البرز دماوندی: به نظر من ما (چپ) نه تنها نباید دموکراسی پارلمانی را نفی کنیم، که در آن صورت حمایت بخش وسیعی را از دست خواهیم داد، بلکه باید با قرار دادن دموکراسی مشارکتی، دموکراسی مستقیم، دموکراسی مشورتی و دموکراسی شورایی در کنار آن نشان دهیم که آلترناتیو بسیار کامل تری داریم که نه تنها با آخرین دستاوردهای اندیشه بشری در مورد دموکراسی مطابقت دارد، بلکه در عین حال نظرات و منافع بخش های عظیم تری از مردم را تامین می کند.

در زیر من تلاش می کنم تنها از زاویه مبارزه برای دموکراسی به مبارزه طبقاتی در ایران نگاه کنم و نه از یک زاویه عام که همه جنبه های مبارزه طبقاتی پرولتاریا برای رسیدن به سوسیالیسم را در بر گیرد. بحث جامع در این باره نیاز به یک نگاه گسترده تری دارد که از حوصله این نوشته خارج است.

طبقات اجتماعی بسته به شرایط خاص اجتماعی اقتصادی سیاسی تاریخی و جغرافیایی، وظایف خاصی، از جمله رهبری مبارزه برای دموکراسی، را بر عهده می گیرند. مبارزه برای دموکراسی به دو دلیل انجام می شود:

یک- به دلیل فقدان دموکراسی که دلیل لازم برای تحریک هر مبارزه ای برای دموکراسی است، ولی دلیل کافی نیست. 

۲- ضرورت وجود دموکراسی در جامعه برای بقای طبقات اجتماعی و هرگونه حرکت به جلوی آنها در مفهوم عام آن .

فقدان دموکراسی دلیل کافی نیست، چرا که می بینیم در جوامع ماقبل سرمایه داری علیرغم فقدان دموکراسی، تا پیش از پیدایش بورژوازی و شکل گیری پایه های مادی و اندیشه ای جامعه نوین، خبری از مبارزه برای حقوق دمکراتیک نیست.

آیا بورژوازی همیشه پرچمدار دموکراسی بوده است؟ به هیچ وجه. اصولن نمایندگی از دموکراسی ملک طلق هیچ طبقه اجتماعی نیست، نه بورژوازی، نه خرده بورژوازی، نه طبقه متوسط و نه پرولتاریا.

در هر دوره تاریخی طبقات اجتماعی بسته به منافع طبقاتی شان ممکن است از روندهای دمکراتیک حمایت کنند یا نکنند. حتی ممکن است بخش هایی از طبقه از یک جنبش دمکراتیک حمایت کنند و بخش هایی از یک جنبش فاشیستی یا نئوفاشیستی.

در ایران هر چهار طبقه اجتماعی موجود از پیش از انقلاب و تا چند دهه پس از انقلاب دموکراسی را فدای امنیت اجتماعی اقتصادی و سیاسی کردند. شاید بتوان گفت که از اواخر دهه هشتاد شمسی تغییر در این روند آغاز شد. سه طبقه خرده بورژوازی، طبقه متوسط و طبقه کارگر شروع کردند به گفتمان سازی برای دموکراسی و به مبارزه برای کسب حقوق دمکراتیک. چرا؟ نه به خاطر این که این طبقات رسالت ماورائی برای خود قائلند. نه به خاطر این که عاشق دموکراسی هستند. برای این که  روندی که در دوران هاشمی به شکلی گسترده در پیش گرفته شد و سپس در دوران خاتمی و احمدی نژاد پیگیری شد و به شکل گیری الیگارشی های عظیم مالی در میان نظامیان و وابستگان درجه یک حکومتی انجامید، زنگ خطر هایی را به خصوص در زمینه های اقتصادی برای این سه طبقه به همراه داشت که به صورت کاهش درآمدها و امنیت اقتصادی شان جلوه گر شد.

آمارهای دهک های درآمدی در این دوران به خوبی روند سقوط اقتصادی در این طبقات را نمایش می دهد، روندی که در دهه نود به مراتب بدتر شد. طبقات اجتماعی برای پی بردن به این روندِ روزافزونِ توزیعِ نابرابر درآمد در جامعه نیازی به بررسی آمار و ارقام بانک مرکزی و مرکز آمار ایران ندارند. آنها با پوست و گوشت خود این توزیع نابرابر را حس می کنند و در سفره های خود می بینند و به این نتیجه می رسند که باید شرایط سیاسی را تغییر دهند و سرنوشت خود را به دست گیرند و برای به دست گرفتن سرنوشت خود نیاز به دموکراسی دارند. و اگر برای تغییر این شرایط صندوق رای بی اثر است پس چاره ای جز خیابان و مبارزه رودر رو باقی نمی ماند. 

در این مبارزه برای دموکراسی این سه طبقه با هم هستند. اما دموکراسی تنها در صندوق رای خلاصه نمی شود. صندوق رای تنها یک شکل از دموکراسی است، یعنی دموکراسی پارلمانی و تازه تنها یک لحظه از این دموکراسی پارلمانی و نه تمام آن.

تا اینجای کار این دو طبقه در کنار پرولتاریا هستند و پرولتاریا هم باید به خواسته های آنان در این زمینه ها بها دهد. بدون بها دادن به این خواسته ها توقع نوعی اتحاد عمل بین این طبقات اجتماعی غیرقابل تصور است. اما این شکل دموکراسی پارلمانی، حتی اگر به صورت کامل به اجرا درآید و تنها منحصر به روزِ رای دادن نشود، شکل ناقص و محدودی از دموکراسی است.

انواع دیگر پیشرفته تری از دموکراسی وجود دارد که هم عملی هستند و هم بهتر حقوق توده های همه طبقات اجتماعی، به خصوص طبقه کارگر، را تامین می کنند، از جمله دموکراسی شورایی، دموکراسی مشارکتی، و دموکراسی مستقیم که به فراخور شرایط می توان از آنها استفاده کرد.

اختلاف بین پرولتاریا و دیگر طبقات دموکراسی خواه از اینجا آغاز می شود. دموکراسی پارلمانی ضمن این که می تواند حرکتی به جلو باشد اما اگر دست کم با دموکراسی شورایی و دموکراسی مشارکتی همراه نشود منافع پرولتاریا را تامین نخواهد کرد.


صفحه اصلی سایت اتحاد کارگران انقلابی ایران

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)