مذاکرات اتمی و بازی موش و گربه خامنهای
اظهارات اخیر محمد مرندی، مشاور تیم مذاکرهکننده هستهیی خامنهای که «تعلل آمریکا» را مانع اصلی احیاء برجام برای خامنهای معرفی کرده، این سوال را در اردوی جناح رقیب برانگیخته چه کسی در حاکمیت ملایان مانع این امر شد؟
در این هیچ شکی نیست و مقامات دولت روحانی نیز بارها با شواهد و مستندات اعلام کردند که در جریان مذاکرات اتمی با غرب، جناح خامنهای اقدام به کارشکنی در مورد مذاکرات کرده و به عنوان مانع در این راه عمل میکرده است.
اما اضطرار اقتصادی خامنهای را بر آن داشت که با روی کار آوردن دولت ابراهیم رئیسی، پای معامله و مذاکرات اتمی برود.
با این تیر خامنهای دو هدف را نشانه رفته بود، اول آن که خود را از بحران اقتصادی ناشی از تحریمها برهاند و دوم آن که امتیاز و دستاورد کسب توافق با «شیطان بزرگ» را به کیسه نورچشمیاش یعنی ابراهیم رئیسی بریزد.
با این وجود زیادهخواهی خامنهای و وجود برخی تشتتها در اردوی او مانع از این شد که مذاکرات اتمی که پس از روی کار آوردن رئیسی شروع شد، زود به نتیجه برسد.
سرانجام نیز زیادهخواهیهای خامنهای باعث شد که توافقی که گفته میشد در تابستان ۱۴۰۱ در دسترس دیده میشد به محاق برود و با شروع اعتراضات در ایران از دستور کار غرب خارج شود.
حال جناح مغلوب حاکمیت و در راس آنها دولت روحانی ادعا میکنند که، (همان گونه که پیش از این نیز اعلام و ادعا کرده بودند) توافق عملا در مذاکرات اتمی در اسفند ۱۳۹۹ میتوانست نهایی شود اما مصوبه «اقدام راهبردی مجلس» در ۱۱ آذر ۱۳۹۹ مانع از توافق شد.
روحانی همچنین در تیرماه ۱۴۰۰ اعلام کرده بود که اگر به عراقچی، مذاکرهکنندهی هستهیی آن زمان حکومت ایران، اختیار داده شود، توافق احیای برجام همین امروز میتواند نهایی شود.
مذاکرات اتمی؛ گشتن به دنبال مقصر ناشی از چیست؟
پس از آن نیز بارها حسن روحانی و سکاندار خارجهاش، جواد ظریف غیرمستقیم کارشکنی اردوی خامنهای را مورد تلویح و تصریح قرار داده بودند.
از سوی دیگر برخی اظهارات روحانی در ماههای بعد بر ابهامات ماجرا افزود.
وی از جمله در اردیبهشت ۱۴۰۲ اعلام داشت که در اسفند ۱۳۹۹ یا فروردین ۱۴۰۰ احیای برجام در دسترس بود و دولت وی توانسته بود امتیاز خروج سپاه از لیست تروریستی و لغو تحریمهای دفتر خامنهای را از آمریکا بگیرد و این موضوع را به خامنهای نیز خبر داده بود و خامنهای از این موضوع «خیلی خوشحال» شده بود اما این توافق انجام نشد.
دلیلی که صحت گفتههای روحانی را تایید مینماید را نیز میتوان در این خلاصه کرد که در حکومت ایران و حتی در اردوی خامنهای هیچ کس صحت سخنان وی را تکذیب نکرده و حتی زیر علامت سوال نبرده است.
روحانی اما از این موضوع پرده برنمیدارد که اگر خامنهای رضایت به چنین توافق و معاملهیی داشته است، چرا و به چه دلیل مذاکرات اتمی بدون نتیجه معلق ماند و به نتیجه نرسید و چه کسی مانع دستیابی به توافق شد.
امری که بر پیچیدگی موضوع مذاکرات اتمی و توافقی که تاکنون حاصل نشده میافزاید و موضوع مذکور را به «بازی کی بود کی بود؟» تبدیل کرده است.
حالا در حالی که از ۱۳ فروردین ۱۴۰۰ تا مرداد ۱۴۰۱، تقریبا ۸ دور مذاکرات وین به طول انجامید و در حالی که بسیاری بر این عقیده هستند که در دور آخر، یعنی در تابستان ۱۴۰۱ توافق به آخرین مراحل خود نزدیک شده بود، به ناگهان حکومت ایران اعلام کرد که توافق پیشنهادی جوزف بورل را قبول ندارد! [آیا مذاکرات اتمی دوباره دچار مرگ زودرس شده است؟]
اما اکنون محمد مرندی «تعلل» آمریکایی را دلیل عدم دستیابی به توافق عنوان میدارد در حالی که جوزف بورل پس از عدم قبول حکومت ایران در آن زمان در شهریور ۱۴۰۱ اعلام داشت که توافقی بهتر از این دیگر هرگز در دستور کار نخواهد بود.
به بیان دیگر بورل حکومت ایران را مقصر اصلی عدم حصول توافق میداند و نتیجه میگردد که سخنان مرندی یاوه بوده و کارشکنی از سوی ملایان بوده است.
اما در ورای اظهارات دو جناح خامنهای، شسکت خامنهای و دولت رئیسی در دستیابی به توافقی در حد قابل قبول با آمریکا و دستاوردسازی برای دولت رئیسی را میتوان به عنوان دلیل اصلی بازی «کی بود کی بود من نبودم» خامنهای و شرکاء مطرح ساخت.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.