مردم باید بدانند که تنها رای دادن و به انتظار تحقق مطالباتشان نشستن، با واقعیت های سیاست و قدرت در ایران سازگاری ندارد. اگر مردمی در پی پایان دادن به حصر و آزادی در بندشدگان مظلوم خود هستند، باید این مطالبه را به هر نوعی که شده، آشکارا به حاکمیت منتقل کنند و تا کامیابی، دست از طلب ندارند. اینکه چگونه این روش ها امکان پذیر است، در شبکه های اجتماعی و مابین خود مردم قابل بررسی و تصمیم گیری است، اما آنچه مسلم است پایان دادن به حصر و حبس ها که هم مسئولیتی اخلاقی بر گُرده همگان و هم متصل با منافع ملی است با صبر و انتظار محقق نخواهد شد، همان طور که رادیکالیسم کور هم به سرانجامی نمی رسد. راه میانه، راه واقع بینانه تری است که در آن باید این مطالبه را دائما به زبانی مدنی و در عین حال صریح به حاکمیت منتقل کرد. …

برنامه نامستندی که روز گذشته به بهانه عاشورای خونین سال ۸۸ تهران از تلویزیون پخش شد، همزمان با گذشت حدود هزار روز حصر رهبران جنبش سبز، نوعی مقابله با اوج گرفتن مطالبه رفع حصر ارزیابی می شود. شناخت اجزای تحلیلی سفارش دهندگان و پخش کنندگان این برنامه برای رسیدن به این هدف، نکته ای است که در این بین اهمیت بسزایی دارد. به طور خلاصه می توان گفت اهداف و تحلیل های سه گانه زیر در پخش چنین برنامه ای نقش داشته است:

۱- این برنامه اگرچه در سطح ملی پخش شد ولی خود سازندگان آن هم می دانند که اکثریت جامعه این گزارش دروغ پردازانه از واقعه عاشورایی ۸۸ را باور نمی کند. در واقع آنها چنین برنامه هایی را تنها برای مخاطب خاص خود در بخش اقلیت جامعه برای روحیه بخشی به آنها می سازند تا بدانند که اگرچه رای ندارند، اما همچنان قدرت دارند.

۲– بدون شک پخش این برنامه نوعی اعمال فشار بر رهبران در حصر جنبش هم محسوب می شود. آنها به تلویزیون و برنامه های ویژه سردار ضرغامی دسترسی دارند و این برنامه با هدف توهم‌گونه شکستن آنها و یا دست کم آزار روحی روانی آنها پخش می شود. چه کسی است که از عمق علاقه و دلبستگی موسوی و کروبی به ارزش های عاشورا و انقلاب و امام خبر نداشته باشد؟ کسی هم تصور این را ندارد که آنها لحظه ای جنبش سبز را جز در مسیر ارزش های اباعبدالله بداند، اما تصور می کنند که با این گونه اتهام زنی‌ها می توانند جنگ روانی علیه آنها در حصر راه بیندازند. این تحلیل هم در حد و اندازه جوانمردی و هوش بانیان حصر غیر قابل تصور نیست.

۳– این برنامه پیغامی به همه آنهاست که چه درون قدرت و چه در بین جامعه به دنبال پایان دادن به حصر هستند. سردار ضرغامی حامل این پیغام، انتخاب شده تا او که به واسطه ریاست بر صدا و سیما، دست در جیب ملت دارد و در یک دزدی آشکار این رسانه ملی را به واحد تبلیغاتی جناح هفت درصدی تقلیل داده است، پیغام دهد که در برابر رفع حصر سر ایستادن دارند. به بیان دیگر، این برنامه در راستای انتقال این پیام محوری اقتدارگرایان به مردم ایران است که اگرچه با رایتان حرفتان را زدید، اما همچنان چیزی عوض نشده است!

