انتخابات مجلس، تهدید تحریم گسترده و شارلانتانیسم خامنهای بر سر حجاب
ظاهرا در یک سال اخیر موضوع «حجاب» و مقابله با پوشش اختیاری زنان، تبدیل به مسئلهی اساسی خامنهای شده بود. اما خامنهای در روزهای اخیر، کلاه شرعی جدیدی برای نمایش انتخابات مجلس طراحی کرده است. زنان «بیحجاب» نیز حق رایدادن دارند!
«حفظ نظام اوجب واجبات است». این تنها یک جمله یا چینشی از برخی کلمات یا تعدای بیشتری از حروف نیست. اصلیترین اصل و اساس و واجبات حاکمیت ملایان است. واجبی که اعلام داشتهاند که از «حفظ جان امام زمان» هم «مقدمتر» است!!!
مشروعیت مردمی درد اصلی خامنهای است. بگذریم که از همان ابتدا، مشروعیت حاکمیت ملایان، زیر علامت سوال بزرگی قرار داشت. اما در سالهای آغازین ملایان به مدد جنگ خمینی با عراق، بحرانآفرینی کردند. این بحران میتوانست به ملایانی که از هیچ مشروعیت مردمی برخوردار نبودند، کمک کند.
آنان با دستیازیدن به جنگ خارجی، سرکوب داخلی را پیش بردند. مخالفان سیاسی خود را تصفیه کردند. حکومت خود را تثبیت کردند. اما این شبهتثبیت نه تثبیت. بدین معنا که این امر به کمک سرکوب خونین با قوای نظامی مقدور گشت. نه بر اساس داشتن پشتوانه و مشروعیت مردمی.
هر چه بر تعداد سالیان افزوده و عمر حاکمیت ملایان بیشتر شد، نامشروعبودن حاکمیتشان بیشتر جلوهگر شد. در سالهای اخیر سپهر سیاسی ایران به گونهیی رقم خورد که انزوای ملایان تکمیل شد. چه در صحنه بینالمللی و منطقهیی و چه در صحنه داخلی. با شروع اعتراضات سلسهوار از دی ۹۶ تا کنون، کلیدیترین شعار محوری، مشروعیت نداشتهی ملایان را هدف قرار داد. «اصلاحطلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا».
این شعاری بود که مانند پتک و گرزی گران بر سر ملایان فرود آمد. پیشتر ملایان با به راه انداختن جنگهای حیدری نعمتی در نمایش انتخابات، ویترین خود را به مشروعیت، تزئین میکردند. همه آنانی که کاندید چنین نمایشاتی بودند، اولین ویژگیشان، «التزام قلبی و عملی» به «ولایت مطلقهی فقیه» بود. بنابراین در ماهیت هیچ کدام توفیری با یکدیگر نداشتند.
نیاز شدید خامنهای به شرکت مردم در انتخابات
خامنهای نیز به روشنی نیز تصریح میکرد که مهم شرکت در نمایش انتخابات است. وی میگفت مهم نیست به چه کسی «رأی» میدهید، مهم رأیدادن است. وی رأیدادن را به مثابه مشروعیتخریدن برای خود و نظامش تلقی میکرد. اما شعار محوری فوقالذکر به نمایشات خامنهای پایان داد.
مردم ایران تمامی دستهبندیهای داخلی ملایان را کنار یکدیگر قرار دادند. به آنان اعلام کردند که در جبهه مقابل مردم ایران، همه سر و ته یک کرباس هستید. آنان مورد تاکید قرار دادند که داستان همهی باندهای ملایان دیگر پایان یافته است؛ دیگه تمومه ماجرا. این هدفگذاری و اقدام عملی، با اعتراضات آبان ۹۸ و شهریور ۴۰۱ ممهور به عملگرایی شد.
خامنهای نیز به موازات، از سال ۹۸، موضوع «خالصسازی» را در دستور کار خود قرار داد. وقتی جبهه مردم ایران، صفوف خود را تصفیه و متحد کردند، خامنهای نیز میبایست همین اقدام را متقابلا انجام دهد. حذف و جراحی، یکپایهکردن قوای سهگانه، در نهایت به نقطه جوش خود، یعنی «خالصسازی» راه برد.
مردم ایران اعلام جنگ آشکار به خامنهای کردهاند و ملایان نیز باید، برای پاتک آماده باشند. اما صحنه سیاسی نیز باید برای خامنهای به کار گرفته میشد. یکی از ترفندهای ملایان استفاده از زنان حکومتی، با ظواهری متفاوت در نمایشات انتخابات بود. زنانی که به مثابه «ابزار» به کار گفته میشدند و حتی انگشت و صورت خود را برای ملایان رنگآمیزی میکردند.
