بهزاد مهرانی: نورجهان اکبر، فعال جوان حقوق زنان اهل افغانستان است. او تا کلاس دهم در یکی از مکتب‌های شهر کابل تحصیل کرده، پس از آن با یک بورس تحصیلی عازم آمریکا شده و در یکی از دوره‌های موسیقی اُپرا، درس آواز خوانده است. او هم‌چنین در مورد موسیقی فولکلور که زنان افغان در آهنگ‌های‌شان می‌خوانند تحقیق کرده است. خانم نورجهان اکبر علاوه بر علایق تحصیلی‌اش یکی از موسسین نهاد «زنان جوان برای تغییر» است که در زمینه حقوق زنان فعالیت می‌کنند. با او در باب موقعیت کنونی زنان افغان و بیم‌ها و امیدهای آن‌ها گفتگو کردم. نورجهان با اینکه وضعیت زنان در افغانستان را وضعیتی مملو از ترس دانسته اما امید خود را از دست نداده و معتقد است باید با صدای بلند و اراده‌ای قوی به مبارزه ادامه داد. خانم اکبر در عین حال نویسنده‌ی کتابی است به نام “دختران رابعه” که برخی زنان افغان در آن از تجربیات خود گفته‌اند.

تقاطع: ممنون از وقتی که در اختیار ما گذاشتید. برای اولین سوال می‌خواهم از یکی از  اظهارات شما در ارتباط با وضعیت زنان افغان شروع کنم. شما در جایی گفته‌اید که دو گزینه بیشتر نداریم، امیدوار باشیم یا ناامید و امیدواری را بهتر دانسته‌اید، هم‌اکنون و پس از شکست طالبان در افغانستان چه تغییر و تحولاتی توانسته بر میزان امیدواری مردم و فعالان حقوق زنان اضافه کند؟

فکر می‌کنم فعلا زنان افغانستان در وضعیتی مملو از ترس به سر می‌برند چون نمی‌دانند که سال آینده چه خواهد شد، انتخابات چگونه خواهد گذشت، بیرون شدن قوای خارجی چه تاثیری خواهد داشت و… من خودم، اما، بسیار امیدوارم. من به زنان جوان و زنان باسواد و مردان آزادی‌خواه امیدوارم و می‌دانم که هر چند تعداد ما کم باشد، صدای ما بلند و ارادۀ ما قوی است و ما به مبارزۀ خود ادامه خواهیم داد.

تقاطع: شما در جای دیگری به وجود صد‌ها وبسایت «مُد و فَشِن»‬ انتقاد داشته‌اید و گفته‌اید که این سایت‌ها باعث می‌شود هم‌صنفان شما به جای تحقیق و مطالعه درباره‌ی نابرابری‌ها به زندگی و پوشش هنرمندان فکر کنند. آیا فکر نمی‌کنید آشنایی با سبک‌های دیگر پوشش و زندگی بتواند در محیطی که به تعبیر شما «‬ملاهای دو آتشه»‬ و افراطیون اسلامی یکه‌تازش هستند تاثیرات مثبتی بگذارد؟

شاید، اما من فکر نمی‌کنم معرفی کردن شیوه‌های جدید لباس پوشیدن بتوانند مشکل اساسی را، که عدم اختیار زنان بر بدن‌شان است، حل بسازد. برای حل این مشکل باید روی تفکر زنان و مردان کار کرد. لباس مردم تبدیل می‌شود؛ مهم این است که در این پروسه به تفکرشان توجه کنیم. به نظر من هیچ نوع لباسی نشانه‌ای از آزادی نیست، خصوصا خریدن لباس از شرکت‌های بزرگ و مستبد غربی که به قیمت خون کارگران کشور‌های فقیر لباس می‌سازند و دوباره به خود ما به قیمت بلند‌تر می‌فروشند، نشانه‌ای از آزادی نیست. داشتن حق انتخاب نشانه‌ای از آزادی است و زنان زمانی حق انتخاب خواهند داشت که حق صحبت و گفتگوی باز در مورد این مشکلات را داشته باشند و به صورت موثر روی تفکر دیگران تاثیر بگذارند.

تقاطع: هم‌اکنون آیا حجاب اسلامی در افغانستان اجباری است؟

فعلا بر اساس قانون، زنان مجبور به پوشیدن حجاب نیستند، اما اکثر زنان به خاطر امنیت، فشار‌های خانوادگی و یا به خاطر اینکه به پوشیدن چادری عادت کرده‌اند هنوز هم چادری را، که شاید پوشیده‌ترین نوع حجاب باشد، می‌پوشند.

تقاطع: کمی برای ما از تجربه خود و دیگر زنان افغان در باب حجاب اجباری و یا آزارهای جنسی فیزیکی و کلامی در قالب متلک و… بگویید.

