اسرائیلیان باز هم به مردمان کوروش خیانت میکنند؟!، دو پلان واقعی رژیم چنج، و میزان بالای خیانت مدعیان به حقوق بشر
در اسطورههای عهد عتیق، کوروش نجات دهنده قوم عبرانی (یهود) از اسارت توسط پادشاه بابل بوده است، این اسطوره همیشه در نزد بسیاری از ایرانیان نشانه افتخار بوده، چرا که عبرانیان و یهودیان در جهان، به دلایل مختلف یکی موفقترین مردمان جهان در زمینه کسب علم و ثروت بوده اند، قدرت بالای یهودیان در تصمیمات جهانی- از سیاسی تا اقتصادی- اظهر من اشمس است، برخلاف یهودیستیزان، نگارنده این قضیه موجب حسادت نمیدانم، طبیعت مردمان اقلیت در جهان همین است، که با فعالیتهای علمی و اقتصادی و هنری و غیره، موقعیت خود را بالا برده و کمبود جمعیت را جبران کنند و این امری طبیعی برای بقا است.
در این احتمالا اخرین مطالب، دو ارسال قبلی را میتوان پلانهای رژیم چنج احتمالی و نسبتا واقعی برای دیکتاتوری حکومت اسلامی در ایران دانست، پلان A بنظرم مداخله غرب و اسرائیل (مستقیم و یا غیر مستقیم) در شکستن هسته قدرت سرکوبگری دیکتاتوری ج.ا است ، تا مردمان عادی ایرن بتوانند همراه نخبگان دست به قیام براندازی دیکتاتوری ضد بشری ج.ا کنند. این واقعیترس احتمال است.
در پلان B میزان فشار حداکثری حقوقی و اجتمع و سیاسی داخلی و خارجی علیه حکومت و رئوس و عاملانش چنان بالا برود که دیگر معادله هزینه-فایده برای تداوم فرم حکومت ایدئولوژیک اسلامی شیعه ولایی نباشد، اتفاقا پلان A حتی کامل موفق نشود، میتاند کمک کند به اجرای پلان B در عمل.
اما مردمان ایران طی ۴۵ سال در چنگال هیولای اهریمنی و ضد بشری حکومت اسلامی قرار گرفته اند و همچون یتیم هستند که شاید اغلب اپوزیسیون و بیگانگان و اجانب و تا حکومتهای چین و روسیه مانند یک لاشه با آن رفترا میکنند، پان ایرانیست خاکپرست اسلامستیز مایل است تا میشود پروسه براندازی ج.ا به نعویق بیفتد تا بخیال خویش بیشتر مردم از اسلام زده و به دین زرتشتی بگروند!، رقبای ژئوپلتیگ و ژواکونومی منطقه ای مانند عربستان سایر کشورهای نفی منطقه آرزوشان تضعیف ایران و عدم دارا بودن سهم عمده در بازار انرژی است، روسیه اساسا ایران قوی برایش مزیت نخواهد بود. چین نیز در ارتباط داشتن با پاکستان و کشورهای عربی منافع اقتصادی اش را بسته و ایران آدم حساب نمیکند. کشورهای غربی و اسرائیل گویا تحت تاثیر نظریه پردازان تجزیه ایران و برنارد لوئیس ها ترجیح میدهند ایران همچنان ضعیف و یا تجزیه شود!
ردمان داخل به دلایل مختلف بر اثر تحرمیها و فساد سیستماتیک ضعیف هستند و ماشین سرکوب جنایتکارن ج.ا اجازه تشکیل تکلهای انقلابی براندازی در داخل نمیدهد، اغلب اپوزیسیون بنظر کاسبکار و کارگزار هستند و اپوزیسیوننمایی همچون کاسبی و شغل برایشان شده است!
گویا هیچ عامل موثر داخلی و خارجی- از آخوندی و سپاهی و اپوزیسیون تا رقبای منطقه ای و اسرائیل و ابرقدرتها- ایران با حاکمیت دموکراتیک مبتنی بر رعایت حقوق بشری و عدالانه رو به توسعه و رفاه و کاهش فقر نمیپسندند. روزگار تاریکی و ظلمت برای اکثریت مردم عادی و فرودست ایران میخواهند ادامه یابد! عجیب همین جا است علی رغم تلاش اسلام تسیزان، این ایده مهدی موعود بیش از پیش دارد به یک دعای همگانی میشود. آخوند و عاملان و شرکایش همچون نظامیان و سپاهیها (این دار و دسته تبهکار و مرتجع) ظالم و جانی و فاسد حکومتی اتفاقا بر میزبان بیچاره (ایران) خوب شاخته و چمبره زده است! مردمان ایران در مرگ تدریجی که از سال ۱۳۵۷ سرعت بخشیده، حتی از کل و دم فاسد و منحط و بیدین و خداناباور بشوند، به چیزی شبیه نجات دهنده مهدویوار هر روز نیازمندتر میشوند! انگاری فقط معجزه ای بایست بشود این مردمان بیچاره از شر این همه ضد ایرانی نجاتشان دهد!
