لایحه حجاب و عفاف و یک بام و دو هوای حکومت ولایت فقیه

در حالی که ظواهر امر نشان می‌دهد که برخی در درون حکومت ایران عجولانه، به دنبال تصویب لایحه حجاب و عفاف هستند، اما این امر تا کنون معلق باقی مانده است؛ سیاست یک بام و دو هوای حکومت ایران پیرامون تصویب این لایحه ناشی از چیست؟

گزافه نیست اگر بگوییم که حکومت ولایت فقیه در موضوع پوشش، که در درون حکومت ایران «حجاب» نامگذاری شده است در بن‌بستی مرگبار به سر می‌برد.

شاید بتوان نقطه عطف در این زمینه را اعتراضات سراسری سال ۱۴۰۱ دانست، این موضوع که با محوریت قتل حکومتی مهسا امینی به دلیل «بی‌حجابی» در بازداشت «گشت ارشاد» حکومت ایران رخ داد، علاوه بر اعتراضاتی کاملا سیاسی که خواهان پایان حکومت ولایت فقیه بود، در حاشیه خود، موضوع پوشش اختیاری زنان را در جامعه ایران بار دیگر نمودار ساخت.

سالیان و دهه‌‌های متمادی بود که حکومت ملایان، با قوانین ساخته و پرداخته، شهروندان ایرانی، به خصوص زنان را به تحمل پوشش مد نظر حکومت مجبور ساخته بودند.

اما پس از اعتراضات سال ۱۴۰۱، موضوع حجاب اجباری و تحمیل نوع پوشش به زنان به یکی از موضوعات مورد مناقشه‌ی بین شهروندان ایرانی و حکومت تبدیل شد.

تقابلی گسترده بین شهروندان و حکومت که می‌توان گفت هر چه از هسته‌ی اصلی اعتراضات فاصله گرفتیم، عمق تخاصم را بین طرفین مخاصمه بیشتر کرد. [لایحه حجاب و عفاف؛ سنگی که روی پای خامنه‌ای خواهد افتاد]

هر چند موضوع نوع پوشش، به عنوان یک خواسته‌ی اولیه شهروندی مطرح است و قطع یقین مردم ایران در بستر اعتراضات سال ۱۴۰۱، مطالبات بسیار فراگیرتری از جمله، نه به حکومت اجباری و نه به دین اجباری را خواستار شدند، اما این مقوله برای حکومت از جنبه‌هایی اهمیت به سزایی دارد.

چرایی تعلل حکومت برای تصویب لایحه حجاب و عفاف

حکومت ولایت فقیه به درستی می‌پندارد که اگر این سنگر را به مردم ایران و زنان جامعه تحویل دهد و آن را خالی کند، قطعا این موضوع باعث پیشروی زنان می‌شود.

به دیگر بیان وقتی جامعه‌ی شهروندی به عینه ببیند که در مقابل پافشاری خود، توانست حکومت را از یکی از سنگرهای سالیان ساخته و محکم‌کرده عقب براند، این مهم انگیزه و انرژی بسیاری برایش پدید می‌آورد که به سوی فتح سنگرهای بعدی، تا براندازی حکومت ولایت فقیه پیشتاز شوند.

از این رو حکومت ایران می‌داند که نباید تا آنجا که می‌‌تواند، این سنگر را خالی کند و تا آنجا که این مسئله به مسئله‌ی بود و نبودش، گره بخورد،‌ در آن ایستادگی خواهد کرد.

اما این موضوع معادله‌یی تک‌مجهولی نیست، به دیگر بیان، حکومت ولایت فقیه در حال بهره‌برداری دیگری از این موضوع است.

به این صفت که با یک سیاست کج‌دار و مریز، سعی می‌‌کند در پسا اعتراضات، خواست مردم را به مقوله‌ی حداقلی، نوع پوشش تقلیل داده و جامعه را در حد همین مقوله درگیر نگاه دارد.

از این رو به عیان دیده می‌شود که سیاست خود را در این زمینه یکدست نمی‌کند و روزی با اعلام و روز دیگر با انکار در زمینه تصویب لایحه حجاب و عفاف روبرو هستیم.

به عبارت دیگر حکومت ولایت فقیه هر روز با تبلیغات گسترده‌ی رسانه‌یی و با استفاده از جناحین حاکمیت، سعی می‌کند این تنور تبلیغاتی را داغ نگاه دارد و سطح مطالبات جامعه را در همین حد نگاه دارد.

اما ۲ عامل تاثیرگذار دیگر نیز در این زمینه خود را بروز می‌دهند که مانع از این می‌شود که حکومت یکسویه خیز تصویب لایحه حجاب و عفاف را بردارد.

اول ترس از جرقه‌ اعتراضات بر سر موضوع «حجاب» در حالی که در آستانه‌ی اولین سالگرد اعتراضات ۱۴۰۱ قرار داریم و حکومت با و بدون این جرقه ترس از خیزش و اعتراضات دارد.

و دوم این که حکومت در ماه اسفند سال جاری، نمایش انتخابات مجلس را در پیش دارد و تصویب قطعا همراه با مخالفت افکار عمومی، می‌تواند چالشی گسترده برای این نمایش و تبلیغات شرکت مردم در آن و «خرید مشروعیت برای نظام» باشد.

از این رو به نظر می‌رسد با دلایلی که ذکر شد دست کم، تا پسا سالگرد اعتراضات و متعاقب آن تا از سر گذراندن نمایش انتخابات مجلس، حکومت ولایت فقیه در بن‌بستی مرگبار برای تصویب لایحه حجاب و عفاف قرار دارد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)