درباره اینکه این اهداف ضدملی و غیراخلاقی چگونه با غیراخلاقی ترین و ضددینی ترین روش ها پی گیری می شود، حرف های زیادی زده شده است. خرج کردن از سرمایه عاشورایی با آن همه عظمت برای حفظ دو روز قدرت دنیا و در حصر نگه داشتن سه رهرو اباعبدالله، کار کسانی است که اگر علاقه زیادی به شبیه سازی های تاریخی داشته باشند، قطعا در کارزار عاشورا در جبهه حسین و یارانش قرار نمی گیرند. از قضا شباهت رفتار آنها با کسانی که حرکت امام حسین را فتنه نامیدند، کم نیست. یزید و پدرش معاویه هم برای حفظ قدرت دنیوی شان از همین قبیل حربه ها استفاده می کردند. مخالفان خود را بی دین و خود را به واسطه در اختیار داشتن قدرت، عین دین و خلیفه رسول الله (ص) می دانستند. یزید هم به یک بیعت به مثابه عذرخواهی امام حسین راضی بود و همه آن لشگرکشی و آدم کشی هایش در ظهر عاشورا برای به عذرخواهی کشاندن و بیعت و ساکت کردن اباعبدالله (ع) بود.در لشگر یزید هم پیشانی های پینه بسته پیدا بود، اما به روایت تاریخ در دل هایشان جز کینه و شهوت قدرت نبود.

اما به کارگیری این ادبیات و شبیه سازی های تاریخی برای به راه کشاندن سرسپردگان دنیا به نظر فایده ای ندارد. آنها سیاه دل‌تر از آن شده اند که امیدی به اصلاح آنها برود. تنها باید رو به سوی خودمان کنیم( خانه های خود را قبله قرار دهیم) و بدانیم که وظیفه و راهکارمان برای پایان دادن به حصر چیست.

آنچه مسلم است ساختن چنین برنامه هایی هدف عصبانی کردن و به شیوه های کور کشاندن و نهایتا ناامید شدن سبزها را در بین اهداف خود دارد. این نشان می دهد که ضمن بهره گیری از خاصیت برانگیزاننده چنین برنامه هایی، باید احساسات به غلیان آمده را به مسیری عقلانی برای مقابله با اهداف اقتدارگرایان بی تقوا بدل کرد.

در این مسیر آنچه واقع بینانه به نظر می رسد، انتقال مستمر و وسیع مطالبه رفع حصر به حاکمیت است. ساختار قدرت و دریافت پالس هایی همچون برنامه اخیر صداوسیما نشان می دهد که فرض گرفتن حل مساله حصر درون ساختار قدرت و دل بستن صرف به تلاش احتمالی برخی برآمدگان از انتخابات ۲۴ خرداد برای حل این مساله کفایت نمی کند. برخی از اعضای دولت و شورای عالی امنیت ملی با فرض پی گیری این مطالبه ملی، توان چندانی برای حل این مساله ندارند و مردم باید بدانند که تنها رای دادن و به انتظار تحقق مطالباتشان نشستن، با واقعیت های سیاست و قدرت در ایران سازگاری ندارد. اگر مردمی در پی پایان دادن به حصر و آزادی در بندشدگان مظلوم خود هستند، باید این مطالبه را به هر نوعی که شده، آشکارا به حاکمیت منتقل کنند و تا کامیابی، دست از طلب ندارند. اینکه چگونه این روش ها امکان پذیر است، در شبکه های اجتماعی و مابین خود مردم قابل بررسی و تصمیم گیری است، اما آنچه مسلم است پایان دادن به حصر و حبس ها که هم مسئولیتی اخلاقی بر گُرده همگان و هم متصل با منافع ملی است با صبر و انتظار محقق نخواهد شد، همان طور که رادیکالیسم کور هم به سرانجامی نمی رسد. راه میانه، راه واقع بینانه تری است که در آن باید این مطالبه را دائما به زبانی مدنی و در عین حال صریح به حاکمیت منتقل کرد. آنگاه خود بخود جواب لازم هم به چنین برنامه های سخیفی داده خواهد شد.

ختم کلام در این یادداشت را به گوشه هایی از بیانیه شماره ۱۷ میرحسین موسوی می سپاریم که در تبلیغات عمروعاص‌وار صدا و سیما متهم به انواع و اقسام اتهامات در قبال وقایع عاشورای ۸۸ شد. او که تکلیفش را با دشمنان این ملت و حرمت شکنان عاشورا تعیین کرد اما حاکمیت هنوز این کار را نکرده است. مقایسه این نگاه با آنچه از صدا و سیما پخش شد، برای کسانی که دل در گرو حق دارند به تنهایی کافی است:

“همواره به اینجانب و دوستان گفته می شد که اگر شما اطلاعیه ندهید مردم به خیابانها نخواهند آمد و آنان از اعتراضات و مطالبات خود دست برخواهند داشت وآرامش به کشور برخواهد گشت. بنده به عنوان یک همراه جنبش عظیم سبز مردمی با این نظر موافق نبودم و می اندیشیدم که تا اصلاحات لازم با تکیه براصول روشن که می توان آنها را از قانون اساسی استخراج کرد، صورت نگیرد ، آب رفته به جوی باز نخواهد گشت.