در تشبیه وضعیت حال ایرانیان، آنها بدتر از وضع قوم لوط گفته، قوم لوط اسطوره عهد عتیقی، تنها بخاطر عمل همجنسگرایی، مورد عذاب قرار نگرفتند، بلکه یک سری انحطاطهای اخلاقی و اجتماعی و اقتصادی نهایت آنها به همجنسگرایی و عقیم شدن نسلی و نابودی شان منجر شد، دزدی و مردم آزاری از جمله گناهان آن قوم اسطوره ای بود.
بدرود
پ.ن: برای رفع سوءتفاهم، منظور نگارنده (احتمالا همه اشخاص که لینک مطالبشان در نوشتارها آمده) از همجنسگرا، قصد انکار هویتی اقلیت کوچک (استثناء) گرایش جنسی نیست که داشمندان علوم زیستی آنها بعنوان استثنائات از گرایش اصلی و تقریبا همگانی نوع بشریت که دگرجنسخواه هستند، در همه موارد اگر همجنسگرا گفته شده، منظور همان همجنسباز و منحرف جنسی است و جدا از آن اقلیت جنسی استثنائی هستند. همجنسبازی نوعی انحراف بیمارگونه و سادیستیک حتی میتواند باشد که ناشی زیادهخواهی لذت جنسی یا بر اثر محرومیت جنسی است چیزی در کشورهای تحت دیکتاتوری ایدئولوژیک و جوامع عقبمانده اجتماعی رخ میدهد، محرومیت از ارتباط جنسی و عاطفی به موقع، موجب بروز اختلات روانشناختی و زیستی میشود، میزان بالای همجنسبازی و پدوفیلی در کشورها و جوامع دینی و مذهبی مانند اسلامگرایی را میتوان از دلایلش دانست.
تاسفبارست که در میان عقاید دینی و مذهبی، به وجود خدا باور داشته و یا ادعای موجودیت خدا است و خدا را خالق طبیعت میدانند، یکی از ارزانترین و طبیعیترین موهبتهای خالق طبیعت یعنی، میل جنسی و نیاز به بودن با دگری برای دوری از تنهایی، تبدیل به یکی دشوارترین و گرانترین و پرهزینهترین حقوق طبیعی شده است، امروزه با هم بودن جنسی و عاطفی با دگرجنس، برای بشریت، گاه به قیمت به خطر افتادن جان بشریت تمام میشود!، بخش بزرگی از بشریت، در جوامع تحت هژمونی زیست سنتی عقبمانده و دینی و مذهبی، با مشکل تنهایی و تجرد اجباری روبهرو است!، این یک فاجعه است، که د کشور تحت حاکمیت ایدئولوژیک، با نقص اصل مهمی (آزادی داشتن عقیده و ابرازش و ممنوعیت تفتیش عقیده و مواخذه)، داشتن تکهمسری یا تکپارتنری دشوار شده است، از طرفی انحطاط اجتماعی و اخلاقی، موجب رواج لاتگرایی تا اشرافیت زیادهخواهی جنسی و انواعی از حرمسراداری شده و از سوی دیگر، میان بسیاری از دختران و زنان مجرد، عدم اهمیت دادن به تکهمسری و تکپارتنری شده، به طوری بخاطر لذت بردن در حرمسرا و فهرست چند زنی یک لات یا اشرافی، با وجودی میبینند و میدانند تعداد بسیاری از مردان مجرد تنها هستند، حاضر نمیشوند با آن مردان مجرد باشند. پدیده ای که امروزه به ظهور قوم لوط جدید تعبیر شده است!، از نپر نگارنده و بسیاری، این پدیده، پیش علتهایی دارد، ترویج مادیپرستی و اشرافیت و انحطاط اخلاقی و اجتماعی از سوی فرادستان و محرومیتها از سوی فرودستان و شکستن قبح دزدی و گسترش بیماریهای روانپریشانه خشونتآمیز مانند سادیسم در نهای منجر به فجایع جنسی شده است.
هر چند راه حل موقت ریاکاری اجباری (شبیه تقیه شیعیان) برای زوجهایی داده شده از سد تفتیش عقیده عبور کنند در این شرایطی شبیه سریالی از داستان ۱۹۸۴ جرج اورول!، اما بنظر نگانده و احتمالا اکثریت خوانندگان، تنها راه حل اصلی، رژیم چنج و تغییر حاکمیت دیکتاتوری ای است که چنین ستم جنایتکارانه و فسادزایی را بوجود آورده است و فعلا بهتر از حاکمیت دموکراسی سکولارلیبرال درجهان نیست تا این بدیهات حقوق بشری را تضمین و حمایت کند.
بدرود

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.