نخبگان حکومتی و سفارش به جام زهر برای خامنهای
در ماههای اخیر نخبگان حکومتی که بیشتر از سنخ جناح مغلوب حاکمیت هستند در تلاشند تا راه خوردن جام زهرهای بیشتر و غلط کردمگویی را در زمینه توافق و گفتگوی با آمریکا به خامنهای نشان دهند.
سیلی از موضعگیریها عمدتا در جناح مغلوب حاکمیت به راه افتاده است که نخ نبات آنها یک مسیر را پیش روی حکومت ولایت فقیه و خامنهای میگذارد؛ توافق و مذاکره با آمریکا و بازگشت به توافق برجام.
از محمد جواد ظریف وزیر خارجهی پیشین حکومت ایران که اخیرا در خانهی اندیشمندان حکومت ولایت فقیه سخنرانی کرد و پیشنهاد موازنه بین شرق و غرب را در پیش پای خامنهای گذاشت، تا سخنان اخیر علیاکبر صالحی که او نیز از اردوی جناح مغلوب حاکمیت به شمار میرود و پیرامون تنشزدایی با غرب و در رأس آنها آمریکا سخن به میان آورد و آن را پیش پای خامنهای گذاشت.
شکی در این نیست که همان گونه که خامنهای با منصوبکردن ابراهیم رئیسی و در فقدان دستاوردی در عرصه اقتصادی و داخلی مجبور شد تا در زمینه سیاست خارجی، برای دولت رئیسی دستاوردسازی کرده و از طریق چین وارد رابطه با عربستانی شود که تا چند سال پیش فریادهای «فتح مکه» را از حنجره مداحان حکومتیاش بیرون میداد، و همان گونه که در حال حاضر در پی عادی سازی روابط با مصر میباشد، در ادامه نیز به دلیل قفل بودن و منزوی بودن اقتصاد و سیاست حکومت ولایت فقیه مجبور خواهد شد تا گزینه تعامل با آمریکا را در پیش بگیرد.
قطع یقین در شرایطی که بحرانهای داخلی و قیامهای سراسری در چند سال اخیر به تناوب امان خامنهای و حکومت ولایت فقیه را بریده است، و نارضایتی عمومی هر روزه بر بشکه در حال انفجار جامعه ایران در کمیت و کیفیت میافزاید، برای پرهیز از بروز قیامهای بیشتر و حادتر که تغییر و سرنگونی حکومت ولایت فقیه را ندا میدهد، خامنهای چاره و اضطراری جز این ندارد که از بیرون از حکومت خودش، چارهسازی کند. [ایران؛ تیر شلیک شده غیرقابل بازگشت به دیکتاتوری!]
بدین مفهوم که در داخل ایران در زمینههای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و… روشن و بدیهی است که خامنهای و حکومت ولایت فقیه حرفی برای گفتن و چیزی برای عرضه ندارند و هر آنچه در چنته داشتند را در چند دهه گذشته در ترازو گذاشتهاند.
توافق و وحدت خامنهای و نخبگان حکومتی در پشت پرده!
تنها امید خامنهای و نخبگان حکومتی ولایت فقیه به توافق با غرب و آمریکاست تا پنجرهیی ولو کوچک از سنخ ابتدائا اقتصادی و متعاقبا سیاسی، برای حکومت ولایت فقیه بگشاید تا طناب دار بر گردن خامنهای کمی شل شود.
از این روست که نخبگان حکومتی در ماههای اخیر همان گونه که سالها عصای دست خامنهای بودند، اکنون نیز در کسوت «امداد غیبی» برای خامنهای نقشآفرینی کرده و راه غلط کردمگویی و نوشیدن جام زهر را به خامنهای نشان میدهند.
اما قطعا این موضوع بدون مقدمهچینی و ترتیبدادن زمینهسازی برای آن برای خامنهای و حکومتش گران خواهد بود.
بدین معنا که در حالی که از ابتدای مذاکرات برجامی، جناح خامنهای همواره بر طبل مخالفت با برجام و گفتگوی با آمریکا میکوبیدند و سودای آتش زدن برجام داشتند، در حال حاضر خامنهای به دلیل تضادهای داخلی در درون جناح خودش و بدنهی ریزشی حکومتش، به یکباره نمیتواند خیز مذاکره و توافق با آمریکا را بردارد.
به دیگر بیان بدین منظور باید ابتدا زمینهسازیهایی صورت گیرد تا افکار عمومی در جناح غالب حاکمیت و بدنهی ریزشی حکومت آماده شود.
در این راستا بخشی از ماموریت به جناح مغلوب حاکمیت و نخبگان حکومتی نظیر ظریف، صالحی و شرکاء سپرده شده است که با تبلیغات رسانهیی و… این زمینهسازی را برای جناح غالب حاکمیت انجام دهند.
قطع یقین خامنهای و رئیسی نیز در تدبیر خود میاندیشند که در پایان دور اول رئیسی با وضعیتی که در مورد معیشت و گرانی و تورم در جامعه ایران وجود دارد، هیچ دستاورد ماده و ملموسی برای رئیسی برای دور بعد نمیتوان تراشید، الا اینکه از طریق توافق با آمریکا و مذاکرات برجام و عقبنشینی در برخی زمینهها، قفلهای انزوا را باز کرد و برخی گشایشها از این سنخ را به حساب دستاورد برای «دولت جوان و حزباللهی» خامنهای ریخت تا ره توشه دروهی آتی وی برای پاستور شود.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.