زنان شهری افغانستان روزانه با آزار و اذیت روبرو‌اند. این آزار‌ها از توهین و تحقیر زبانی زنان تا دست زدن به باسن آن‌ها باعث می‌شود تعداد زیادی از زنان خانه‌نشین گردند و فقط و فقط در صورت ضرورت به خود اجازۀ تنفس هوای آزاد را در بیرون از چهاردیواری خانه‌های خود بدهند. آزار زنان در اتوبوس‌های شهری، تاکسی‌ها، دفا‌تر کاری و حتی دفا‌تر دولتی و دانشگاه‌ها اکثرا بدون هیچ نوع پی‌گیری و توبیخ ادامه می‌یابند. آنچه به نظر من بخش اساسی این مشکل است، خاموشی زنان و مردان خوب در سطح شهر و ملامت کردن زنان به خاطر آزار و اذیت است.

همه با باز کردن چشمان خود می‌توانند ببینند که زنان با هر پوششی مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند اما مردم ترجیح می‌دهند روی مقید کردن لباس زنان بیشتر از اخلاق اجتماعی مردان تاکید کنند و این باعث می‌شود زنان از ترس ملامت شدن سخن نگویند و مردان به خاطر حفظ قدرت اجتماعی‌شان به ملامت کردن زنان ادامه دهند و راه‌های مشارکت اجتماعی را برای آن‌ها ببندند. هر چند در این اواخر، تعدادی از مردان در مورد مشکلات زنان از جمله آزار و اذیت آن‌ها در محلات عمومی نوشته‌اند و علیه آن سخن گفته‌اند، جامعه به صورت عمومی اکثرا خاموش است و از مستبد، بیشتر از زنانی که مورد آزار قرار می‌گیرند دفاع می‌کند.

تقاطع: چندی پیش به همت گروهی از فعالان سیاسی و مدنی در فضای مجازی کمپینی در اعتراض به حجاب اجباری در ایران به راه افتاد که با اقبال عمومی مواجه شد آیا فعالان مدنی افغانستان در این زمینه تلاشی کرده‌اند و اساسا از نظر شما چنین فعالیت‌هایی تا چه اندازه می‌تواند مفید باشد؟

تا حال، فعالان افغانستان فقط توانسته‌اند در مورد چادری (برقع) اجباری سخن بگویند. فکر می‌کنم اکثر به این باورند که اولویت‌های زنان افغانستان فعلا امنیت، آموزش و کاریابی و استقلال اقتصادی است؛ بنابراین تصمیم جمعی تا حدی این است که با حرف زدن در مورد حجاب اجباری ضدیت با این چیز‌هایی که به نظر اساسی‌تر و ضروری‌تر می‌آیند، در خطر نیاندازیم. البته در مقابل این دیدگاه هم است که تا زمانی که زنان اختیار بدن خود را نداشته باشند، نمی‌توانند انسان‌های کامل شوند و بخشی از این اختیار این است که خود زنان در مورد پوشش خود تصمیم بگیرند، اما تا به حال زنان فعال در افغانستان به صورت جدی به این مساله نپرداخته‌اند.

تقاطع: هم‌اکنون در افغانستان بنیادگرایان مذهبی به راحتی از فضای آزادی بیان که پس از طالبان به وجود آمده جهت بسط عقاید زن‌ستیزانه استفاده می‌کنند و بعضا در افغانستان مخاطب بسیار پیدا می‌کنند؛ راه‌کار شما برای کم کردن از تاثیرات این عقاید زن‌ستیز چیست؟

به نظر من موثر‌ترین راه مبارزه با بنیادگرایان و افراطیون این است که زنان افغانستان و مردانی که به برابری باور دارند به زبان مردم برای مردم خود بنویسند، با آن‌ها حرف بزنند و از رسانه‌های جمعی برای تغییر آوردن در دیدگاه مردم استفاده کنند. افراطیون به هر صورت می‌کوشند اذهان مردم را تحت تاثیر خود بیاورند و از احساسات دینی مردم استفاده کنند. ما نمی‌توانیم آن‌ها را خاموش کنیم. در یک جامعۀ مردم‌سالار آن‌ها هم حق ابراز نظر دارند. یگانه کاری که می‌توانیم بکنیم این است که میدان را برای‌شان خالی نگذاریم و ما هم بیاموزیم با مردم خود کار کنیم و به زبان مردم خود با آن‌ها دریچۀ گفتگو در مورد آزادی، برابری و انسان‌دوستی را بگشاییم.

تقاطع: شما در امریکا در رشته موسیقی اپرا تحصیل می‌کنید، با توجه به اینکه پیش از این در افغانستان و در مکاتب آنجا تحصیل می‌کردید چگونه شد که تحصیل در رشته موسیقی علاقه‌مند شدید؟

فعلا من جامعه‌شناسی می‌خوانم. به خاطر تحقیقی که در سال ۲۰۰۸ در مورد موسیقی محلی زنان در افغانستان انجام داده بودم می‌خواستم موسیقی بخوانم، اما بعد از تفکر دریافتم که بیشتر از سبک موسیقی آن، به ساختار‌های اجتماعی که باعث شده زنان چنین بخوانند علاقه‌مندم. فعلا پایان‌نامه‌ام را در مورد این موسیقی می‌نویسم.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)