سقوط آسانسوری قدرت خرید مردم ایران

قدرت خرید مردم ایران به دنبال کاهش درآمدها، ثابت ماندن آن و نازل‌بودن آن در مقایسه با نرخ تورم و گرانی موجود در کشور، روز به روز به صورت آسانسوری تنزل می‌یابد.

قدرت خرید به زبان ساده عبارت است از میزان کالا و خدماتی که یک فرد یا خانوار می‌تواند با درآمد خود در بازه زمانی مشخصی داشته باشد.

بر اساس این شاخص اقتصادی، هر چه قدرت خرید یک نفرد یا خانوار بالاتر باشد، سطح رفاه و آسودگی آن یکه، نیز تضمین‌دارتر و سهل‌الوصول‌تر خواهد بود.

طبق آخرین آماری که توسط یک موسسه آماری جهانی انجام شده است، ایران تحت حاکمیت ملایان در بین ۸۴ کشوری که در سال ۲۰۲۳ میلادی در زمینه قدرت خرید مردم این کشورها مورد بررسی قرار گرفته‌اند در رتبه ۸۱ قرار دارد.

این موسسه آماری تنها سریلانکا، ونزوئلا و نیجزیه را به عنوان کشورهایی با قدرت خرید پایین‌تر مردم آنها از مردم ایران معرفی کرده است.

بر اساس داده‌های آماری این موسسه، ایران در سال ۲۰۱۲ در رتبه ۳۴، از نظر قدرت خرید مردم قرار داشته، اما در طول ۱۱ سال، به تقریبا پایین‌ترین رده سقوط کرده است.

اصلی‌ترین عامل در کاهش سقوطی قدرت خرید مردم ایران را می‌توان نرخ بالای تورم در حاکمیت ملایان دانست که ظواهر امر نشان می‌دهد هیچ کنترل و تنظیمی بر آن حاکم نیست و از قضا سیاست‌های دستوری و نابخردانه ملایان به افزایش نرخ تورم دامن زده و می‌زند.

بدین ترتیب بر اساس آمارهای اعلام شده حکومتی، که قطعا باید در صحت و سقم آنها شک کرد، نرخ تورم در حالی در سال‌ ۱‍۳۹۲ معادل ۲۳.۵ درصد بوده که در سال ۱۴۰۲ به بالای ۴۰ درصد افزایش پیدا کرده است.

کاهش درآمدها یک عامل دیگر کاهش قدرت خرید مردم

عامل دیگر در افت سقوطی قدرت خرید مردم ایران بر این پایه استوار است که حکومت ملایان و دولت‌های منصوب،‌ در سالیان اخیر در تعیین میزان دستمزد حداقلی کارگران، بدون توجه به قوانین مصوب عمل کرده و حقوق و مزایا را دلبخواهی و در اثر فشار نماینده دولت و کارفرمایان تعیین می‌‌کنند.

در این بین قطعا تسمه تورم و گرانی از گرده طبقات محروم و اقشار کم درآمد جامعه کشیده شده و می‌شود.

به نحوی که در سال ۱۳۹۲ درآمد سرانه واقعی مردم ایران، معادل ۳۰ میلیون تومان بوده که این رقم در سال ۱۴۰۲ به ۲۰ میلیون تومان کاهش پیدا کرده است.

به عبارت دیگر در طول تقریبا یک دهه گذشته، درآمد سرانه مردم ایران تقریبا ۳۰ درصد کاهش داشته که این بدان معناست که یک سوم قدرت خرید مردم ایران از بین رفته است. [کاهش هولناک قدرت خرید مردم و درماندگی طبقات فرودست]

شایان ذکر است درآمد سرانه از تقسیم تولید ناخالص داخلی، بر تعداد کل جمعیت کشور اطلاق می‌شود و نباید با میزان حقوق اشتباه گرفته شود.

به بیان ساده‌تر یعنی به ازاء هر فرد در یک کشور در بازه زمانی مشخص، مثلا یک سال چه میزان درآمد ایجاد شده است.

قطعا و با نگاهی به آمارهای درآمد و هزینه‌ها، آنچه منتج می‌شود این واقعیت است که قدرت خرید مردم ایران روز به روز کاهش پیدا کرده و هر سال با کاهش میزان درآمد و ارزش واقعی آن، هزینه‌ها و ارزش واقعی آن افزایش پیدا کرده و قدرت خرید روز به روز از بین می‌رود.

ابعاد فاجعه نیز در آنجا رخ می‌نماید که با کاهش و افول قدرت خرید مردم در دراز مدت، این امر بر روی سرمایه‌گذاری و تولید کشور نیز تاثیر مستقیم گذاشته و به دلیل کم‌بودن تقاضا، تولید نیز دچار رکود شده و از آن سو،‌ به طور مضاعف، درآمدها کاهش پیدا کرده و این چرخ به دور و تسلسلی می‌افتد که ظاهرا پایانی برای آن متصور نیست.

نتیجه این امر آن می‌شود که ایران تحت حاکمیت ملایان در جهان جزء تنها سه چهار کشوری است که نرخ تورم رسمی در آن بالای ۴۰ درصد است.

از سوی دیگر فقدان رشد تولید ملی نیز مولفه‌یی سقوطی بوده و در طول ۱۰ سال گذشته بنا بر اذعان داده‌های آماری و اظهارات اقتصاددانان حکومتی، رقمی نزدیک به صفر بوده است.

بدین ترتیب، آن گونه که دیگر امروز اقتصاددانان حکومتی نیز حتی ابایی به خود راه نمی‌دهند که این وضعیت را ناشی از مدیریت ارتجاعی ملایان دانسته و اعلام می‌دارند که در ایران، «اقتصاد گروگان سیاست شده است»!

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)