برای مراسم عاشورای حسینی علیرغم درخواستهای فراوان، نه جناب حجت الاسلام و المسلمین کروبی اطلاعیه دادند و نه حجت الاسلام و المسلمین خاتمی اطلاعیه صادر کردند و نه بنده و دوستانم. با این وصف یک بار دیگر مردمی خداجوی به صحنه آمدند و نشان دادند که شبکه های وسیع اجتماعی و مدنی که در طول انتخابات و بعد از آن به صورت خود جوش شکل گرفته است، در حالی که مردم نه روزنامه همراه و مشوقی در کنار خود داشتند و نه از صدا و سیما، به عنوان رسانه ای ملی و بی طرف و منصف و عاقل بهره می بردند. باز همه ملت ها و جهانیان شاهد بودند که در میان طوفانی از تهدیدها و تبلیغات و تکفیرها و اهانتها، عزاداران حسینی در این روز مقدس حسین حسین گویان به صورت مسالمت آمیز و بدون شعارهای تند روانه میدانها و مسیرهایی شدند که خود انتخاب کرده بودند و این بار نیز چون دفعات گذشته با اعمال تحریک آمیز مواجه شدند، خشونت های غیرقابل باور چون زیر کردن راهپیمانان، تیراندازی نیروهای لباس شخصی که امروز هویت آنها بر کسی پوشیده نیست و روز بروز پرده از چهره آنان و سرانشان کنار زده می شود، فاجعه ای را آفرید که اثرات آن به این زودی از صحنه سیاسی کشورمان رخت برنخواهد بست.

مشاهده فیلم های تکان دهنده عاشورا نشان می دهد که اگر شعارها و حرکات جاهایی به سمت افراط غیر قابل قبول کشانده می شود، ناشی از به زیر انداختن افراد بی گناه از روی پل ها و بلندی ها، تیراندازی ها و آدم زیر کردن ها و ترورهاست . جالب آنکه در بعضی از این فیلم ها دیده شده است که مردم در پشت چهره نیروهای انتظامی و بسیجی مهاجم برادران خود را می بینند و در شرایط بحرانی و پر از خشم و هیاهوی آنروز سعی می کنند بدانها آسیبی نرسد. اگر صدا و سیما یک جو انصاف و عقل داشت می توانست برای تلطیف فضا و نزدیک کردن مردم به همدیگر گوشه ای از این صحنه ها را نشان دهد. ولی هیهات! جریان روزهای بعد از عاشورا و گسترش دستگیریها و دیگر تمهیدات دولتی نشان می دهد که مسئولان اشتباهات گذشته را این بار در وسعت بیشتر تکرار می کنند و آنها می اندیشند سیاست ارعاب تنها راه حل است.

… بنده به صراحت و روشنی می گویم فرمان اعدام و قتل و زندانی کروبی و موسوی و امثال ما مشکل را حل نخواهد کرد .من لازم می دانم … بر هویت اسلامی و ملی و مخالف سلطه بیگانگان و وفادار به قانون اساسی ما و جنبش سبز تاکید نمایم. ما پیروان اباعبدالله حسین علیه السلام هستیم. ما شیفتگان حریتی هستیم که منادیش آن امام مظلوم بود . ما پیرو کسی هستیم که در قلمرو وسیع اسلامی ربودن خلخالی از پای یک زن را برنمی تابید. ما معتقد به تفسیر رحمانی از اسلام هستیم که انسانها را یا هم کیش هم می دانند و یا همسانانی در خلقت. نگاهی که بر کرامت ذاتی انسان باور دارد و برنمی تابد که ضارب او در زندان با غذایی جز شبیه غذای او نگهداری شود و یا مورد شکنجه و امثال آن قرار گیرد.

 

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)