فکری در اجتماع، عملا زیست در یک فضای سیاسی بسته، برای یک جمعیت مترقی ناممکن است.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)