پورمحمدی، رد صلاحیت و پایان موعد
رد صلاحیت مصطفی پورمحمدی، واکنشهای بسیاری را در درون نظام برانگیخته است. این اقدام با چه هدفی صورت پذیرفته است؟
میتوان به منوال و روال چند سال گذشته به این موضوع نگریست؛ رد صلاحیت روحانی و حالا پورمحمدی. بدین معنا که خامنهای به خیزی که برای انقباض و یکپایگی در قدرت برداشته ادامه میدهد. خیزی که از نمایش انتخابات ۱۳۹۸ شروع شد. مجلس یکدست شد.
در گام بعد در نمایش انتخابات ریاست جمهوری خامنهای اوجی جدید یافت. رد صلاحیت خودیهای سابق و مهرههای سرشناسی چون علی لاریجانی، با هدف تثبیت ابراهیم رئیسی. از سال ۱۳۹۶ سیل اعتراضات در ایران شروع و سال به سال بالا گرفت.
اعتراضات در ایران آن گونه که پیشتر برخی جریانهای سیاسی پیشبینی روشنی از آن کرده بودند. از جمله مسعود رجوی، رهبر سازمان مجاهدین خلق. رهبر سازمان مجاهدین، پسابهار عربی، سوریه و عراق را مقصد بعدی بهار و انقلاب دانسته بود.
سپس در مسیری قانونمند، ایران ملایان را هدف بعدی انقلاب و تغییر. سوریه و عراق با دخالتهای خارجی به نتیجهیی مطلوب و تغییر حاکیمت نرسید. اما این امر مانع از سرریز قیام و اعتراضات به ایران نشد. گام نخست دی ماه ۱۳۹۶ بود. به فاصله ۵ سال، ۳ فقره اعتراضات بزرگ در ایران رخ داد.
پسادی ۱۳۹۶ و آبان ۱۳۹۸ بود که خامنهای خطر جدی را بیخ گوشش احساس کرد. از این رو بود که پای در راه قبض حاکمیت و یکدستسازی قدرت نهاد. اینطور بود که بعد از اعتراضات آبان ۱۳۹۸، جراحیها شروع شد. نمایش انتخابات مجلس در ۲ اسفند ۹۸ با جراحی خونین، آغاز این گام بود.
در گام بعد در نمایش انتخابات ریاستجمهوری ۱۴۰۰به حد اعلای خود رسید. بدین ترتیب، حداکثر انقباض در قوای مقننه و مجریه به کار بسته شد. در قضائیه هم که همواره هژمونی غالب خامنهای برقرار بوده است.
انقباض بیشتر، چاره برای خامنهای یا بیچارگی؟
اما با این وجود قیام و اعتراضات بنیانکن ۱۴۰۱ از راه رسید. خامنهای به روشنی دید که باز هم این مقدار انقباض کافی نبوده است. با این تفاسیر بود که وی پای به سال ۱۴۰۲ گذاشت. در حالی که وی بیگمان میپندارد که باید سودای فردای نظام پسامرگ خودش را نیز داشته باشد. [آیا روحانی در جنگ جانشینی خامنهای قربانی شد؟]
با نمایش انتخابات خبرگان «رهبری» که در پیش داشت. از این رو باید قبض گسترش یابد. در این پهنه هم خطر در کمین است. جراحی خونین برادران لاریجانی، آنان را به مخالفان خامنهای ـ رئیسی تبدیل کرد. از سوی دیگر افرادی چون روحانی و پورمحمدی، سر و سری با برادران لاریجانی دارند.
از سوی دیگر افرادی صاحب نفوذ در دایره درونی قدرت میباشند. از این رو باید برای خبرگان که فردای خامنهای را تعیین تکلیف میکنند نیز چارهیی اندیشیده میشد. به عبارت بهتر و دقیقتر موانع در آنجا نیز باید یا تماما برداشته شود یا به حداقل برسد.
هر مانعی از جنسی که در مقابل خواست خامنهای ـ رئیسی (به عنوان جانشین خامنهای به احتمال قریب به یقین) قد علم کند. قطعا روحانی و پورمحمدی در این معادله تهدید بالقوه به شمار میروند. افزون بر خطر اصلی یعنی خطر قیامها، این پهنه نیز میتواند به لحاظ زمانی موقعیتی سوقالجیشی داشته باشد. در پهنه استمرار و بود حاکمیت ملایان، با نیاز به این دو مبرم، میتوان رد صلاحیت روحانی و پورمحمدی را تفسیر کرد.
یک تابلو احتمالی در مورد رد صلاحیت روحانی ـ پورمحمدی
یک تابلو دیگر را نیز در این زمینه میشود مفروض پنداشت. اینکه خامنهای و شورای نگهبانش، برای ضربشصت نشاندادن به روحانی و پورمحمدی اقدام به رد صلاحیت آنان کردند. اما زمان اعلام نهایی اسامی تایید صلاحیتشدگان مجلس خبرگان، ۱۹ بهمن میباشد.
محسن سلامی، سخنگوی ستاد انتخابات کشور، این تاریخ را تایید کرده است. وی افزوده است تا آن تاریخ، اسامی تمامی کاندیداهای تایید صلاحیت شده اعلام خواهد شد. وی همچنین این امر را مفروض پنداشته که ممکن است اسامی برخی از افرادی که به رد صلاحیت خود اعتراض داشتهاند نیز تایید شود.
ممکن است اظهارات سلامی، اندک رد پایی در واقعیت داشته باشد. یعنی در مرحله دوم صلاحیت افرادی چون روحانی یا پورمحمدی تایید شود. باید این اقدام را مانور خامنهای برای تنورگرمی انتخابات تلقی کرد. به بیان دیگر این اقدامی با دو هدف موازی بوده است.
ابتدا به آنان در قالب رد صلاحیت اخطار داده شد. بدین معنا که سر جای خود بنشینند و کوک مخالف خامنهای و انتخابات ساز نکنند. کاری که روحانی در ماههای اخیر چند بار انجام داده است. اما پورمحمدی وارد چنین اقداماتی نشده است. در ثانی با توجه به واکنشهای منفی رد صلاحیت این افراد در درون نظام، در روز آخرین، صلاحیت آنان تایید شود.
بهانه نیز آنچنانکه از قبل اعلام شده، رسیدگی به اعتراض این افراد است، همان طور که سلامی عنوان ساخته است. در این صورت اقدامی ولو مذبوح برای تنورگرمی نمایش انتخابات خامنهای خواهد شد. یعنی با این اقدام خامنهای و شورای نگهبانش، با یک تیر دو هدف را زدهاند.
هم تسویه حساب باندی با روحانی، پورمحمدی و باقی شرکای بازمانده از قماش رفسنجانی کردهاند. هم با تایید احتمالی آنها، چشمک و چراغی برای شرکت اصلاحطلبان قلابی برای کسب مشروعیت کذایی در انتخابات زدهاند.
اما از هر سو که از جبهه مردم ایران به این تابلو نگاه میاندازیم، یک چیز بیشتر دیده نمیشود. اضطرار و وحشت خامنهای از قیام و آینده نظامش و روزهای تلخی که در انتظار تمامی آنان است.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.