علاء محسنی – از نیما گفتن بسیار سخت است، ما نیز ادعایی نداریم که یک چندرسانه ای درباره نیما ساخته ایم.
این کار سفری است به یوش در جستجوی نشانه ها و ریشه ها، آن ها که شاید در شعر نیما خوانده باشیم ولی کمتر دیده باشیم شان: ازاکو، وازنا، ماخ اولا، کوهستان و اقلیم نور، و کوچه پس کوچه های محل تولدش یعنی روستای یوش که همیشه عاشقانه از آن یاد کرده است. امیدواریم بی مزاحمت برای آن خاطر پُر درد ِکوهستانی، پنجره ای به دنیای پر رمز و راز افسانه اش گشوده باشیم.
هر سه نفری را که با ایشان مصاحبه کردیم از همان خطه انتخاب شدند تا عملا با محیط زندگی نیما آشنا باشند. و با همین نگاه به معنا شناسی شعر «داروگ» پرداختیم، تصویری یگانه از پیوند اعتقادات ساده و بی آلایش روستایی با ارزش های متعالی جهانی مثل «آزادی». سعی ما ثبت این تصویر و نشانه شناسی مفاهیم فرهنگ محلی آن بوده است، به قول خود نیما این آبی است که ما بی سر و صدا و در حد بضاعت مان از رودخانه او بر گرفته ایم، و وارد وادی تحلیل و تمثیل و نقد نشدیم، این ها را به اهلش واگذار می کنیم.
ویژگی دیگر این کار تبدیل فیلم مستند به چندرسانه ای ست که شاید در فضای فرهنگی فارسی برای بار نخست باشد که به این ترتیب دارد اتفاق می افتد. لطفا نقد، نظر و پیشنهادهای خودتان را دریغ نفرمایید تا کارهای بعدی را به مراتب بهتر و کامل تر تقدیم کنیم.
بیست و یک آبان روز تولد نیمای بزرگ را گرامی می داریم.
برای بهتر دیدن این چندرسانه ای لطفا از مرورگر کروم و سافاری استفاده کنید.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)