توافق عربستان و اسرائیل، شکستی بزرگ برای سیاست منطقهیی خامنهای
به دنبال اظهارات بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، مبنی بر نزدیک بودن موعد توافق بین سعودی و اسرائیل، موجی از نگرانی در بین ملایان تهران برانگیخته شد. آیا توافق عادیسازی روابط بین عربستان و اسرائیل به منزله شکست سیاستهای منطقهیی و تروریسم خامنهای به شمار میرود؟
وقتی بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل خبر از آن داد که دو کشور اسرائیل و عربستان سعودی به زودی به توافق عادیسازی روابط با یکدیگر میرسند، به ناگه آب در خوابگه مورچگان ملایان در تهران ریخت.
دیر زمانی بود که حکومت ملایان با برگ ائتلاف کشورهای مسلمان در برابر اسرائیل بازی میکرد، نوید پاک کردن این کشور از روی نقشه جغرافیا را میداد و در میادین پایتخت، ساعتشمار معکوس پایان عمر این کشور را نصب میکرد.
مانند تمامی کارکردهای حکومت ملایان این نیز تنها مانور و بازیهای تبلیغاتی بود.
حافظهی تاریخی مردم ایران فراموش نکرده است زمانی را که در جنگ خمینی ساخته با عراق، خمینی دست به دامان اسرائیل شده و از این کشور موشکهای «تاو» برای جنگ با کشور «برادر و مسلمان» عراق خرید که اکثریت مردم آن نیز مانند ایران شیعه هستند، امری که بعدها توسط حسینعلی منتظری، قائم مقام خمینی نیز مورد اذعان و اعتراض قرار گرفت.
در واقع حکومت ملایان به فراخور منافع خود، با برگ اسرائیل و دشمنی یا معامله با او بازی میکند.
در سالهای اخیر که با ابتکار دونالد ترامپ موضوع «صلح ابراهیم» بین کشورهای عربی و اسرائیل پا گرفت و در گذشت ایام بر تعداد کشورهایی که به عادیسازی روابط با اسرائیل همت میگماشتند افزوده شد، خامنهای ابتدا این موضوع را جدی نمیپنداشت.
در همین حال خامنهای در قالب سیاست منطقهیی خود تروریسم و دخالت در بسیاری از کشورهای عربی را در دستور کار خود و نیروهای مزدور شبهنظامیاش گذاشته بود.
همان دخالت نظامی و تروریسم در کشورهای عربی منطقه که به نظر میرسد بینیاز از توضیح و تفسیر است، از دخالت در امور داخلی عراق، بحرین، امارات، عربستان، کویت، فلسطین، لبنان، سوریه تا لیست بلند بالای دیگر…
سیاست منطقهیی خامنهای زیر سایه توافق سعودی و سرائیل
خامنهای در قالب این سیاست منطقهیی به دنبال نفوذ و بسط نفوذ خود در منطقه در تضاد منافع با کشورهای مسلمان عرب حاشیه خلیج فارس بود.
میلیاردها دلار ثروتهای مردم ایران خرج تنور سیاست منطقهیی خامنهای شد تا وی ابتدا به ساکن به سیاست تهدید و تروریسم خود و «صدور انقلابش» بپردازد و در مرحله ثانوی، سد را در بیرون از مرزهای کشور ببندد.
خامنهای و دیگر سران حکومت ملایان بارها به صراحت اعلام داشتهاند که اگر در خارج از مرزها سد نبندیم باید در شهرهای ایران و در استانهای ایران با «دشمن» بجنگیم.
تا پیش از طرح و برنامه «صلح ابراهیم» خامنهای خطر جدی در منطقه احساس نمیکرد اما به واسطه دخالتهای بی حد و حصرش در کشورهای منطقه، کشورهای حاشیه خلیج فارس تدریجا به سوی جبههبندی در مقابل خامنهای و سیاست منطقهیی او و توافق و عادیسازی روابط با اسرائیل رفتند.
در میان کشورهای حاشیه خلیج نیز تا زمانی که موضوع توافق بین سعودی و اسرائیل جدی نشد، خامنهای وقع چندانی به توافق سایر کشورها نمیگذاشت.
به محض آن که گمانهی توافق سعودی ـ اسرائیل جدی شد، خواب خامنهای برآشفت و در پی عادیسازی توافق با سعودی برآمد.
در این اثناء خامنهای «برادران کمونیست چینی» خود را به اضطرار به کمک گرفت تا میانجی دو کشور مسلمان سعودی و ایران شوند!
عامل دیگر نیز حمایت سعودی از اعتراضات سال ۱۴۰۱ بود که به این توافق ضرورت مضاعف داد.
خامنهای میپنداشت در توافق با سعودی میتواند مانع توافق این کشور با اسرائیل و حمایت آن از اعتراضات در ایران شود، هر تحقیری از جانب سعودی از جمله ترک سالن کنفرانس از سوی وزیر خارجه سعودی در دیدار با امیر عبداللهیان را پذیرفت و دم برنیاورد، به نمایش درآوردن تصاویر سران سعودی منقش بر فرش در نمایشگاه فرش تهران نیز در این زمره بود.
چون اضطرار دیگری داشت و باید مانع میشد تا سعودی به سوی توافق با اسرائیل برود و این نیز در واقع بخشی از سیاست منطقهیی خامنهای بود. همزمان خامنهای با تحریک گروههای مزدور و شبه نظامی خود در لبنان و فلسطین هر روز بشارت! پایان اسرائیل را میداد. [چرا خامنهای در حال تنشآفرینی در لبنان و فلسطین است؟]
خاصه آن که برخی اعتراضات علیه روند اصلاح قضایی در اسرائیل صورت گرفت و خامنهای به اشتباه آن را نارضایتی مردم اسرائیل از سیستم حاکمهی این کشور تعبیر و تفیسر کرد.
اما حریفان خامنهای نیز دست وی را خوانده و پیشدستی کردند. در آن سوی میز نیز اسرائیل خیز بلندی به سوی توافق با عربستان برداشت و با سخنرانی نتانیاهو در سازمان ملل خامنهای دریافت که در حال باخت سیاست منطقهیی خود است.
از آن روز لحن سران حکومت ملایان از جمله خامنهای و رئیسی و رسانههای وابسته علیه سعودی و مقامات این کشور کاملا تغییر کرد و لحنی کاملا تهدیدگونه به تروریسم گرفت.
امری که به وضوح نشان از شکست سیاست منطقهیی خامنهای میدهد در حالی که وی در سیاست داخلی خود نیز در مقابل مردم ایران شکست خورده است.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.