ژنرال دو گل ایران کجاست؟!، چرا شرایط مهیای سقوط امروز دیکتاتوری ضد بشری ج.ا مشابه اواخر پهلوی است؟ // اشتباهاتی اواحر حکومت پهلوی کرد، به مراتب دیکتاتوری ج.ا به مراتب شدیدتر و عمیق انجام داده مانند:

– تبدیل دولت مداری و شکست ضروریت “دولت-ملت سازی” حاکمیت به سطانیسم فروکاسته به کیش شخصیت حاکم و دربار، گسست عظیم و عمیق بین حاکمیت و عموم مردمان ایران.

نکته: امروزه چیزی به معنای مدرن ملت (شهروندی) در ایران وجود ندارد، مشابهت عجیب چند سال آخر پهلوی با ما ه های آخرین ج.ا می توان مشاهده کرد. دوگانگی ادعاهای شوآف و مظاهرانه حمایت مظلومان عرب زبان ماورای رود اردن (فلسطین) و دیگران توسط ج.ا و در عین حال مظلومیت عمومی مردمان ایران! در حالی حاکمیت ج.ا از حقوق بشر و رفراندوم و تعیین حق سرنوشت عرب زبان های ماورای رود اردن سخن می گوید، حتی حاضر نیست کمتر از این حقوق را برای اکثریت قاطع مردم ایران قائل شود.

حق رفراندوم (همه پرسی) درباره تعیین سرنوشت و حتی نظرخواهی دمکراتیک درباره مسائل مهم همچون سیاست های خراجی و داخلی کلان وسرنوشت ساز از عموم مردمان ایران سلب کرده است.

– حاکمیت به سبک داستان ۱۹۸۴ و مزرعه حیوانات جرج اورولی!، یعنی تشدد دیکتاتوری و نقض بدیهیات حقوق بشری! این بدیهیات اساسا چندان عمومی است و از طرفی ربطی هم ندارد که نوع حکومت دیکتاتوری یا هر نوع ایدئولوژیک باشد، به طوری می توان گفت در دیکتاتوری کمونیستی و رژیم هیا کوتایی سکولار غیر کمونیستی امریکای جنوبی و آسیا جنوب شرق در دوران جنگ سرد، نیز این بدیهات کمابیش رعایت می کردند، یعین حداقلی از عقلانیت همان دیکتاوری کمونیستی و کودتایی دوران جنگ سرد داشتند، و اما به دلیل شدت دگماتیک و موهومی و بیش از حدخود حق پنداری حاکمان و عوامل ج.ا حتی حقوق بیدیه همچون حق حیات و حق شغل و معاش و زندگی معمولی و ازدواج (یا داشتن تک پارتنری) و حق اقامت در سرزیمن زادگاه را برای مردمان معمولی  ایران که دارای دگراندیشی در سبک زندگی دارند را سرکوب می کند! وقتی حاکمیتی به سطح ظلم و جنایت و فساد ضد بشری بشود، دیگر هیچ پایگاه مردمی اکثریتی نخواهد داشت و مگر اقلیت رانتی و سمپات ذی نفع و انگل وار دور خود.

– توهم برساختن امپراتوری های گذشته، چه امپراتوری خیالی اسلامی (در حقیقت امپراتوری خلافای عرب بود) و چه امپراتوری منقض شده پیش از اسلامی و تمدن های منقرض شده  ایران باستان! اینها توهم است، تمامی تمدن های جهان باستان تا قرون وسطایی نابود و منقرض و امروزه فقط تمدن جهان است، اسمش تمدن جهانی است، حتا تمدن غربی نیز اصطلاح غلطی است.