سابقه این امر نیازی به توضیح ندارد. اما اعتراضات ۴۰۱ علاوه بر جنگ بود و نبود، جبههی فرعی دیگری بین طرفین جبهه گشود. موضوع پوشش اختیاری یا آنچه در فرهنگ ملایان «حجاب» نامیده میشود. این موضوع به کشمکش پر سروصدایی تبدیل شد که دامنهی آن به این روزها نیز بسط پیدا کرده است. زنان ایرانی نوع پوشش دلخواه را به عنوان یکی از تجسدات و تجسمات مقابله با ملایان مد نظر قرار دادند.
لوایح مختلفالالوان علیه حجاب زنان و دگردیسی ملایان در هنگام نیاز
در این موضوع گستردگی قابل توجهی نیز در جریان بود. در مقابل ملایان نیز بر تلاش مذبوح خود برای مقابله با پوشش اختیاری زنان افزودند. به فراخور مقتضیات سیاسی، بر کمشکش بر سر قوانین جدید و لوایح جدید افزودند. سختگیریها تا جایی که به اعتراضات سراسری مانند ۴۰۱ منجر نشود، آغاز شد. هزینههای گزافی برای این امر در نظر گرفته شد. لوایح خارج از عرف معمول ملایان در پستوی مجلس مورد تصویب قرار گرفت. [لایحه حجاب و عفاف؛ سنگی که روی پای خامنهای خواهد افتاد]
هدف ملایان مقابله با موضوع اختیاریکردن پوشش توسط زنان بود. این موضوع قطعا جبههیی فرعی بین طرفین بود. تغییر و براندازی ملایان جنگ اصلی بود و هست. اما ملایان این جبهه فرعی را برای بارزنشدن جنگ اصلی گشوده و بر تنور آن هیزم افزودند. اما تبلیغات گسترده و مرتجعانهی ملایان چنین متبادر مینمود که اصل ماجرای ملایان «واجب»، «حجاب» است.
اما عاقلان و اندیشمندان میدانند اصل مسئله و «اوجب واجبات»، همانگونه که خمینی گفته بود، «حفظ نظام» بوده و هست. پسااعتراضات ۴۰۱، نمایش انتخابات مجلس، برای خرید مشروعیت، مسئله مبرم خامنهای است. بنابراین پرده کنار رفت و «واجب شرعی» ملایان، آنهم توسط شورای نگهبانش، به «مستحب» تبدیل شد. تا مسئلهی اصلی یعنی نمایش مشروعیت، رونقی هر چند قلابین بیابد.
هادی طحان نظیف، سخنگوی شورای نگهبان خامنهای به صحنه آمد و اعلام داشت که «زنان بیحجاب هم حق رأی دارند». وی افزود «حق رای در هیچ قانون و از سوی دادگاه نیز سلبشدنی نیست»! وی ادامه داد خامنهای همه را به انتخابات دعوت کرده است. در حالی که پیش از این وزیر کشور رئیسی، آشکارا ارائه خدمات به زنان «بیحجاب» را ممنوع اعلام کرده بود.
اضطرار خامنهای پیشاانتخابات و تصویب «لایحه حجاب و عفاف» پساانتخابات
حالا اما نتیجه میشود، اضطرار خامنهای، وی را ناچار کرده است تناقض ظاهری و دروغین، را یکسویه کند. او برای دعوت به خرید مشروعیت پوشالی برای نمایشش، «واجب شرعی» ارتجاعیاش را به کناری گذاشته است. جالب آنکه خامنهای زنان «بیحجاب» را به انتخاباتی فرا میخواند که برندگان این نمایش، قانونگذاران، مصوب این لایحه ارتجاعی هستند!
یعنی خامنهای با این ترفند میخواهد زنان را به پای صندوق بکشاند. اما برندگان این نمایش حکم به مجازات زنان به خاطر نوع پوشش اختیاری میدهند. یعنی قربانیان به پای خود باید به قربانگاه ملایان پای بگذارند! حال میماند تکلیف «لایحه حجاب و عفاف» که به محض گذشتن «خر» خامنهای از پل، بلافاصله تصویب خواهد شد. در این هیچ شکی نباید کرد. زمان به زودی به آن گواهی خواهد داد.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.