در پیگیری اخبار منازعه اخیر رخداده در غزه که هنوز هم به اتمام نرسیده است، آموختم به خبرهایی که از سه منبع بازگو می‌شود اعتماد نکنم و با تردید آنها را وارسی نمایم: ۱) اگر منبع مسلمان باشد، ۲) اگر منبع عرب باشد ۳) اگر منبع چپ باشد. عطف بین این منابع هم البته «یا» است نه «واو».
اما چرا و چه اشتراکی بین این سه طیف به ظاهر مجزا وجود دارد؟ در مورد مسلمانان که می‌دانیم دروغ برای آنان مجاز است و یا حداقل رهبران دینی‌شان دروغ و بهتان را برایشان در مقابل کفار مجاز کرده‌اند. اما در مورد طیف‌های دیگر چه؟ در واقع هر سه این طیف در یک امر اشتراک دارند و آن باور به «حقیقت» است. در بسیاری از نوشته‌های پیشین در مورد حقیقت و ربط آن به ایده «وجود» صحبت کردم و اینکه چرا حقیقت دروغ است و منشاء این وضع پارادوکسیکال نیز ایده «وجود» است یا مرکزیت ایده «وجود» در سازوکار منطقی استدلال. در واقع آنها به راحتی دروغ می‌گویند زیرا به «حقیقت» باور دارند و ایمان به حقیقت است که آنها را به وادی دروغ می‌کشاند. آنان دروغ نمی‌گویند که دروغ گفته باشند، آنها حقیقت را می‌گویند، حقیقتی که خود دروغ است. آنها در هر تکرار از حقیقت، دروغی را تولید یا بازتولید می‌کنند، دروغی که در زهدان حقیقت متولد می‌شود. اگرچه حقیقت نزد مسلمانان با حقیقت نزد چپها متفاوت است و هردو نیز با حقیقتی که نزد عرب‌هاست فرق دارد، اما هر سه حقیقت در واقع بازنمای یک حقیقت واحد است، یعنی دروغ. برای عرب‌ها تعصب یا ناسیونالیزم نژادی عربی، برای مسلمانان حقیقت متعالی که وجود دارد و برای چپها، تاریخ محتوم، تاریخ آینده یونیورسال .
اخباری که از منابعی که به حقیقت باور ندارند و به همین منظور برای بازنشر هر خبر صدها بار آن را وارسی می‌کنند تا دروغی را تولید نکرده باشند (نه اینکه حقیقتی را منتقل کرده باشند) معمولا محل اعتنای بیشتری است. تلاش آنان نه برای نشر حقیقت که برای جلوگیری از نشر دروغ است و به این سبب بر روی هر نقدی گشاده‌اند و این تفاوت بین باورمندان به حقیقت است که در حال نشر حقیقت‌اند و در هر نشری از حقیقت، دروغی را بازتولید می‌کنند، و بی‌باوران به حقیقت که تلاششان معطوف به رسواسازی دروغ است و نه نشر و بازنشر حقیقت.
خواننده عمیق البته متوجه است که منظور این نوشته همه مسلمانان و همه اعراب و همه چپها نیستند و فارق در اینجا کدام است. مسلمانان بی‌خدا البته در این طیف قرار ندارند (مسلمانانی که به «وجود» خدا باور ندارند) و یا اعرابی که از عصبیت نژادی عبور کرده‌اند و همچنین چپهایی که در نقد مستمر خود و باورهایشان از تاریخ محتوم هستند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)