– تبدیل این اشتباهات بنیادین به هویت و محل مشروعیت رژیم، اینکه رئوس رژیم ج.ا از رهبر و بقیه و از جمله اقلیت تکنوکرات و سران لشکری می آیند آزادی قدس و نابودی بلوک غرب (به قول خودشان امپرالیسم غرب و تمدن غرب و از جمله متحد اشتراتژیکشان یعنی اسرائیل) را جزئی از هویت وجودی رژیم ج.ا اعلام و عملا نیز تا اکنون بدان عمل کرده اند، زسما خودشان در برابر دلیل دشمن خودشاخته قرار داده و چاره جز نابودی ج.ا برای آن دشمن خودساخته نگذاشته اند.
پس چند دهه ضربات مهلک و رو به تزاید و تمام نشدنی ستیزه با غرب، امروز چاره ای جز این ندارد غرب که دیکتاتوری ج.ا را نابود کند، رژیم چنج تنها راه خلاصی غرب و حتا بقیه جهان از شر ج.ا است. به قریب یقین بایست گفت هیچ وقت بهتر از این شرایط و ضرورت رژیم چنج نیست، این فرصت به نظر امثالهم چند ماه بیشتر نیست، شوآف انتخبات نمایشی ۱۴۰۲ دوره عبور رزیم دیکتاتوری ج.ا است، اگر تمدن جهانی و از جمله اعضای غربی تمدن جهانی، باز فرصت بدهند به این دیکتاتوری ج.ا، به سرعت خودش باز می یابد و باز داستان ضدیت با تمدن جهانی و از جمله غرب با شدت ادامه خواهد داد. حاکمیت ج.ا اقلیت حامی داخلی و خارجی اش، به صورت فکری و عقیدتی و ایدئلوژیک ضدیت با تمدن جهانی دارد و تا نابود کردن تمدن جهانی و از غرب این مسیر ادامه خواهد داد.

دلیل اثمالهم بر سطور فوق، عدم توجه ورد کردن تمام پیشنهادهای میانه روانه امثالهم و دیگران است، عدم تمکین به خواست مردم حتا در حد رعایت بدیهات حقوق بشری که مکرر لینک مطالب مختلف مجود است و اینکه اسسا نمی خواهد از ایدئولوژی نایودی تمدن جهعانی وبرپایی تمدن خیالی جهانی اسلام ولایی خودداری کند.

برخلاف برخی مدعیان ملی گرایی ایران (خودشان ایران گرا و در قدیم پان ایرانیست و پان آریایی و نژادپرستی نژاد آریا معرفی می کردند) سایر پان بزای قومی هم منجر به دمکراسی در ایران نمی شود (و منظور آنها جدایی طلبی و تقسیم ایران به شکورهای جدید است) و فعلا کمتر روی این قضیه مانور می دهند)، رژیم دیکتاتوری ج.ا (نظام ولای)، اساسا اعتقادی به هویت و ملیت  ایرانی اعتقادی ندارد، تما اندک بازی ها تاکتیکی و موقتی و شوآف های  ایران گرایی مانند جشن یلدا نوروز و برخی تاکتیک شل کردن و یا مخفی کردن و با به شکل انحرافی در برابر اجرای احکام الام سیاسی (مانند احکام قصاص و دیگر انواع اعدام مانند محاربه و بغی و روباط جنسی تا شلاق و قطع انگشتان دست و زندان های ناعادلانه تا ترور و انواع محرومیت هیا ضد بشری) صرفا بر اساس فقه توریه و تقیه است، اینان بر اسا فقیه مباهته هیچ ابائی از تهمت زدن وپرونده سازی ندارند و به شدت نیز ناعادلانه در اجرای یان احکام هستند، رد حالی همه دولت ها و حکومت ها بایست در برابر ضعفا فقرا و طبقات فرودست نگاهی متساحمه و لطف و گذشت رفتار کنند، مشاهده کردیم طی همین اعتراضات ۱۴۰۱ اشخاص ضعیف از کودک و نوجوان وجوان و غیره که به اقشار ضعیف و بی پناه بودند مورد شددیترین و ظالمانه ترین مجزات ها قرار دادند، اعدام محسن شکاری نماد مظلومیت و ضعیف کشی بود. قتل و یا به کشته دادن و زندان و انواع آزار دختران زنان دگراندیش به بهانه حجاب اجباری اسلام سیاسی ج.ا نشان می دهد این رژیم ناتوان از رها کردن خود از قفل های دگم ایدئولوژیکش است، البته به مراتب وضع پهلوی بهرت بود، از آنجا من منتقد و تحللی گر مستقل هستمف این قسمت خوشایند پهلوی دوست ها نیست، هر چند گذشته پذشته است درباره پهلوی ها، اما هنوز هم میان سمپات های خاندان پهلوی رگه قوی از تکرار این اشتباهات است!

