– در یک سری پروژههای ابرقدرت(ها)، بر روی یکی از بزرگترین آزمایشگاههای تاریخ یعنی کشور موسوم به نام ایران این بررسی انجام شده است https://www.tribunezamaneh.com/archives/author/bashariat
– از دلایل متعدد انتخاب کشور ایران برای آزمایشگاه، علاوه بر خصوصیات تنوع زیستی ژنتیکی گونه جانور انسان(ها)، مستعد بودن محیط کشت جانورانانسی آن است. در آزمایشگاه بزرگ، گونه جانورانسان، دارای تنوع ژنتیکی و تکثر فیزیولوژی و فرهنگی و اجتماعی اس، میزان بالا نقاط و خطوط توحش بسیار بالا است، در طول هزارن سال مورد تجاوز وحوش همگونه جانوانسان قرار گرفته است، که از جمله حافظ بین نسلی کینه و عقده و عناصر تقویتکننده توحش در ان نهادینه شده است
– توحش در تجمعات جانورانسانهای ایرانی، بسیار آماده بوده است برای آزمایش انواع سلاحهای بیولوزیکی تا تهیه پادزهر، گونه توحشی انسانها دائم در حال جنگ برا بقا هستند و نیازمندند همگونههای خود بشناسند، آزمایشگاه کشور ایران بسیار مناسب برای جانورانسانشناختی و توحششناسی است
– طی ضد اسل اخی، آزمایشگاه ایران به خوبی نتایج توحش نشان داده است، میزان توحش تحت شار نسلکشی سیستماتیک چند باره، تا حد فروپاشی کانون خانوادگی و از هم گسیختگی روانی مشهود است
– نتایج آزمایشگاهی روی گونه جانورانسان ایرانی بعنوان ملغمه و سوپ ژنتیکی همگونهها وحش جانورانسانهای دیگر که گمانشان ابرقدرت هستند، مرود استافده قررا رگفته است.
– یکی از یزگونههای این وحوش، با نام عمومی آخوند، نتایج خوبی ارائه داده که چگونه میتوان با یک حاکمیت آخوندی، جانورانسان تا حد توحشی رساند که نه تنها همنوع خود را بکشد، نه فقط آنهایی میپندارد دشمنانش است، و بلکه دوستان و بالاتر از آن، حتی به زن و فرزند و مادر و خواهر و براد خود هم رحم نکند، این سطح توحش در آزمایشگاه به تمامی وسعت کشور ایران و همه نفوس جانورانسانهایش طی سال اخیر، پروندههای قطوری از نتایج توحششناسی را بوجود آورده است.
– آخوند تنها یکی از مجموعه و کلکسیون وحوش جانورانسان هستند، این وحوش در صورتهای مختلف از سکولار و غیر سکولار، دهاتی و شهری، پولدار و فقیر، زن یا مرد، حتی بچه سال مانند نیز هستند، وحوش جانور انسان، بسته به ظرفیتهای شانس تربیتی و زیستی دارای آستانههای زمانی متفاوتی هستند، تحت فشار محرومیت از لوازم بقاء چون خوراک و دارو تا تامین لذات طبیعی همچون نیاز جنسی و عاطفی و آزار تنهایی و انواع آلودگی به سموم فکری ایدئولوژیک…، برخی آستانه تحملشان در بدو نوجوانی فرومیپاشد و دست به خودکشی یا دیگرکُشی میزنند، برخی در ابتدای بزرگسالی حدود سن ۲۰ الی ۳۰ سالگی، توحش همنوعکُشی ر نشان میدهند، برخی به سنین بالای ۳۰ و ۴۰ به مرحله فروپاشی توحشی رسیده و ادقام کشتار میکنند. اما در صورت از دست ندادن کامل توان عقلی و نسبی سلامت جسمی، ممکن از در سننین بالای ۵۰ سال تا حتی بیشتر از ۸۰ سال توحش کشتار را از خود نشان دهند.
– این وحش در شکل سبک زندگی مختلف، درجاتی از توحش نشان میدهند، از بقال و فروشنده تا کارگ جنسی تا نیروهای مسلح، از دختر و پسر، و مرد و زن متاهل و غیره، فرقی نمیکند چه اسم و رسمی داشته باشند، ملیگرا، ایرانگرا، ترکگر، کردگرا، عربگرا، اسلامگرا و هر دینگرای دیگری، چون بنیادشان بر عدم شعور حقوق بشری است، در نهایت توحش نشان خواهند داد، میخواهد دیندار باشند یا بیددین، میخواهد خداباور باش یا خداناباور، هر اسم و رسمی داشته باشند، غرایز طبیعی توحشی جانوراسان، بالاخره پبیروز میشود. استثناء تنها معدودی هستند که از سطح توحش کمی توانسته اند به درجه غیر وحشی برسند. حس همنوعدوستی مقدمه است برای این جانوروحشی، جانورانسان، معدودی توانایی عبور از سطح توحش به اندکی به غیر وحشی دارند. سوح زیریت توحشی مانند حرص و طمع، شهوت، در رستای رسیدن کنترلی آزمایشگاهی ابرقدرتها به سمت زامبی شدن و آدمخواری!
– گونه جانورانسان، توحشش دارای زامبیگونگی و آدمخواری بسیار مستعد است، تمدن به او اجازه داده که در ظاهری شیک و نمایشی و پنهانی دست به کشتار بزند، توحش برایش لذتبخش بوده و دچار نوعی تخدیری میشود. توحش آزار دادن بخشی لذتهایش است
– اگر سردمداران مؤسسات وحوشی حکومتهای سکولار به نتایج دلخواهشان رسیده اندف و هنوز اندکی غیر وحوشی در وجود تمام حوشیشان مانده، اجازه بدهند باقی این بیچارگان آزمایشگاه توحششناسی جهانیان، به زندگی حداقلی حقوق بشریشان برسد، این جانورهای سادیستیک خود پوربند زده، حکومت وحوش آخوندی و بقیه اراذل و لات و زیرگونههای هرزه و لمپن و لفظ به قلم سخنگو به خانههای امنشان برگردند.
برسد به دست مؤسسات وحوشی حکومتهای ابرقدرتی سکولار
بدرود
چه کسانی از فروپاشی و تجزیههراسی ایران بیشترین سود برده اند؟ طرفداران دیکتاتوری رژیم ج.ا؟و یا مدعیان استقرار حاکمیت سراسری سکولاردموکراسی؟ و یا جداییطلبان حقیقی؟ https://www.tribunezamaneh.com/archives/author/bashariat آرزو دارم این آخرین مطلبم باشد!، یعنی دیگر نه حالی خوشی دارم و نه حوصله، در این چند ساله امثالهم، تلاش کردیم ضمن ارتقای آگاهی و دانش خود، در جهت معنویات و اخلاق هم تعالی یابیم، اما فضای دنیای واقعی زندگی و فضای مجازی، متأسفانه در یک رقابت شدید مسابقهوار در جهت انحطاط میروند، انحطاط(تباهی)های همهجانبه! یعنی انحطاط تباهی در زمینههای زندگی شخصی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، و حتی برخلاف انتظار همگان، در جهت انحطاط دانشآموزی!، مدتی است دارم از احتمال قریب به یقین بودن خطر سیستماتیک شدن(یا بودن) این انحطاطها میگویم.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.