خامنهای مذاکره با «شیطان بزرگ» درد یا دوا؟
با اضطرار و نیاز شدیدی که خامنهای به توافق اتمی و مذاکراه با آمریکا دارد و نیاز به دستاوردسازی برای دولت رئیسی و زمزمههای دادن اذن مذاکره مستقیم با آمریکا، این سوال رخ مینماید که آیا دخیل بستن وی به دامان کدخدا دردی از وی دوا خواهد کرد؟
وبسایت خبری امواج مدیا مستقر در انگلستان در روز سهشنبه ۴ مهر ۱۴۰۲ اعلام کرد که خامنهای به تیم مذاکرهکننده هستهییاش اجازه داده است که به طور مستقیم با مقامات آمریکایی دیدار و گفتگو کنند.
طبق اعلام این وبسایت خبری تحلیلی، برخی مقامات حکومت ایران که به شرط ناشناس ماندن سخن میگفتند به این سایت گفتهاند بر اساس این اجازه، علی باقری کنی معاون سیاسی وزارت خارجه حکومت ایران و مذاکرهکننده ارشد هستهیی در آیندهیی نزدیک با مکگرک، هماهنگکننده کاخ سفید در امور خاور میانه و شمال آفریقا دیدار خواهد کرد.
هر چند اصل این خبر از سوی وزرات خارجه حکومت ایران تکذیب شد، اما شواهد نشان میدهد که این تکذیبیه، خود تکذیب میشود، چرا که هم خامنهای و هم آمریکا نمیخواهند در صورت شکست مذاکرات مستقیم، هزینه آن را بدهند به این مفهوم که خامنهای تابوی مذارکه با «شیطان بزرگ» را دارد و بایدن در آستانه انتخابات است و شکست برای هر دو ذلتی مضاعف به شمار میرود.
شایان ذکر است پیش از این امواج مدیا برخی اخبار مربوط به مذاکرات حکومت ایران با غرب را افشاء کرده بود که با انکار و تکذیب حکومت روبرو شد اما با گذشت زمان مشخص گردید که این اخبار واقعیت داشته است.
از جمله در ابتدای سال جاری خورشیدی این وبسایت دیدار باقری کنی با انریکه مورا و مقامات ارشد تروئیکای اروپایی را فاش ساخت که مورد بعدا مورد تصدیق وزارت خارجه آلمان قرار گرفت.
حالا هر چند که وزارت خارجه ملایان این خبر را تکذیب کرده است اما دادههای رسانهیی حکومتی حاکی از آن است که به نظر میرسد چنین خبری واقعیت داشته باشد؛ گذشت زمان اثبات یا عدم اثبات این موضوع را تایید خواهد کرد.
چرایی بیفایده بودن مذاکرات برای خامنهای
پیش از این حسین امیرعبداللهیان وزیر خارجه خامنهای، بازگشت به توافق را مشروط بر آمادگی کشورهای غربی دانسته بود.
وی همچنین در روزهای اخیر صحبت از تمایل حکومت ایران به مذاکرات با واسطهگری و بر اساس طرحهای عمان و ژاپن سخن به میان رانده بود؛ امری که نشان میدهد ادعای امواج مدیا نمیتواند پر بیراه باشد.
اما با وجود تمامی شواهد و قرائن حتی اگر خیز خامنهای برای آغاز مذاکرات هستهیی و مذاکرات مستقیم با آمریکا در دستور کار حاکمیت ملایان باشد، میتوان گفت دخیل بستن خامنهای به دامان کدخدا دردی از دردهای وی دوا نخواهد کرد.
برای این مدعا دلایل و گزینهها فراوانند؛ ابتدا به ساکن باید توجه شود که آمریکای بایدن در آستانه انتخابات ریاست جمهوری قرار دارد و سعی میکرد در مدار مدارا با خامنهای بر سر برنامه هستهیی و سایر موضوعات مورد مناقشه بچرخد و بچرخاند.
از سوی دیگر سیاست مدارا که به نوعی نیز میشود آن را سیاست مهار نامید شاید برای کدخدا هزینه چندانی نداشته باشد اما برای خامنهای که در درون کشور با تضادهای فرساینده و مطالبات روزافزون مواجه است، عین سیاست فشار حداکثری ترامپ عمل کرده و خواهد کرد. [آیا مذاکرات اتمی دوباره دچار مرگ زودرس شده است؟]
مضاف بر این میتوان افزود که سایر تضادهای ناشی از سیاستهای خامنهای مانند دخالت در جنگ اوکراین و جاهطلبیهای موشکی نیز عامل تشدید تضاد حاکمیت ملایان با غرب و به خصوص تروئیکای اروپایی شده و میشود.
تصدیق آن که در هفتههای اخیر تروئیکای اروپایی به جوزف بورل، رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا اطلاع دادهاند که برخی تحریمهای بند غروب ذیل برجام را که قرار است در ۲۶ مهر سال جاری تعلیق شوند، ادامه خواهند داد.
افزون بر این دلایل دیگری را میتوان به بیدرمانی درد خامنهای حتی در زیر لوای آویختن به دامان کدخدا برشمرد.
در صورت شروع هر گونه مذاکرات مستقیم نیز نه حکومت ملایان در نقطه توافق سال ۲۰۱۵ قرار دارد و حاضر به دادن امتیازات پیشین است و نه آمریکا مطالباتی در حد نازل آن موقع دارد.
قطع یقین طرفین بر روی میز سرخ باید بر روی مرز سرخهای خود به مذاکره بنشینند که نتیجه چنین مذاکراتی نیز به نظر نمیرسد مرحمگونه بر دردهای خامنهای باشد.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.