بعد از چهارم مهرماه ۱۴۰۰ حقایق در عرصه‌های مختلف سیاسی و اقتصادی که انسان با آن سر در گریبان است دچار تفاوت‌های فاحش گشت.
حتی می‌شود گفت که انتخاب کلمه‌ی سال ۲۰۱۶ میلادی فرهنگ لغت انگلیسی نیز به این ظهور حقایق تازه ربط دارد.
عرصه‌ی سیاست و سیاست‌ورزی به شناخت دقیق و حقیقی ساحت‌ های مختلف زندگی ربط دارد. اکنون جمهوری اسلامی و اپوزوسیون‌های مختلف‌اش از منتهی علیه راست تا منتهی علیه چپ باید دیدگاه های خود را در خصوص این حقایق تازه افشا شده، بیان کنند.
هر گونه طفره رفتن یا تلاش برای سرپوش گذاشتن روی این حقایق به مثابه خیانت به مردم ایران است.
حال با این مقدمه می‌روم سر اصل مطلب.

طبق آمار صندوق جهانی پول ارزش کل اقتصاد ایران کمتر از دو تریلیون دلار برآورد شده است ولی در چهارم مهرماه مجموعه اسناد حقیقی به نام «کنسرسیوم توسعه ایران زمین» توسط یک تاجر پاک‌دست ایرانی به نام سعید محمدی دورکی منتشر شد که بیش از آن رقم تخمینی صندوق جهانی پول را در دو انبار نگهداری از کالاهای باارزش فرودگاه عمان و بندر مرسین ترکیه نشان می‌داد. بیش از دوهزار و سیصد میلیارد دلار آمریکا!

اگر صحنه‌ی نمایش سیاست بین‌الملل علی‌الخصوص مابین دولت مستقر در ایران و ایالات متحده را نگاهی بیندازیم خواهیم دید که کارت اصلی بازی به نام «تحریم‌ها» که عامل فشار به مردم ایران است توسط دولت‌های آمریکا و جمهوری اسلامی بازی می‌شود. در حالی‌که در سند فدرال رزرو آمریکا در معرفی نامه‌ی دارایی‌های رئیس هیأت مدیره کنسرسیوم که سال ۲۰۱۷ منتشر شده است به صراحت اعلام می‌کند که تمامی این ثروت و دارایی های ایران به انقلاب ۱۹۷۹ و اختلافات فی مابین دولت جمهوری اسلامی و آمریکا ربطی ندارد.
پس اگر واقعا کسی دنبال حل مسأله تحریم‌ها می‌بود می‌توانست به راحتی آن مسأله را با کمک سیستم حقوق برطرف کند ولی عملکرد مسئولین دو کشور کاسب بودن در سایه‌ی تحریم‌ها را نشان می‌دهد.
بعد از کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ یک کنسرسیومی متشکل از ۱۶ کمپانی خارجی و شرکت نفت ایران و انگلیس بسته شد که این کنسرسیوم سال ۱۹۷۹ به روایت محمدرضا پهلوی به اتمام می‌رسید ولی درست آن سال یک انتقال قدرت در سایه‌ی شلوغ کاری و به نام انقلاب به مردم ایران تحمیل گشت.
طبق اسناد و دارایی‌های کنسرسیوم توسعه ایران زمین، مردم ایران ثروتمندترین مردم جهان هستند و این اولین حقیقت تازه‌ای هست که تمام فعالان سیاسی کشور باید آن را لحاظ کنند.
حال با توجه به این واقعیت طرفداران سلطنت در ایران چه می‌گویند؟ این روزها شاهد تاسیس یک حزب به نام «حزب ایران نوین» توسط جمعی از طرفداران نظام سلطنت و شخص رضا پهلوی هستیم. آنها باید بسیار رک و راست نظرشان را در این خصوص اعلام کنند . یا عده‌ای به نام فعالین «ری‌استارت» دارند برای کسب قدرت سیاسی تلاش می‌کنند بسیار راهگشا خواهد بود که شخص سیدمحمد حسینی نظرات خود و جریان سیاسی مطبوعش را در این خصوص اعلام دارد.
فعالین سیاسی جبهه ملی که طرفدار محمد مصدق هستند نیز باید در این خصوص اعلام نظر کنند.
حتی فعالین سیاسی قومیت‌های مختلف ایرانی از آذربایجان گرفته تا کردستان و خوزستان و سیستان و بلوچستان و سایر اقوام محترم ایرانی باید نظر خود را در این خصوص و ثروت تازه آشکار شده به روشنی بیان دارند.

تاریخ‌دان‌ها متاسفانه قرارداد ۱۹۳۳ را به مثابه اولین قرارداد کنسرسیوم می‌نامند در حالی اولین کنسرسیوم بعد از به آتش انداختن قرارداد دارسی توسط رضاخان میرپنج در ۱۳۱۱ توسط فشار دولت بریتانیا بسته شد که تبعات آن عوض کردن نام کشور از «پرشیا» به ایران بود.

در پایان ذکر این نکته الزامیست که حرکت جناب آقای سعید محمدی دورکی و تشکیل نهضت سفید توسط ایشان یک حرکت سیاسی برای کسب قدرت سیاسی از طریق رای یا غیره نیست. حرکت ایشان حرکتی روشنگرانه برای روشن کردن سه بعد اصلی انسان همانا «معنویت، اقتصاد و سیاست» با کمک گرفتن از اسنادی‌ست که بیش از پنج‌هزار سال است از انسان ساکن در کره‌ی زمین مخفی شده است.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)