برخلاف تصور پهلوی دوست ها، امثالهم منکر خدمات مدنی و تمدنی سازی و سعی ایشان در ساختن دولت-ملت مدرن نیستم.  حتا اگر حکومتی قصد خیرخواهی برای عموم نداشته باشد، برای تامین اقتصادی خودش اقدام استعمار می کند، ساختن زیرساخت ها از راه و راه آهن فرودگاه و بندر و سیستم های توزیعی مایحتاج اصلا ربطی مستقیم به حس ملی گرایانه و مردم دوستی ندارد، حتا امپرالیست های اروپایی و ژاپنی در چین و هندوچین و هند و افریقا و امریکای جنوبی به مراتب بهتر و بیشتر این قبیل کارها کرده اند و حتا برساختن برخی امور مدنی و اداری مانند مجلس و حزب ساز یو انتخابات!، حالا فکرش بکیند پهلوی ادقام به تعطیل دمکراسی طاهری کردند و حاکمیت تک حزبی و برنامه پنج ساله به سبک کمونیست ها اجرا کردند، کاری ج.ا می کند و بودجه ضد مردمی ۱۴۰۲ و برنامه هفتمش باز تکررا همان کارهای ضد  ایرانی  ضد بشری برای استثمار ایران است! این مظالم را حتا استعمارگران اروپایی و و… در حق مستعمراتش نکردند! و اینجا عقب ماندگی شدید فکری و تمدنی و فرهنگی و عقللانی دو دیکتاتوری شاهی خدایی و آخوندی شاهی نشان می دهد، دیکتاتوری هایی که از دست عقده های حقارت و حمارسازی خیالبی خودشان نیازمندست بوسی و القاب علاحضرت و آیت الله و حجت اسلام و مداخی و سناگویی و پاچه خوران و چاپلوسان و رانت خوری های مانند ستاد امر به معروف و گشت ارشادی و.. پلس اخلاق و.. و مقام عظمی و آریامهری می دانستند!

اگر یک جو عقل می دانشتند هرگز به دام این شوآف های قرون وسطایی نمی افتادند! بهب یند به کشورهای تمدن جهانی در غرب و حتی کمونیست های مرتد شرقی دیگر این کار نمی کننند!- مهم این است این مستعمراتی ها و عمرانی در نهایت موجب از بین رفتن فقز مطلق و کاهش شددی فقر و اختلاف طبقاتی اقتصادی می شود، آیا توزیع ثورت عمومی صورت م گیرد؟ موجب می شود عموم مردم خودشان سهیم در کیک سه گانه قدرت و ثروت و مقعیت بهب ینند، اینکه تضمین بدیهات حقوق بشری و رعایت نکاتی مانند پیشنهاد هرم مزلو شده یا نه؟ اینکه حق ارتداد و تغییر دین یا نابوری و انتخاب همسر و ازدواج بدون تفتیش عقیده است یا نه؟

معلوم است این حقوق بشر بدیهی بنابر ترجبه- در تمدن جهانی امروز در حاکمیت سکولار دمکراسی ممکن است ونه حاکمیت اقلیت دین سالاری، اینکه حاکمیتی حتی ازدواج سفید را برنمی تابد و عملا میلیون مرد مجرد به خودناارضایی اجباری و تنهایی و افسردگی ناشی از تنهایی و تحقیر بخاطر تفتیش عقیده کشانده کار یک حکومت عقلانی و نرمال نیست!، اما اشتباهات مهلک پهلوی از سطح (مانند شوآف های اشرافیت و القابی چون والا حضرت همایونی و دست بوسی ها لقب آریامهری و اینها کارهای بی خود و در نهایت ضد موجودیتشان عمل کرد و د رنتیجه فاجعه سقوط ۱۳۵۷ شد و گرفتار شدن مردمان ایران به رژیم به مراتب بدتر از پهلوی ها!)، اما اشتابهات پهلوی ها به هیمن امور سطحی محدود نمی شود، اشتباهات حتا می توان استراتژیک پهلوی هاف از عدم درک توان و موقعیت و نوع کلام و عقیده، اینکه درک درستی پروتکل های مخفی ابرقدرت در دستیابی به سلاح هسته ای و تهدید مکرر به حاکمیت دلار و سرشاخ شدن با حامیان خود (یعنی غرب) برای نشان دادن پز مستقل بودن!، بنگرید به عملکرد دولت های دمکراتیک تا دیکتاتوری سکولار در جهان سومی سابق مانند کره جنوبی و ژاپن و سنگاپور و تایوان و آ.س.آن اولیه (نه آ.س.آن امروز که دیکتاتوری پس مانده کمونیستی بعضا عضو هستند) اینها هیچ وقت اعدها شعارهایی بیش از توان واقعی ندادند!

