یوسف عزیزی بنی طرف
محاصره غزه به رغم برخى شباهت ها با محاصره بیروت ٨٢ و لنینگراد ج ج ٢ فرق دارد زیرا که بر خلاف همه آنها در محاصره مطلق است. گفتنى است که در جنگ کنونى غزه ، افزون بر اسلامگرایان – حماس و جهاد اسلامى – ناسیونالیست ها یعنى فتح، و چپگرایان یعنى جبهه خلق براى آزادى فلسطین نیز علیه نیروهاى اسراییلى مى جنگند. حماس – البته – این گروه ها را محدود کرده است اما بر خلاف ایران که کمونیست ها و چپ ها را سرکوب مى کند، حماس مجال اندکى را براى فعالیت رزمى و سیاسى آنان فراهم کرده است. ولى – اکنون – پرسش اساسى این است که آیا مى توان بر حماس چیره شد و اگر آرى، به چه بهایى؟ در واقع آن چه مساله را نسبت به گذشته بغرنج تر مى کند، فراتر بودن بحران از باریکه غزه و انگیزه ها و مصالح اقتصادى و راهبردى نهفته در وراى آن است، هم براى غزه و فلسطینیان و اسرائیلیان و هم براى کشورهاى ذینفع چون چین و غرب و مصر و سعودى و اردن و لبنان و سوریه و ایران.
رهبران سیاسى و فرماندهان نظامى اسرائیلى از یک سو مى گویند که جنگ در باریکه غزه به درازا خواهد کشید و با توجه به تلفات سنگین نظامیان اسرائیلى، فرآیندى دشوار خواهد بود و پیش بینى آنان میان پنج هفته تا پنج ماه است. از سوى دیگر مطبوعات آن کشور و نیز برخى از رسانه هاى عربى، از سرنوشت غزه بعد از حماس سخن مى گویند. گزینه هاى مطرح در این زمینه: ١) اشغال دوباره غزه است که البته اسراییل تمایلى به آن ندارد ٢) حاکمیت مصر بر غزه ( همانند پیش از ١٩۶٧) که احتمال اش ضعیف است ٣) اعطاى غزه به حکومت خودمختار محمود عباس که البته این حکومت گفته با تانک هاى اسراییلى به آنجا نخواهد رفت اما گویا آمریکا با این گزینه موافق است و با ادامه سلطه حماس مخالف، و ممکن است محمود عباس را متقاعد کند. ۴) غزه توسط کشورهاى عربى و خلیجى ثروتمند اداره شود ۵) غزه زیر حمایت سازمان ملل قرار گیرد که گزینه محتمل ترى است اما فلسطینى ها مى گویند که کل فلسطین (باریکه غزه و کرانه غربى با هم ) زیر قیمومت سازمان ملل قرار گیرند تا به تدریج زمینه براى برپایى کشور مستقل فلسطینى آماده شود. از سوى دیگر رزمندگان غزه همچنان مى جنگند و شعار “یا مرگ یا پیروزى” را سر مى دهند و انتظار دارند با آتش بس موقت، نفس تازه کنند. آنان در سال ٢٠١۴ که جنگ اسراییل علیه غزه محدودتر بود، پنجاه و یک روز پایدارى کردند و مساله با میانجیگرى مصر پایان یافت اما اکنون همه معبرها و منفذها بسته است و مشخص نیست عناصر مسلح و خود مردم غزه تا کى مى توانند بى آبى و بى دارویى و کم غذایى و کمبود سوخت و بمباران هاى سهمگین و مستمر اسراییل را تحمل کنند. حسن نصرالله رهبر حزب الله لبنان در سخنان دیروز خود موضوع ورود تمام عیار این حزب را به سود جنگاوران غزه منتفى دانست و اینان باید در برابر قوى ترین نیروى نظامى منطقه و چهارمین قدرت نظامى جهان یک تنه بجنگند. آیا محمد ضیف و یحیى سنوار – فرماندهان نظامى نیروهاى قسّام – پرچم سفید را بر خواهند افراشت ؟ یا سناریو محاصره بیروت ١٩٨٢ تکرار خواهد شد و موضوع با خروج محترمانه رهبران حماس و فرماندهان قسام فیصله خواهد یافت؟ من گزینه اول را بسیار بعید مى دانم اما گزینه دوم محتمل است. ولى تحولات سریع و ناگهانى، ممکن است طى روزها و هفته هاى آینده نتایج دیگرى را براى جنگ غزه رقم بزند . سرانجام مى توان گفت که عملیات هفتم اکتبر نقطه عطفى در نبرد هفتاد و پنج ساله فلسطینى – اسرائیلى است و نتیجه جنگ هر چه باشد بدون حل مساله فلسطین، منطقه روى آرامش نخواهد دید.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)