عرصه پزشکی، آخوندهای جنسیتزده و جامعهی جسور و بیباک
عرصه و منظری در ایران تحت حاکمیت ولایت فقیه نیست که از دستاندازی سیستم قرون وسطایی ولایت فقیه و ملایان جنسیتزده در امان مانده باشد؛ حتی عرصه پزشکی.
به دنبال ناکارآمدی دولت ابراهیم رئیسی در زمینه اقتصادی در کشور، جامعه ایران از ابتدای سال ۱۴۰۱ شاهد انواع بخشنامه، ابلاغیه و… بود که از سوی ارگانهای مختلف دولت رئیسی ابلاغ میشد و ادارات و سازمانهای دولتی و در مجموع هر ارگانی را که ارباب رجوع داشت را موظف میساخت که به افرادی که پوشش مورد نظر ولایت فقیه را رعایت نکنند، خدماترسانی نکنند.
این رویکرد جنسیتزده در قاموس ملایان و دم و دستگاه ولایت فقیه دور از انتظار نبوده و نیست و انتظاری نیز جز این نمیرود.
در بررسی جریانگونه این سیاست، در شهریور ماه ۱۴۰۱ و با تشدید فعالیتهای سرکوبگرانه از جمله در کف خیابان بود که قتل حکومتی مهسا امینی به دلیل موضوع پوشش رقم خورد و قیام و اعتراضات سراسری را برانگیخت که میرفت تا تاروپود ولایت فقیه را از هم جدا سازد.
اما ولایت فقیه از این سونامی، ولو موقت جان سالم به در برد، متعاقبا جامعه نوعی سیاست اجتماعی تمسخر حاکمیت با عدم رعایت پوشش اجباری و اختیارکردن پوشش اختیاری را به عنوان یک روش اعتراض برگزید.
هر چند جامعه ایران و حکومت ولایت فقیه به خوبی میدانند که اصل دعوا نه فقط بر سر پوشش اختیاری، بلکه بر حق حاکمیت سلبشده مردم ایران توسط آخوندهاست، اما این تقابل اجتماعی مردم، باعث شد حکومت ولایت فقیه برای پرهیز از فتح سنگر به سنگر حاکمیت، بیش از پیش به سیاستهای واپسگرایانه در مورد موضوع نوع پوشش و موضوعات مربوط به آن روی آورد.
از جملهی این اقدامات سرکوبگرانه، تفکیک جنسیتی در تمامی عرصهها و شئون زندگی مردم ایران، حتی در خصوصیترین اماکن بود.
دانشگاهها، مدارس، ادارات و… دامنه پیشبرد این سیاست ارتجاعی تا بدان جا گسترده میباشد که از حوصلهی این مقال خارج میباشد.
تفکیک جنسیتی پزشکان رهاورد شوم دیگر ملایان
اما شاید یکی از عجیبترین این سیاستها مربوط به حوزه سلامت، درمان و پزشکی بود که ابتدا عنوان شد که مراکز درمانی و پزشکی از ارائهی خدمات به افراد دارای پوشش اختیاری، ممنوع هستند و در ادامه و در خیزی پیشرونده بر تفکیک جنسیتی پزشکان مرد وزن و مداوا بر اساس پزشک همجنس تاکید و دستورالعمل آن ابلاغ شد.
آن چه به هویت و ماهیت ملایان ایران برمیگردد، این امری عجیب نیست، نگاهی جنسیتی به حرفه و شغل قشری که حیات و ممات افراد جامعه مستقیما به حرفه آنها بستگی دارد.
اما ناگفته نماند که ملایان با این سیاست، علاوه بر مطالبات واپسگرایانهی خود، مطلب و مقصد دیگری را نیز در قالب تفکیک جنسیتی در حوزه پزشکی پیگیری میکند و آن سنجیدن میزان حساسیت و واکنش جامعه پزشکی به عنوان یکی از آگاهترین اقشار جامعهی کشور که سوگندی یاد کردهاند که حرفه خویش را فارغ از هر تعلق جنسیتی، نژادی، مذهبی، و… پیش ببرند. [فروپاشی جامعه پزشکی یا فروپاشی سیستم سلامت در ایران]
به دیگر بیان عدم واکنش مردم و جامعه پزشکی به سیاستهای جنسیتی ملایان، قطعا این قشر فسیل و وابستگان به آنان را جریتر خواهد کرد که در آتی گامهای بدتر و قرون وسطایی در مورد حوزه سلامت اتخاذ کنند.
از این رو بر جامعه شهروندی ایران و خاصه جامعه سلامت و پزشکی است که مطابق با سوگندی که در ابتدای حرفه خود بدان، تعهد پایداری و پاسداری دادهاند، وفادار مانند، هزینه آن را پرداخته و جلو سیاستهای جنسیتزده ملایان ایران بایستند و جلو قربانیشدن ارزشهای پایهیی انسانی و پزشکی را گرفته و حریم پاک و پاکیزه آن را حرمت نگاه دارند.
بیشک هر ایرانی از زن و مرد و… از سنین کودکی به یاد میآورد که دایره طبابت و حرمت نگاهبانی از نفوس انسانی، در عرف جامعه ایران به ضربالمثل تبدیل شده و همگان ما شنیدهایم که از قدیم میگفتند «پزشک محرم انسان به شمار میرود».
حال بر ما به عنوان جامعه شهروندی و ترجیحا بر پزشکان و جامعه پزشکی و به طور عام، حوزه سلامت است که از این حریم پاک با ایستادگی در مقابل افکار قرون وسطایی و جنسیتزدهی ملایان ایران، مراقبت و پاسبانی کنیم.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.