این مشاوره برای عمردهی به رژیم ج.ا نیست، برخلاف اصلاح طلبان کذایی و ماله کشان صادراتی ج.ا به غرب که تظاهر به دمکراس سکولارخواهی می کنند! نه! کار ج.ا تمام استف یعین اگر امروز – که شابه داشته- باز دست به ایران فروشی و خیانت تکررای کند به منابفع ملی، رژیم ج.ا نمی توان زمان بخرد از فرا از سقوط، یک راه حل احتمالی داشت که پارسال اشخاصی در قالب پیشنهادهایی مانند شبه کودتا و پلان ج یا انقلاب از بالا گفتند، این پیشنهاد باری آن موقع بود که رژیم مرتکب اشتباهات اخیر نشده بود، اگر آن پیشنهادها عمل می کرد و با شوآف شبه کدتایی، اسم و رسم خودش عوض می کرد و با یک شبه مگناکارتا از عمده اپوزیسوین واقعی دعوت به شمارکت در حکومت می کرد و دست از حکومت اسلامی برمیداشت و حداقلی دمکراسی سکولار اجرا می کرد، امروز احتمال بقا داشت. اما دیگر بنظرم دیگر دیر شده است، چوب خطش پر شده، اگر زودتر خودش به به یک دولت انقالی مردمی تحویل ندهد، به سرنوشتی بدرت صدام و قذافی و … دچار خواهند شد. این را می گویم اندک شانس حاکمان و عوامل فعلی است، اما تقریبا مطمئنم حاضر واگذاری مسالمت آمیز قدرت به دولت انتقالی نخواهد دش، وگرنه هم اکنون با یک شبه کودتا شوآفی، سران و رئویس حکومت توسط کودتاچیان برکنار و بازنشسته و خانه شنین شده و دولت کودتا با اعلام یک زمان بندی چند ماه، زمینه ساز تشکیل دولت انتقالی می کرد، همین امروز و نه حتی فردا و یا چند هفته دیگر چه برسد بخواهد شوآف انتخابات ۱۴۰۲ را برگزار کند، اما این کرا نمی کنند و تا آخر ادامه می دهند، سرنوشت حماس، بزودی سراغ رژیم خواهد آمد. اما برخلاف تصور برخی، احتمالا نیازی به تکرار تراژدی غزه نخواهد بود، همان طور بسیاری تحلیل گران دیگر اعلام کرده اند با اولین ضربه بر سر به اصطلاح افعی در تهران، به سرعت مردم و بدنه نیروهای مسلح رژیم چنج را انجام می دهند.

بنظرم نیازی به بمباران وسیع ایران اعم از منابع و مراکز زیرساختی و اقتصادی و مردم عادی نیست. ادامه تحریم به این شکل بی فایده است، با تحریم نه رفتار و نه حتا تغییر در تاکتییک ج.ا روی نخواهد داد، تحریم فله ای و این سبک که رژیم بتواند با چاپ پول و تحمیل تورم (دزدی از مال مردم عادی و خارج از حکومت) و دور زدن تحریم فروش منابع ایران وغارتش، تاثیری ندارد نه بر رفتار و تاکتیک های مقتی (استرازی اش که نابوید تمدن جهانی و غرب است) مانع نمی شود. تنها گزینه چیزی جز رژیم چنج سریع نیست، حتی اولویت بالاتر از نیباتی ها در لبنان و غزه و غیره است. اولویت سر افعی در تهران است.

برای شروع، ممانعت از فعالیت عوامل ج.ا و توله زادگان دزد و رانتی در  غرب و سایر جهان و در حد لزوم دستگیری و بلاک کردن امولشان و نگه داشتن این امول در صندقی به امانت تا استقررا حاکمیت دکراسی سکولار مردمانی (ملی) در  ایران و تحویل این اموال به دولت منتخب واقعی مردم ایران است تا ازان برای اداره و آبادی و آزادی  ایران استفاده شود.

 

بدرود

 

ژنرال دو گل ایران کجاست؟!، برای چندمین بار دیکتاتوری ج.ا ولایی شیعی بزدلی و آدم فروشی اش اثبات کرد برای بقای نننگین و ضد بشری اش متحدان و سمپات ها و مزدورانی خودش ساخته تنها گذاشت!

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)